در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هر چند فیلمساز معتقد است که در این فیلم هم کماکان دنبال روی مضامین و تم های آثار قبلی اش است و به یک مساله و بحران اجتماعی خاص ، مثل تبعیض میان زن و مرد پرداخته است . این که زن ها هم مثل مردها حق حضور در جامعه را دارند و نباید حق مشارکت در فعالیت های اجتماعی و حرفه ای کمتر تجربه شده را از آنها گرفت . اما مساله اینجاست که این فقط حرفی است که فیلمساز به فیلمش الصاق می کند و کاملا مشخص و معلوم است که فیلم به بهانه و دلیل مطرح کردن یک مشکل اجتماعی و احیانا یافتن راه حلی برای آن ساخته نشده است .
فیلمساز 6سال پیش در دیداری اتفاقی با پدر و دختری در یکی از پارک های تهران ، توجهش به شغل پدر که با موتورسیکلت عملیات چرخشی انجام می داد، جلب می شود و تصمیم به ساختن فیلمی براساس این ایده می گیرد. معلوم است که در آن لحظه ، دغدغه مسائل اجتماعی و تبعیض میان زن و مرد در بین نبوده و اصولا همین عملیات چرخشی انگیزه فیلم ساختن برای طالبی بوده است . اگر از این ادعای غیرمنطقی فیلمساز بگذریم و به خود فیلم بپردازیم ، با فیلمی مواجه خواهیم شد که اتفاقا بعکس آنچه که فیملساز معتقد است ، به نوعی در آن از زن استفاده ابزاری شده است . عامل اصلی جذابیت فیلم موتورسواری گلشیفته فراهانی است و این که یک دختر سوارموتورسیکلت شود و نظرها را به سوی خود جلب کند.
ماهیت فیلم شبیه همان روزنامه ها و نشریاتی است که در فیلم عکس شخصیت دختر را روی جلد خود چاپ کرده اند تا احیانا تیراژشان بالا برود و نسخه های بیشتری از آنها به فروش برسد. تکرار مکرر صحنه های چرخیدن گلشیفته در گودال دیوار مرگ بارها و بارها در فیلم تکرار می شود و بی اغراق می توان گفت که یک سوم فیلم را همین صحنه ها تشکیل می دهد. در همین مسیر و به دلیل تمرکز فیلمساز روی این ایده اصلی است که اصولا داستانی در فیلم وجود ندارد و همه چیز در فیلم طوری طراحی شده که هر سکانس و هر ارتباط و هر کشمکشی به نماهای چرخیدن شخصیت اصلی ختم شود.
مثلا معلوم نیست که آن دختری که یکی ، دوبار در فیلم ظاهر می شود و شخصیت گلشیفته فراهانی با او درددل می کند و با هم در خیابان راه می روند اصلا کیست و از کجا آمده و قرار است کدام بخش از درام و قصه فیلم را به عهده بگیرد. یا شخصیت مادر این خواهر و برادر (با بازی آزیتا حاجیان ) که حضوری کاملا خنثی و بدون کارکرد در فیلم دارد و بود و نبودش تاثیری در جریان قصه ندارد. مهمتر از همه ، بازی غیرقابل قبول بازیگر خوبی مثل گلشیفته فراهانی است که نشان می دهد هر بازیگری هر چقدر هم توانمند بدون حضور و تسلط کارگردانی کارآزموده و ماهر، نمی تواند شایستگی های خود را بروز دهد.
حرکات بشدت اغراق شده و مصنوعی فراهانی در صحنه های خوشحالی او با آن کله معلق زدن ها و پشتک واروها و بالا و پایین پریدن ها و آن خنده های ناشیانه ، واقعا در حد بازیگر خوبی مثل او نیست و چند گام به عقب برای این بازیگر جوان محسوب می شود. در میان بازیگرهای فیلم شاید مهرداد صدیقیان را بتوان بهتر از بقیه دانست که مثل اتوبوس شب توانسته بازی قابل قبولی ارائه کند و هر چند سطح کارش از اتوبوس شب پایین تر است ، اما مخاطبی را که در آن فیلم بازی او را پسندیده بود، مایوس و سرخورده نکند.
هر چند باتمام ایرادها و ضعف ها و با وجود این که فیلم کاملا اثری است که در جریان فیلمسازی این روزها و به قصد فروش و جلب مخاطب عام ساخته شده (هر چند فیلمساز ادعا کرده که فیلم را به قصد فروش نساخته !) می توان آن را از نظر فیلمبرداری اثری قابل قبول به حساب آورد. حرکت های دوربین و استفاده از تراولینگ و کرین در داخل فضای محدود استوانه چوبی در بخش های عمده ای از فیلم ، به هرحال کار نسبتا مشکل و نه چندان راحتی است که در نهایت نتیجه ای قابل قبول داشته است . ضمن این که بعضی صحنه های موتورسواری را واقعا خود گلشیفته اجرا کرده که هر چند این مزیت و نقطه قوتی برای فیلم محسوب نمی شود، اما برای یک بازیگر دختر جوان ، نشانگر شور و شوقی است که در جهت علاقه و عشق به حرفه اش نشان می دهد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: