در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فیلم هامون به گفته بسیاری از منتقدان از برترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران است. از این که اولین حضورتان در عالم سینما با این فیلم بود، چه احساسی دارید؟
بسیار خوشحالم که به صورت کاملا تصادفی این اتفاق افتاد و من از سوی یک دوست به مهرجویی معرفی شدم. او عکسهای من را دید و من را برای نقش مهشید انتخاب کرد که برایم اتفاق شیرین و جالبی بود و البته تعیینکننده.
تعیینکننده از چه جهت؟
از این نظر که این شروع خوب در انتخاب و کارهای بعدی من هم تاثیر گذاشت. وقتی بازیگری، شروع کارش با داریوش مهرجویی باشد، قطعا سعی میکند در کارهای بعدیاش هم دقت کند و من در این چند سال تمام سعیام را کردهام تا بتوانم انتخابهای مناسبی داشته باشم.
فکر میکنید اگر در شرایط امروز فیلمهایی مانند هامون و بانو ساخته شوند، چقدر مخاطب خواهند داشت؟
کارهایی مثل هامون و بانو و یا حتی کیمیا از آن دست کارهایی هستند که تاریخ مصرف ندارند. فکر میکنم اگر الان هم کارهایی با همان مضمون و محتوا و جذابیت تصویری ساخته شوند، طبیعتا مخاطب خواهند داشت. هامون پس از 17 16 سال هنوز مخاطب دارد. بانو با وجود این که پس از 7 سال اکران شد، ولی باز هم در جذب مخاطب موفق بود. بنابراین اگر کاری با کیفیت و با محتوا ساخته شود، میتواند سالیان سال ماندگار شود.
خیلیها معتقد بودند فیلم هامون فیلمی ضدزن است و در آن فیلم جوری القا میشد که مهشید زنی عرفانزده و روانپریش است که در نهایت به حمید هامون خیانت میکند. شما که نقش مهشید را بازی کردید، الان درباره او چه تصوری دارید؟ آیا به نظر شما مهرجویی باید مهشید را همان جا رها میکرد؟
قضاوت الانم درباره مهشید نگاه پختهتری است. 18 سال از نگاهی که من نسبت به مهشید داشتم گذشته است. یعنی هم بیتا فرهی و هم مهشید در این 18 سال عوض شدهاند. ولی به طور کلی، شخصیت مهشید را قابل دفاع میدانم چون مهشید به هیچ وجه منفی و سیاه نبود و معتقدم مهرجویی نخواسته بود زن را سیاه نشان بدهد.
چون پس از فیلم هامون، مهرجویی با فیلمهای سارا، بانو و لیلا سهگانهای ساخت که اصلا در مورد زنان بود و به شوخی یا جدی میگفتند مهرجویی اینها را برای تلافی احجافی که به خانمها در هامون کرده، ساخته است. ولی من این حس را نداشتم.
مهشید را بیشتر دوست داشتید یا بانو را؟
هر دوشان وجوه قشنگی داشتند. مثلا جستجوگری مهشید از این شاخه به آن شاخه پریدنهایش و کنجکاویهای روشنفکرانهاش ابعادی است که ممکن است در وجود هر آدمی سردربیاورد. ولی بانو را خیلی دوست دارم.
مهربانی، عطوفت و رئوف بودن بانو برایم بسیار ارزشمند بود.
شما جزو بازیگرانی هستید که نقشهای خاص زیادی ایفا کردید. این مساله خواست خودتان بوده یا پیش آمده؟
خواست خودم بوده و از این بابت هم بسیار خوشحالم که نقشهایم متفاوت بوده است. البته این خاص بودن نقش هم یکی از خصلتهای کارگردانهای بزرگ است. چون آنها ریسک کارهای بزرگ را میکنند.
این پیچیدگی و خاص بودن نقشها برایتان آزار دهنده و دشوار نیست؟
خیر. چون من وقتی کاری را قبول میکنم، با تمام وجود آن را انجام میدهم و برایش زحمت میکشم. اینگونه نقشها چون ابعاد مختلفی دارند، بازیگر باید بیشتر روی آنها کار کند که از این نظر برایم بسیار جذاب هستند.
خانم فرهی، شما چقدر به ارتباط متقابل نقش و زندگی اعتقاد دارید؟
خیلی زیاد. اگر بازیگر نقشی را که به او پیشنهاد میشود، زندگی و لمس کرده باشد، در زمینههای مختلف یا در سنین مختلف آن را راحتتر ایفا میکند. چون به هر حال قسمتی از وجود خود اوست و به شخصیت اصلی شکل میدهد و این روی زندگی هم بسیار تاثیرگذار است.
فکر میکنید چرا بیشتر نقشهایتان در ذهن مردم ماندگار شدند؟
نمیدانم. شاید برای این باشد که برای همه آنها زحمت کشیدهام، با تمام وجودم آنها را بازی کردهام و هرگز سرسری از کنار آنها رد نشدهام.
در بیشتر نقشهایتان جدیت و قدرت خاصی دیده میشود؛ چه به لحاظ رفتار و چه به لحاظ بیان در این خصوص توضیح دهید. این ویژگیها به چه چیزی بر میگردد؟
مقداری به شخصیت خودم برمیگردد. چون ذاتا آدم جدیای هستم. تا حدودی هم به نقشهایی که بازی کردهام بر میگردد؛ چون نویسندهها و کارگردانهایی که با آنها کار کردهام، با توجه به شناختی که درباره من داشتهاند، نقش را به من سپردهاند. مثلا از زبان خود رخشان بنیاعتماد شنیدم که یک سالی روی فیلمنامه خون بازی کار میکردند و در طول این مدت تنها به من فکر میکردند. بنابراین من هم تمام سعی و تلاشم را کردم تا بتوانم بازی خوبی را ارائه کنم.
چرا شخصیتهایی مثل مهشید و بانو را کمتر تکرار کردید؟
دیگر کاری که این گونه شخصیتها در آن باشند، ساخته نشدند. در حال حاضر، بیشتر نقشهایی که میبینم منفعلاند و ویژگیخاصی ندارند. من هم از این جور نقشها زیاد استقبال نمیکنم.
اما این شانس را داشتهاید که با کارگردانهای خوب کار کنید؟ این مساله چقدر در روند بازیگریتان تاثیر داشته است؟
مسلما بهترین راه و روش را به من نشان داده است. کار با هر کدام از این کارگردانها تجربههای بسیار ارزندهای به من آموخته و همیشه تلاش کردم کارهای ارزشمندی ارائه کنم. علاوه بر این، کارگردانها هم بهترین کارایی را از من بیرون کشیدهاند.
سبک کاری کدام یک از کارگردانهایی را که با آنها کار کردهاید بیشتر میپسندید؟
سبک کار مهرجویی را قبول دارم و شانس این را داشتم که در 3 فیلم با ایشان همکاری کنم. کار در کنار فخیمزاده هم تجربه تازهای برایم بود. ضمن این که کارهای فرمانآرا هم همیشه برای من دوست داشتنی هستند.
اما نقشی که در فیلم اعتراض مسعود کیمیایی داشتید، خیلی دیده شد؟
این نقش از نظر مخاطبان بسیار نقش خاصی بود. البته برای خودم هم تجربه شیرینی بود. فکر میکنم دلیل موفقیتش هم این بود که کیمیایی به این نقش پرداخته بود و تکلیف این نقش کاملا مشخص بود.
وقتی نقش درست باشد، ایفایش برای بازیگر هم به مراتب راحتتر میشود. شخصیتپردازی و بازی بازیگر هر دو مکمل یکدیگرند.
احساس میکنم بازی در سینما برایتان به مراتب دلپذیرتر است؟
بله. آن هم به این دلیل که کارم را با سینما شروع کردهام. البته این حرفم به این معنا نیست که از تلویزیون و کار در آن بدم میآید، نه. اتفاقا تلویزیون چون طیف وسیعتری از مخاطب را در برمیگیرد، برایم اهمیت زیادی دارد و اگر کار خوبی باشد، حتما میپذیرم.
از بین سه کاری که در تلویزیون انجام دادید (سرزمین سبز، طلسمشدگان و ولایت عشق) کدام یک را بیشتر دوست داشتید؟
به طور کلی کارهای تاریخی را دوست دارم، چون زمان دیگری از تاریخ را روایت میکند. از میان این سه کاری هم که نام بردید، ولایت عشق را انتخاب میکنم چون هم خاطره خوبی برایم به جای گذاشت و هم از نظر اقتصادی ارزش زیادی برایم دارد.
برای رسیدن به یک نقش چه راهکارهایی دارید؟
در وهله اول با کارگردان صحبت میکنم، برای این که بدانم او چه میخواهد چون هدف و خط حضور شخصیت و نقش را کارگردان مشخص میکند. بعد خودم نقش را میخوانم و حس میکنم و از قوه تخیلم استفاده میکنم.
برای شمار کار در یک محصول تلویزیونی چه تفاوتی با کار سینمایی دارد؟
کار در تلویزیون سخت نیست؛ اما آدم مسوولیت بیشتری احساس میکند. من برای مردم بسیار ارزش قائلم، بسیار آنها را دوست دارم و خیلی برای شعور آنان احترام قائلم و اعتقاد دارم مردم فرق بین کار متوسط، خوب و ضعیف را میفهمند. چون تلویزیون طیف وسیعی از مخاطبان را دارد، کار تلویزیونی هم لذت بیشتری برایم دارد و هم احساس مسوولیت سنگینتری. تفاوت این دو به نظر من تفاوت معنوی است. بیشتر نگاهم به این سمت است که مردم از ما چه میخواهند و به ما چگونه نگاه میکنند و ما چطور نگاهشان میکنیم.
خانم فرهی، خیلی از بازیگران مطرح سینمای امروز به دلایلی به سمت تلویزیون آمدهاند. این مساله را چگونه ارزیابی میکنید؟
جایگاه بازیگر در سینمای ایران خیلی متزلزل است. الان سینمای ما به افراد و یک گروه سنی خاص محدود شده است و این محدود شدن به نظر من اصلا درست نیست! چقدر خوب است بازیگر شانس آن را داشته باشد که یک فیلمنامه خوب در تلویزیون به او پیشنهاد شود و بتواند کار کند و این وقتی پیش میآید که به نظر مردم بیشتر اهمیت داده شود و همچنین عرصه برای هنرمندی، هنرمندان معتبر باز شود.
اما شما در این سالها کمتر به سمت تلویزیون آمدهاید؟
چون کار خوبی به من پیشنهاد نشد. از طرفی هم خیلی معتقد به سینمای 90 دقیقهای نیستم. چون ساخت این نوع کارها به هیچ عنوان حرفهای نیست. مگر این که همه عوامل در آن حرفهای باشند. از کارگردان گرفته تا طراح صحنه و چهرهپردازی. بههرحال همان قدر که صبورم، سختگیر هم هستم.
در حال حاضر، انتخاب نقش برایتان مهم است یا صرفا فقط میخواهید بازی کنید؟
قطعا الان هم برایم مهم است و به مراتب حساستر هم شدهام و مایلم نقشهای آبرومندانه و ماندگارتری را بازی کنم و هرگز دوست ندارم به دلیل این که بیکار نمانم، در هر کاری بازی و سابقه چندین و چند سالهام را خراب کنم.
تا بهحال شده از حرفهتان و حتی سینما خسته شوید؟
گاهی در حین فیلمبرداری این حس را پیدا کردهام. اما این خستگی به حرفهام و جدایی از آن مربوط نمیشود.
چون چندان خودم را درگیر بازی در سینما نکردهام و در عین حال هم زندگی آرام خودم را دارم و هم به بازیگری مشغولم.
خانم فرهی، شده دلتان بخواهد نقشی را بازی کنید که تا به حال به شما پیشنهاد نشده باشد؟
همیشه دوست داشتم نقش یک زن عارفه و شیدا را بازی کنم، کسی که عوالم ملکوتی داشته باشد برای اینکه این زن میتواند زندگی جالبی داشته باشد.
کمی هم درباره خود بیتا فرهی صحبت کنیم. او چه خصوصیاتی دارد؟
صادق و زودباور است. سعی میکند کسی را نرنجاند. دل پاک و سادهای دارد اما در عین حال هم جدی است.
اگر بخواهید یک نقاشی از خودتان بکشید، چه خواهید کشید؟
خودم را با لباس بلند یک هندی مثل یک یوگی میکشم که چهار زانو نشسته و عبادت میکند.
حالا چرا با لباس یوگی؟
برای این که با رنگ سفید احساس پاکی میکنم و فقط به خدا تعلق دارم.
چه چیز شما را میرنجاند؟
بیحرمتی. حرمت یک انسان باید همیشه محفوظ بماند و حتی این حرمت لازمه وجود یک بازیگر هم هست. اگر این احترام و حرمت باشد، آنوقت میبینیم کارآیی بازیگر هم بیشتر میشود.
محبوبه ریاستی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: