نگاهی به سریال نوروزی قرارگاه مسکونی‌

دردسر قدر ندیدن بازیگران‌

برنامه‌های طنز تلویزیونی از اوایل دهه 70 دچار یک تغییر و تحول جدی شد. برنامه‌های طنزی که داریوش کاردان در اوایل دهه 70 برای تلویزیون ساخت، از چند جهت نسبت به برنامه‌های دیگر دارای برجستگی بود. برخلاف متن‌های طنز قبلی که بینندگان در تلویزیون دیده بودند، این بار متن‌ها به موضوع‌های ادبی از تاریخ ادبیات ایران محدود نبود و حال و هوای اجتماعی انتقادی داستان‌ها، خبر از تغییر نگاه و تازگی موضوع می‌داد. حضور چهره‌های جوان نیز از همان نقاط عطفی بود که توجه بسیاری از مخاطبان را به خود جلب کرد. این گروه از بازیگران جوان هرچند ابتدا به شکل تیمی و در کنار یکدیگر حضور داشتند، اما بعدها هر یک از آنها به سمت‌وسویی رفتند و تبدیل به کارگردان‌ها و نویسندگان مستقلی شدند.
کد خبر: ۱۶۶۶۹۱

عرصه طنز در طول سال‌های گذشته هر بار چهره‌ای تازه به تلویزیون و سینما معرفی کرده است. شاید بتوان جواد رضویان را یکی از آخرین پدیده‌های تلویزیونی طنز معرفی کرد. حضور او در فیلم‌ها و سریال‌های مختلف در این سال‌ها همیشه با استقبال فراوانی از سوی مخاطبان مواجه شده است.

حضور در سریال‌های «پاورچین»، «نقطه‌چین»، «جایزه بزرگ»، «چهارخانه» و... بخشی از خاطرات شیرین مخاطبان تلویزیون را از سریال‌های طنز تشکیل می‌دهد. هیچ یک از ما نمی‌توانیم بازی شیرین و زیبای او در نقش یک آدم دست‌وپا چلفتی و گو در سریال «پاورچین» را از خاطر ببریم. حتی شخصیت نظیر شنبه در سریال «چهارخونه» هم یکی از خاطرات شیرین ما از این سریال است. این اتفاقی است که درباره سریال‌هایی که او کارگردانی کرده به سختی روی داده است.

واقعیت این است که رضویان در مقام کارگردان بعد از پشت سر گذاشتن تجربه ساخت این سریال تلویزیونی برای شبکه 3، در ساخت سریال جدید خود برای شبکه 5 سیما تجربه موفقی را پشت سر نگذاشته است. حتی با کمی اغراق می‌توان گفت حضور او در فیلم «معتاد اجباری»، بسیار موفق‌تر از کارگردانی سریال «قرارگاه مسکونی» بوده است.سریال «قرارگاه مسکونی» شروع خوب و موفقی دارد، اما در ادامه این فضا حفظ نمی‌شود. اما نباید این نکته را فراموش کنیم که شیوه‌ای که رضویان در ساخت این سریال به کار می‌گیرد، در میان سریال‌های تلویزیونی طنز، دیگر به یک قالب تکراری و مستعمل تبدیل شده است.

ساده‌ترین نکته‌ای که درباره این سریال و شخصیت‌پردازی آن به نظر می‌رسد، نوع معرفی قراردادی و تیپ‌گونه شخصیت‌هاست. هر یک از سربازانی که در این قرارگاه حضور دارند، از یک گوشه کشور به این پادگان آمده‌اند و به واسطه اقلیم خاصی که در آن رشد کرده‌اند، ویژگی‌های شخصیتی خاصی دارند. فردی که آبادانی است، مانند تصویر کلیشه‌ای آبادانی‌ها در فیلم‌ها و سریال‌های ایرانی، علاقه فراوانی به عینک ری‌بن دارد. آن‌که از شمال کشور آمده، کمی ترسو و محتاط است. سربازی که از غرب کشور آمده، روحیه‌ای نسبتا خشن دارد و سرباز دیگری هم که نقش او را علی صادقی ایفاء می‌کند، مانند اغلب نقش‌هایی که این بازیگر ایفاء می‌کند، فردی «سرتق» است.هر یک از این شخصیت‌ها ویژگی‌های خاصی دارند که به شکل قراردادی، آنها را در هر موقعیتی وادار به بروز عکس‌العمل خاصی می‌کند. حالا این شخصیت‌ها در کنار قصه‌ای که در سراسر صحنه‌های آن شاهد شوخی‌هایی ساده و ابتدایی  مانند بلند بلند صحبت کردن با تلفن، فرار کردن با شیوه‌های مختلف و یک ماجرای عشقی با سرانجام خوش هستیم، در رقابت با قالب‌های جدیدی که این روزها نویسندگان در نوشتن فیلمنامه‌های طنز به کار می‌گیرند، نمی‌تواند به نتیجه خوبی برسد. حتی خود رضویان هم در این سریال مانند دیگر فیلم‌ها و سریال‌هایی که از او دیده‌ایم، شخصیتی «بانمک»  نیست و در نهایت یک شخصیت کاملا معمولی و کمتر از آن است که مخاطب از این بازیگر انتظار دارد.اغلب بازیگرانی که این روزها به کارگردانی رو می‌آورند، می‌گویند بازیگری دیگر آنها را ارضاء نمی‌کند. در تلویزیون و سینمای ایران جز چند بازیگر معدود، کمتر پیش آمده که قدر هنر بازیگران شناخته شود و معمولا در زمان موفقیت یک اثر نمایشی، همه افتخارها یکجا نصیب کارگردان آن اثر می‌شود. شاید این مساله مهم‌ترین انگیزه روی آوردن بازیگران به کارگردانی باشد. اما نتیجه همیشه خوب و درخشان نیست. هر یک از این دو عرصه ،آدم خاص خود را می‌خواهد و حتی تجربه‌های فراوان بازیگری نیز اغلب تنها به درد ساخته شدن یک اثر متوسط می‌خورد.

رضا استادی‌

 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها