از داستان تا فیلمنامه

کتاب «هامون و دریا» که سال 1382منتشر شد، از همان زمان مورد توجه منتقدان و نویسندگان قرار گرفت . این کتاب همان سال در ردیف 4نامزد جایزه مهرگان ادب قرار گرفت و همچنین کتاب برگزیده شورای کتاب کودک در بخش داستان نوجوان شد.
کد خبر: ۱۵۹۸۰۹

در سال 1385آندرانیک خچومیان آن را به زبان ارمنی ترجمه کرد که قرار است در اسفند امسال ترجمه ارمنی هامون و دریا با حضور جمعی از نویسندگان و رئیس آکادمی فرهنگ و هنر ارمنستان در این کشور رونمایی شود. (دکتر ناهید معتمدی ، محمدرضا یوسفی و آندرانیک خچومیان همسفر نویسنده در سفر به ارمنستان هستند)تاکنون 2مترجم برای برگرداندن هامون و دریا به زبان سوئدی و انگلیسی با نویسنده گفتگوهایی انجام داده اند که به نظر می رسد ترجمه انگلیسی آن زودتر به سرانجام برسد.درخصوص راه یافتن هامون و دریا به سینما، قدم اول را محمد طلوع ، مدیر تولید کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برمی دارد. طلوع پس از مطالعه کتاب ، آن را به کریمی صارمی ، مدیر امور سینمایی کانون پیشنهاد می کند، کریمی هم با ساخت فیلمی سینمایی براساس آن موافقت می کند. کتاب به شورای مدیریت کانون سپرده می شود تا در صورت موافقت با نویسنده ، قرارداد بسته شود.شورای مدیریت کانون ، موافقت خود را با ساخت فیلم اعلام می کند.

 ابتدا قرار بر این بود که سیدمهدی شجاعی فیلمنامه را بنویسد، اما مشغله زیاد سیدمهدی این شانس را از نویسنده کتاب می گیرد تا سرانجام ابراهیم فروزش ، خود اقدام به نگارش فیلمنامه می کند که پس از اصلاحاتی ، کتاب به تصویب نهایی می رسد و در اردیبهشت 86در نیاسر کاشان کلید می خورد. پس از کاشان ، تیم سازنده به کویر می رود و در جنوب خراسان ، نواحی بجنورد و... کار را تمام می کند و در 2بخش مسابقه سینمای ایران و سینمای آسیا در بیست و ششمین جشنواره بین المللی فیلم فجر حضور می یابد.

 فیلم هامون و دریا به دلیل برخورداری از عناصر، نمادها و ویژگی های خاص ملی و بومی آن می تواند معرف و تصویرگر بخشی از هویت ملی و فرهنگی ما در عرصه های داخلی و بین المللی باشد. توجه چند تهیه کننده خارجی برای خرید فیلم یا حضور فیلم در جشنواره های خارجی در همان روزهای نخست بازار فیلم تهران (که در حاشیه جشنواره فیلم برگزار می شود) مهر تاییدی بر قابلیت های ملی و بین المللی این فیلم است .منتقدی گفته بود، چطور ممکن است در روستایی که برق هست هنوز طب سنتی حاکم باشد؟

در پاسخ به این منتقد بزرگوار باید بگویم بهتر است دوستان منتقد، عرصه هایی را که به درستی نمی شناسند، به قلمرو نقد خود درنیاورند. هنوز در همین تهران بزرگ خودمان هم مردم به بخش هایی از طب سنتی باور دارند و به آن عمل می کنند.تجویز خوردن ماهی زنده برای بیمار مبتلا به یرقان یا زردی ، در بسیاری از مناطق ایران ، هند، پاکستان و افغانستان متداول است ، ضمن این که اصلا یرقان و ماهی در این قصه بهانه است ؛ بهانه ای برای این که هفت عاشق دریا، از هفت خوان طراحی شده نویسنده در کویر گذر کنند تا اندازه عاشقی خود را به نمایش بگذارند و نشان دهند که چقدر مرد راهند.حتی توفان ، برادر دریا که تنها همراه هامون تا برکه آهوان است برای نوشیدن اندک آب ماهی در تنگ آب تلاش می کند و با هامون درگیر می شود، اما هامون تا پای مرگ مقاومت می کند، تا جایی که از تشنگی بر خاک می افتد... .

پایان فیلم با پایان کتاب کمی تفاوت کرده است . در کتاب ، هامون پس از آن که از سوی روستاییان نجات می یابد و به روستا آورده می شود، ماهی را به دریا می رساند. دریای بیمار و زرد و زار، دهان گشوده به سوی هامون و هامون ماهی را که تا رسیدن به دریا در دست های نمور خود نگاه داشته ، به سوی دهان دریا رها می کند. در پایان فیلم ، هامون ، تنگ ماهی را به دریا می رساند، اما نمی ماند؛ به این سان که سفر، سفر عشق ، سفر کویر، گذر از هفت خوان و گذر از آزمون وفاداری ... او را آنقدر پخته و پرورده که گویا دیگر به وصل دریا قناعت نمی کند و راه بزرگتری پیش روی خود می بیند؛ راه کمال شاید.

در ترجمه ارمنی هامون و دریا وقتی اندک آب مانده در تنگ را هم توفان ، برادر دریا می نوشد، هامان ، ماهی را تا رساندن به دریا، در دهان خود، زنده نگه می دارد.

درباره فیلم و موفقیت فروزش در اقتباس از کتاب

درباره فیلمنامه و فیلم آقای فروزش ، باید بگویم من هم درباره فیلم مرد کوچک و هم هامون و دریا، اعتقادم بر این است که اگر فیلمنامه نویس ، نویسنده داستانی را که می خواهد براساس آن فیلمنامه اش را بنویسد در کنار خود داشته باشد اثر بهتری خلق می شود. نویسنده ، آدم هایی را که خلق کرد، گفتگوهایی را که دهان این آدم ها گذاشته ، فضاها و موقعیت هایی را که به وجود آورده می شناسد و به همین دلیل می تواند در نگارش فیلمنامه به غنای اثر کمک کند.

درباره «مرد کوچک » من هنوز هم معتقدم آن داستان و آن کتاب به خودی خود، قابلیت لازم را برای یک فیلم بلند سینمایی نداشت ، اما این من نویسنده می توانستم ظرفیت سینمایی اثر را گسترش دهم و به قابلیت لازم برای یک فیلم سینمایی بلند برسانم و همین طور است نام فیلم که اصولا نام فیلم (مرد کوچک ) موضوع را لو می دهد و مخاطب می تواند داستان فیلم را پیش بینی کند و شازده کدو، برعکس نه تنها موضوع را لو نمی دهد بلکه حس کنجکاوی مخاطب را برمی انگیزد و... فروزش در هامون و دریا، نشان داد که اگر با موضوع و تم داستان ارتباط حسی لازم را برقرار کند، می تواند خلاقیت های نهفته خود را بهتر بروز دهد. غیر از هامون و دریا داستان های دیگری از من به سینما راه یافته است همان طور که اشاره شد، شازده کدو را ابراهیم فروزش به نام مرد کوچک به فیلم دارد.

کتاب «پیوندهای مشترک سینما و ادبیات »، در درست چاپ دارم . این کتاب ضمن مروری بر سینمای اقتباسی و بحث های نظری اقتباس ، گفتگوهایی با محمود دولت آبادی ، مسعود کیمیایی ، کیومرث پوراحمد، هوشنگ مرادی کرمانی ، جمال میرصادقی ، محمدعلی طالبی ، ابراهیم فروزش ، فرهاد توحیدی و احمد طالبی نژاد انجام داده ام که تازه و خواندنی است .

نزدیک کردن سینما و ادبیات در سال های اخیر، از دغدغه های فکری و کاری من بوده و در این سمت و سو چندین نشست تخصصی برگزار کرده ام . مدتی دبیر و مجری طرح اقتباس ادبی بوده ام (طرح مشترک بنیاد سینمایی فارابی و انجمن نویسندگان کودک و نوجوان ) و در 5دوره جشنواره بین المللی فیلم های کودکان و نوجوانان به عنوان داور، نماینده هیات داوران و مسوول بخش نشست های تخصصی با موضوع پیوندهای مشترک سینما و ادبیات بوده ام و اکنون در کمیته ادبیات نمایشی انجمن نویسندگان کودک و نوجوان خود فعالیت دارم . اعتقاد من بر این است که تاثیرپذیری از زبان سینما و تئاتر نباید به معنای کمرنگ شدن ادبیات تلقی شود. ادبیات داستانی راهی جز پیوند با ادبیات نمایشی ندارد، زیرا مخاطب امروز، با این زبان ، ارتباط بهتری برقرار می کند.

عباس جهانگیریان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها