شمیم شرقی

کد خبر: ۱۶۳۸
بلوغ باغ ظهور!من شنیدم از پرستوهای دورخش خشی می آید از باغ ظهوراز شمیمی دشت شبنم ها پر استاز عبوری ، چشم مریم ها پر است یک نفر در نیمه شب های سیاه نورپاشی می کند بر روی ماه ناگهان گل ها سلامش می کنندقاصدک ها ازدحامش می کنندضرباهنگ سم سمند بادپایت را از پیش لرزه های فرعونیان زمین و زمان می شنویم ، آی "مهدی" جان!می دانیم که دیر یا زود- به نزدمان می آیی ، ای نشاط بخش روح و روان ! اما تو خوبتر از همه خوبان ، آگاهی که : "در کار خیر، حاجت هیچ استخاره نیست !" پس زودتر بیا، چشمم شده سپید!از نازنین لحظه نورانی نوزادی است که چشمان شفاف و شهلای خود را بر دیدگان مهربان و منتظر مادرت "نرجس " دوختی ؛ چشمه سارهای جهان جوشان تر شدند و ابرها، آبستن باران رحمت گشتند و ابر و باد و مه و خورشید و فلک به کاری کارستان پرداختند تا تمام توش و توان خود را برای روزهای زیبای ظهورت ، ذخیره سازند تا تو ای زیباترین ذخیره "زعامت "، پای در رکاب "غیرت " کنی و به یاری مظلومان جهان بشتابی!شنیده ایم وقتی که می آیی ؛ عقل های قاصر ما نادان مردمان ، به کمال نزدیک می شود و هیچ زمینی ، لم یزرع و بی کشت و زرع باقی نمی ماند. باران ها؛ به موقع و به تعادل می بارند؛ نه سیل آسا و خانه خراب کن ! و نه چندان خسیس و کم آب و دیر به دیر. دیگر باران و باد و زلزله ، کلبه هیچ پیرزنی را کن فیکون نمی کند! اصلا بیوه زنی بی شوی و سرگردان و پیرمردی تنها و بی مونس و همسر نتوان یافت ! جهان ، "جوان " می شود و پیر و برنا، زنده دل و امیدوار و باجلال و جمال میشوند!گفته اند: وقتی ظهور می کنی که ظالمان ستم پیشه ، تنها در اندیشه رفاه و لذت خویش اند و از زورگویی و قلدری به مستضعفان جهان ، بیمی به دل راه نمی دهند و با دستگاه های پرطمطراق تبلیغاتی خود، هر گونه چپاول و غارت و جور و جفا را به نزد ساده لوحان ، جوری توجیه می کنند که "حق " از "باطل "، تشخیص داده نمی شود و مردان خدا و پرهیزگاران باتقوا، در میان مردمان ، یکه و تنها می مانند و همچون جد تنهایت مولا "علی " علیه السلام ، سر در چاه تنهایی فرو می برند و ناله بی مهری یاران را سر می دهند و استخوان در گلو و خار در چشم ؛ گاهی به خاطر مصلحت ، سکوت می کنند و زمانی به شدت می خروشند و از جور ستمگران فریاد بر می آورند، اما بوق و کرنای اهل جور، اجازه شنیدن دعوت "حق طلبی " جوانمردان جهادگر را به اکثریت مردمان نمی دهند تا با ترفندهایی ، خود را به دروغ - بر حق - جلوه دهند و همچنان بر جور و جفا و سلطه گری شیطانی خویش بر ضعفا بیفزایند.با الله که شهر، بی تو مرا حبس می شودآوارگی کوه و بیابانم آرزوست
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها