کوتاه‌ درباره‌ سریال‌ «نشانی»

باد ما را خواهد برد‌

حفظ اصالت‌ها، التفات به سنت‌ها و توجه به کانونی چون خانواده درون جوامع در حال توسعه هنوز محلی از اعراب دارد‌؛ اما مناسبات جدید زیستی و رفتاری در عصر حاضر کانون خانواده را وارد مرحله نوینی از تجربه زندگی جمعی کرده است.
کد خبر: ۱۶۶۷۵۱

موضوع بحران هویت و بازگشت به ریشه‌ها در شکل‌های گوناگونی دستمایه سریال‌های تلویزیونی قرار گرقته است. سریال «نشانی» که در ایام نوروز از شبکه 2 سیما پخش شد با ریسمان دختری که بعد از سال‌ها به دیار خود بازگشته، می‌خواست زندگی یک خانواده اصیل ایرانی را با چند پیمانه طنز مرور کند‌؛ اما درعمل، مناسبات و بده بستان‌های آدم‌ها در سطح و روبنا حرکت کرده و با بهره‌وری از اهرم طنزشفاهی، همه امور ختم بخیر ‌شد.

موقعیت‌هایی که برای لیلا در ایران تدارک دیده شده‌ بود، بیشتر نشان‌دهنده بلاهت و دست و پاچلفتی بودن او بود‌؛ در صورتی که در بخش‌های آغازین سریال می‌بینیم که لیلا مدیر شرکتی در دبی است و کلی آدم زیردست او کار می‌کنند.

ورشکستگی شرکت و در پی آن پیشنهاد عمه‌خانم برای یافتن گنج خانوادگی توسط لیلا با بهره‌وری از شعر زنده‌یاد سهراب سپهری بیشتر به یک لطیفه شبیه است‌؛ بخصوص که نسلی از جامعه ما به این قطعه شعر تحسین‌برانگیز سهراب با حس نوستالژیک می‌نگرد. این‌که شعر مرحوم سپهری تنها رد و نشانه‌ای برای لیلا است تا زمین را حفر کند و یا مهدی را از درخت خانه بالا بفرستد به واقع، شوخی تلخ و بی‌مزه‌ای است. نیکوتر آن بود که نویسنده به همان بیت معروف نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود... اکتفا کرده و به مجادله لیلا با خانواده حمیدی قوام بیشتری می‌داد.

بار اصلی «نشانی» بر مکالمات گفتاری و نحوه بیان لیلا در ادای جملات و کلمات استوار شده که این نحوه گفتار یادآور کارکترهای نمایش‌های رادیویی برنامه موفق «صبح جمعه با شما» دوره مرحوم منوچهر نوذری است. معلوم نیست به چه دلیل سازنده سریال برای خنداندن مخاطب این ترفند بیات و نخ‌نما شده را لحاظ کرده است‌؛ لیلا فارسی، عربی و انگلیسی را با هم ترکیب کرده و معجونی گفتاری را می‌سازد که کارایی آنچنانی نداشته و مخاطب هم بلافاصله آن را ازیاد می‌برد.

نویسنده آدم‌هایی برای داستانش انتخاب کرده که شناختی از حرفه و طبقه آنان ندارد. تا آنجا که همگان می‌دانیم بنگاه‌داران املاک افراد تیز و زبر و زرنگی هستند که مو را از ماست بیرون می‌کشند، بسختی می‌شود این قشر افراد را دور زد و پیچاند‌؛ در صورتی که لیلا مثل آب خوردن وارد خانواده این بنگاه‌دار شده و هر بامبولی می‌خواهد درمی‌آورد.

ظن و شک نیلوفر به پنهان‌کاری و زیرآبی رفتن‌های لیلا که می‌توانست موقعیت‌های ناب و کمیکی را بوجود آورد به چند وضعیت بی‌رمق ختم شده است‌؛ گویی نویسنده از مواجهه آدم‌هایش هراس داشته و به نحوی درصدد بوده آنان نه در برابر هم، که در کنار هم به حشر و نشر بپردازند. اخترکه زن سرد و گرم چشیده و باتجربه‌ای‌ است، خیلی سهل و راحت مریم را که به درون حیاط سرک می‌کشد، رها کرده و از خیر او می‌گذرد.

داخل پارک، برای یکبار هم شده اختر رودرروی مریم قرار نمی‌گیرد‌؛ نویسنده بیشتر موقعیت‌های موش و گربه‌ای که به غنای کار مدد می‌رسانده خیلی راحت هدر داده است. به هر روی وقتی بستری برای دوری یا مواجهه آدم‌ها مهیا می‌شود باید از آن به بهترین شکل ممکن برای گرم کردن تنور منازعات داستان بهره برد.

نویسنده موقعیت‌هایی را در قصه خود سامان داده که اغلب آدم‌ها در آن موقعیت‌ها منفعل هستند.  زیرکی و هوشمندی کارکترها زمانی کارکرد دارد که طرف مقابل هم به همان اندازه توانایی عکس‌العمل و پاسخ داشته باشد.

دو‌موقعیتی که بهروز و پدرش با برخی اعضای خانواده حمیدی مواجه می‌شوند، ظرفیت بالقوه‌ای برای چالش میان آدم‌ها و ایجاد پاساژهای کمیک داشت که خیلی راحت سازنده سریال از کنار آن گذشته است.

در یک‌سوم پایانی مجموعه که مهدی به قصه سرک می‌کشد، داستان در عمل وارد مسیر بیراهه شده و از راه اصلی خود بیرون می‌زند. درواقع گشایش رگه عشقی  عاطفی میان مریم و مهدی به فربه شدن زمان سریال مدد رسانده است‌؛ چون با حذف کارکتر مهدی و مناسباتش با مریم خللی در داستان وارد نمی‌شد، مگر این‌که از ابتدای ورود مریم به تهران به موازات چالش‌های لیلا با افراد خانواده حمیدی برای یافتن گنج، بده بستان مریم و مهدی هم قوام گرفته و در پایان به عاقبت بخیری ختم می‌شد، در شرایط کنونی حضور مهدی در داستان نچسب و تحمیلی است.

معضل دیگر سریال به همین یک‌سوم بخش پایانی ارتباط دارد‌؛ یک مرتبه سریال تغییر لحن داده و رویه جدی به خود می‌گیرد. آدم‌ها به شیوه مستقیم، مثل نقل و نبات به سر بیننده  پیامی اخلاقی، انسانی و معنوی می‌پاشند. لحن مرثیه‌وار و پرآه و ناله بخش‌های پایانی روی اعصاب مخاطب رژه می‌رود. «نشانی» ساختار اجرایی ساده و مقبولی دارد. برش پلان‌ها به قاعده و مطلوب است. حضور سازنده پشت پلان‌های کارش گل درشت و محسوس نیست و همین امر به سریال در شمایل تصویری مدد رسانده تا بیننده رد «نشانی» را تا پایان بگیرد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها