گفتگو با فرزاد کوهیان مربی بسکتبال
بسکتبال ایران مشکل ساختاری دارد
برخلاف بسیاری از مربیان بسکتبال که حاضر به پاسخ دادن به سوالات خبرنگاران نیستند فرزاد کوهیان ، مربی جوان اصفهانی همیشه با حوصله به سوالات پاسخ می دهد.
کد خبر: ۱۶۴۳۳
او از جمله کسانی است که در هر دو رده بازیگری و مربیگری خوشنام و موفق است . کوهیان که فوق لیسانس تربیت بدنی است ، در حال حاضر در دانشگاه اصفهان تدریس می کند و در کنار آن از تربیت بازیکن هم غافل نیست . خانواده بسکتبال او را از اوایل دهه 60به خاطر دارد؛ وقتی که برای اولین بار به تیم ملی جوانان دعوت شد و بعدها هم افتخار پوشیدن لباس تیم های ملی بزرگسالان ، دانشجویان و ارتش را به دست آورد. در کارنامه این مربی جوان عضویت در تیم های ذوب آهن (به عنوان خانه اصلی )، دخانیات ، دانشگاه آزاد، ژاندارمری ، ارتش ، استقلال اصفهان ، شهرداری اصفهان و راه آهن تهران به یادگار مانده است ؛ خاطراتی که به آن باید مقام سومی باشگاه های آسیا را هم اضافه کرد. کوهیان در سال 1378مربی تیم ملی امید ایران شد، سال 80هم مربیگری تیم ملی دانشجویان ایران را در رقابت های قهرمانی دانشجویان جهان در چین به عهده داشت ضمن این که در همان زمان به همراه سعید ارمغانی و مهران شاهین طبع ، مسوولیت هدایت تیم ملی بزرگسالان کشور را هم به عهده داشت . وی در گفتگویی با روزنامه جام جم از مشکلات بسکتبال و راه حل رهایی از آنچه که کسی جرات «بن بست » خواندنش را ندارد، می گوید.
چه تفاوتی میان زمانی که بسکتبال بازی می کردید با حالا ، در سطح آسیا احساس می کنید؛
زمانی که ما بسکتبال بازی می کردیم ، جایی به نام منطقه غرب آسیا وجود نداشت و ما مستقیما در مسابقات آسیایی شرکت می کردیم و کمابیش هم مقامهایی به دست می آوردیم . از طرفی کشورهای عربی مثل سوریه ، لبنان و اردن کمتر در رقابت های آسیایی شرکت می کردند و اخیرا که آسیا به چند بخش تقسیم شده است ، می بینیم که این تیم ها کار کرده اند و خیلی قوی شده اند به طوری که ما در منطقه غرب آسیا دچار مشکل هستیم تا بتوانیم به ABC راه پیدا کنیم ، هرچند روند بسکتبال کشور ما هم تغییر کرده ، اما حرکتش کند بوده و دلیل اصلی این کند بودن پیشرفتمان هم فقط مشکلات ساختاری است . برای همین است اگر تیم های ما موفقیتی کسب می کنند، به شکل مقطعی است و استمرار ندارد، مگر این که ساختارمان را طوری پی ریزی کنیم که در هر بار حضور در مسابقات قاره ای جزو 6تیم اول باشیم.
منظورتان این است که ما ضعف بنیادی داریم؛
ضعف بنیادی بخشی از مشکلات ساختاری است ، مثلا تیم ملی در بازیهای آسیایی بوسان شرکت نکرد. باید ببینیم حالا که اعزام نشده ، در قبال این تیم چه کار کرده ایم . اگر می رفت ، چه کار می کرد و برمی گشت . ما باید ببینیم که برای روند بسکتبالمان چه برنامه ریزی ای داریم و به چه چیزهایی نیازمندیم . یعنی سال 81چکار می خواهیم بکنیم . سال 82چه برنامه هایی داریم که اگر عملی شوند، در سال 83چه کارهای دیگری را باید پیگیری کنیم و... فرض بگیریم که تیم ما نباید به بوسان برود، نهایتا باید برنامه ریزی کنیم و یک سال یا دو سال کار کنیم و با این برنامه اعزام شود. بعد نقاط ضعفش را ببینیم و در برگشت آنها را اصلاح کنیم ، این کمبود را در حال حاضر در بسکتبال احساس می کنم . یعنی روند حرکتی باید مشخص بشود تا این که از حالا تا زمانی که نتیجه می گیریم ، اگر مقامی به دست می آوریم ، به صورت تثبیت شده باشد درست مثل چین و کره که مسابقات آسیایی که در هر دوره برگزار می شود، این دو تیم فینالیست هستند؛ چون بسکتبال این دو کشور در آسیا تثبیت شده است . بنابراین احساس من این است که با کارهای مقطعی نمی شود نتیجه گرفت. فکر می کنید چطور می توانیم به جایگاه مناسب در آسیا برسیم؛
احساسم این است که با کارهای مقطعی نمی شود، بلکه باید ساختاری ایجاد کرد، عده ای روی آن کار کنند و ادامه بدهند تا به نتیجه برسد، نه این که فصل سال قبل ، مربی بودیم و امسال یک عده دیگری کار را به دست گرفتند و شاید سال دیگر نفرات جدیدتری بیایند. به نظر نمی رسد که یک مربی ظرف مدت 6ماه کار کردن ، بتواند معجزه کند مگر این که جادوگر باشد. در این میان باشگاه ها چقدر می توانند در تغییر شرایط موجود سهیم باشند؛
باشگاه های ما باید مشارکت بیشتری در این امور داشته باشند، به نظرم باید برگزاری و اجرای چند مسابقه را به آنها بسپاریم و فدراسیون هم نقش ناظر و حمایت کننده را داشته باشد، خطمشی بدهد و این حرکت را رو به جلو ببرد. از سوی دیگر باشگاه ها باید برنامه ریزی دراز مدت برای تیمهای پایه و بزرگسالشان داشته باشند، نه این که به شکل مقطعی کار کنند. در واقع باشگاه ها هم باید تثبیت شده در صحنه حضور داشته باشند. مثل تیمهای پیکان یا ذوب آهن که سالهاست در بسکتبال هستند و همیشه مطرحند بقیه هم باید همین طور باشند. یعنی باشگاهها می توانند مثلا در یک رشته فعال بشوند، الزامی نیست که بخواهند 10رشته را تحت پوشش بگیرند و نهایتا رئیس باشگاه ببیند که نه از این همه سرمایه گذاری جواب گرفته و نه این که از عهده این همه کار برمی آید و کنار کشیدن را به ماندن ترجیح دهد. این که فدراسیون عنوان می کند جور باشگاه ها را هم می کشد و بازیکن را در اردوی ملی می سازد و تحویل مربی اش در باشگاه می دهد، چقدر می تواند در کند کردن حرکت بسکتبال موثر باشد؛
این درست مثل گذاشتن قیف وارونه است . اما درستش این است که بازیکنان از رده های پایین آموزش ببینند و به تیمهای ملی برسند، نه این که ازتیم ملی به باشگاه ها بیایند. یعنی الان ما این طوری هستیم؛
نه ، ما این طوری بودیم فدراسیون جدید که هنوز کاری انجام نداده ، اما فدراسیون قبلی این کار را می کرد؛ کاری که در زمان خودش بسیار خوب بود، فدراسیون بسکتبالیست های خوبی را تحویل باشگاه ها داد؛ چرا که مربیان باشگاهی کار نمی کردند، اما اگر حالا این قضیه قطع بشود، طبیعتا دیگر بازیکن ساخته نمی شود و باز هم دچار مشکل می شویم و وقتی به یک کار مقطعی می خوریم ، باید از صفر شروع کنیم . در صورتی که باید ساختاری را برنامه ریزی کنیم که هم فردایش را بتوانیم داشته باشیم و هم سال آینده اش را. یعنی بدانیم از اینجا می رویم تا به این نقطه برسیم . حالا ممکن است خیلی سریع به ایده آلمان نرسیم ؛ اما بالاخره به دستش می آوریم . این است که کارهای مقطعی ما را دچار سردرگمی می کند. برای بهتر شدن وضعیت چه راه حلی پیشنهاد می کنید؛
به نظرم باید همه پیشکسوتان و مسوولان با هم همفکری کنند و از همه آنهایی که فکر یا ایده ای نو در کار کردن و حتی اجرا دارند، کمک گرفت و دنبال این هم نباشیم که 6ماهه نتیجه بگیریم . این که عنوان می شود فدراسیون بودجه انجام بسیاری از برنامه ها را ندارد، چقدر می تواند در پیشرفتمان موثر باشد یا نه بعکس به عنوان نیروی بازدارنده عمل کند؛
الان نمی توانم بگویم بودجه تاثیری در کار دارد یا جزو فاکتورهای مخل است ؛ اما این قبیل راه ها چون از پایه می خواهد شروع بشود، می توان کار کرد. الان بحث استعدادیابی و پرورش آنها را به طور چارت بندی شده نداریم و هنوز به طور سنتی کار می کنیم ، یعنی 10تا بسکتبالیست جمع می شوند و از میان آنها ناخودآگاه یکی - دو نفری خودشان را نشان می دهند، ولی این گسترش بسکتبال است ، نه استعدادیابی . برای استعدادیابی نیاز به بودجه سنگین نداریم ، اما برای رشد، بودجه تعیین کننده است . در این زمینه نهادهای زیادی مثل پژوهشکده وزارت علوم در این بخش سرمایه گذاری می کنند که کار ارزشمندی است و می شود از آنها کمک گرفت . از سوی دیگر فدراسیون به تنهایی نمی تواند همه این کارها را انجام بدهد، بلکه آموزش و پرورش و وزارت علوم و سازمان تربیت بدنی همگام با هم می توانند به راه حلی برسند. در خصوص بودجه با توجه به وجود شرکتهای بزرگ اقتصادی که تمایل به مشارکت در ورزش دارند، می توان عنوان کرد که ورزش ما از نبود یک مدیر خلاق رنج می برد؛
برای این بخش هم باید برنامه ریزی کرد. اما اول باید شرکتها شناسایی شوند، بعد با هماهنگی سازمان تربیت بدنی به شکل تثبیت شده وارد کار بشوند، نه به طور سلیقه ای ، جدای از این بازوهایی برای جذب این افراد نیاز است ، اینها باید برای ارتباط با شرکتها، ارتباط با مردم و کشاندن آنها به سالنها اقدام کنند. مثلا سال پیش در اصفهان مسوولان چند شرکت با من صحبت کردند، اما آنها هیچ اطلاعاتی در این زمینه نداشتند. اینها باید راهنمایی و جذب شوند، در نهایت باید کاملا جدا از داوری و یا مربیگری بسکتبال به این بخش پرداخته شود. مهین گرجی