نیاز به کارگردانی جدید با تدوین مجدد

رواج قرص های روانگردان در سال های اخیر در کنار آثار پربرکتی که برای مشاغل مرتبط با کفن و دفن و نیز پزشکی به همراه داشته ، برای فیلمسازان ایرانی نیز پربرکت بوده و سبب شده تا فیلم ها و سریال های زیادی با این موضوع ساخته شود.
کد خبر: ۱۵۹۴۶۴
احضارشدگان هم با این نیت ساخته شده تا چشمه جدیدی از تبعات مصرف این قرص ها را در پیش چشم مخاطب رو کند؛ با این تفاوت که این بار ساختار داستان «یکی بود یکی نبود» همیشگی نیست که مثلا روزی یک جوان از سر بی عقلی و خامی یک قرصی بالا بیندازد و تا آخر عمر با تبعات این مساله درگیر باشد؛ بلکه نویسنده فیلمنامه ، فضایی مالیخولیایی را برای روایت داستان خود انتخاب کرده است و پایه داستان را بر توهمی قرار داده که یکی از شخصیت های داستان با مصرف این قرص ها به آن دچار می شود.

تا اینجای کار قصه هیچ مشکلی ندارد و حتی سوژه بسیار کنجکاوی برانگیزی برای تماشاست ؛ اما مشکل درست از جایی آغاز می شود که همین سوژه و فیلمنامه که به نظر می رسد پیش از ساخت ، نظر مسوولان را بشدت جلب کرده و حتی حاوی نکات قابل تاملی با محوریت پیشگیری بهتر از درمان است معادل های تصویری خوبی پیدا نمی کند.

بخشی از پیدا نکردن معادل های تصویری مناسب به انتخاب بازیگران مربوط می شود. با دیدن بازیگران مخاطب احساس می کند این بخش حساس کار بدون مطالعه فیلمنامه صورت گرفته است! مهدی سلوکی در نقش یکی از آدم بدهای داستان هیچ تناسبی با همسرش که نقش او را زیبا بروفه ایفائ می کند، ندارد! آنها بیشتر به یک خواهر و بردار شبیه هستند تا زن و شوهر! حالا در این میان هرچقدر هم که سلوکی تلاش کند تا نقش یک آدم بد را ایفاء کند، باز هم مخاطب نمی تواند این تلاش را بپذیرد، چون تنها تصوری که از سلوکی دارد و به واسطه تماشای سریال های تلویزیونی در او شکل گرفته یک آدم بچه ننه است!

حالا هرچقدر هم که شهرام حقیقت دوست تلاش کند تا یک کاراکتر منفی باشد، باز هم یک جای کار لنگ است ، چون بازیگر مقابل او مرتب از چارچوب نقش بیرون می زند. فیلم هایی مانند احضارشدگان که داستان های خود را براساس یک ساختار پیچیده بنا می کنند، تا حد زیادی متکی به تنوع پلان هستند؛ اما در احضارشدگان آنچه بیش از همه دیده می شود، صحنه هایی طولانی است که آدم ها با هم گفتگو می کنند و همه چیز براساس کلام روایت می شود و در همین مکالمه های شفاهی است که صحنه های ضعیف خلق می شود و سبب می شود فیلم به جای آن که ترسناک باشد، در برخی صحنه ها به یک اثر کمدی برای مخاطب تبدیل شود.

بخش عمده ای از داستان در یک خانه اعیانی می گذرد؛ خانه ای که یک اصطبل اسب دارد و کارگردان بی جهت از این بخش از داستان استفاده کرده تا مخاطب خود را بترساند. داستان بیش از حد در این خانه توقف می کند و همین مساله سبب دیالوگ هایی طولانی می شود که در کنار میز شام شکل می گیرد.

در خارج از این خانه هم گاه با صحنه های عجیب و غریبی مواجه می شویم که همه انرژی فیلم را خنثی می کند. مثلا صحنه ای که دو شرخر به سراغ شهرام حقیقت دوست می آیند تا او را وادار به پرداخت بدهی اش کنند، خوردن مائالشعیر و خرد کردن شیشه روی سرش از سوی فرد شرخر، بیش از آن که ترسناک باشد، مضحک است.

در فیلم احضارشدگان همه کار خودشان را درست انجام داده اند، حتی شقایق ناظری بازیگر کودک فیلم هم انرژی گذاشته تا نقش خود را خوب از کار دربیاورد.

«فیلم در مرحله تدوین دوباره کارگردانی می شود» این جمله ای است که آرش معیریان معنی آن را بخوبی می داند. مشکل احضارشدگان از آن مشکلاتی است که با یک کارگردانی مجدد برطرف می شود. باید معیریان دوباره آستین بالا بزند و پای میز تدوین بنشیند تا احضارشدگان را از این ساختار نیمه کمدی نیمه جدی نجات دهد.


رضا استادی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها