گنجینه گرانسنگ ادبیات کلاسیک فارسی، تجلی پیوند دین و هنر و از نمونههای غیرقابل انکار هنردینی است. به تعبیر دیگر، ادبیات و بخصوص شعر قدیم فارسی چه در قالب و چه در محتوا با تأثیر مستقیم از متون مقدس و فرهنگ اسلام شکل گرفته است. بررسی تطبیقی آثار برجسته ادبیات قدیم با آموزههای دینی بخوبی این مدعا را اثبات میکند؛ حتی میتوان اثبات کرد فیالمثل قصاید مدیحهای که شاعران در توصیف سلاطین و حکما میسرودند نیز خالی از انگیزههای مذهبی (مذهب تسنن) نبوده است.
اما با شیوع مدرنیسم و پیامدهای آن در جامعه ایرانی و به تبع آن ورود شیوههای مدرن هنری، انقطاعی تدریجی میان ادبیات و دین حاصل شد، به طوری که کمکم مخالفت با دین و مظاهر دینی به عنوان یک مد هنری شایع و رایج شد. گره خوردن شعر و ادبیات با پدیده روشنفکری نیز که دین را موضوعی تاریخی و مربوط به گذشته میدید به این انقطاع دامن زد، به طوری که بیشتر شاعران برجسته نوپرداز از موضعی غیردینی و حتی ضددین به موضوعات نظر میکردند. حتی برخی از آنها میکوشیدند شاعران گذشته از جمله حافظ را نیز شاعری آته ایست (بی خدا) معرفی کنند. اما انقلاب اسلامیکه با رجوع به دین و ارزشهای دینی همراه بود، جریانهای ادبی را هم با خود همراه کرد. علاوه بر شاعرانی چون علی موسوی گرمارودی، طاهره صفارزاده، حمید سبزواری، نعمت میرزازاده و... که از پیش از انقلاب شعرهایی با دستمایههایی معنوی و عدالتخواهانه میسرودند، نسلی جوان از شاعران پدید آمدند که با انقلاب و در انقلاب شاعر شدند؛ شاعرانی چون سیدحسن حسینی، قیصر امین پور، یوسفعلی میرشکاک، سلمان هراتی و... که با اتکا به باورهای دینی به میدان آمده بودند. جریان شعر انقلاب ویژگیهایی داشت که آن را چه به لحاظ مضمونی و چه به لحاظ شکلی از شعر دوره قبل متمایز میکرد. در ادامه به برخی از این ویژگیها اشاره میکنیم.
احیای قالبهای کهنه
تا پیش از جریان شعر انقلاب حتی بسیاری از صاحبنظران و متفکران بر این باور بودند که قالبهای کلاسیک چون غزل، مثنوی، رباعی، دوبیتی و... قالبهایی مرده اند و دیگر توانی برای بیان حرفهای معاصر ندارند؛ اما شاعران جوان انقلاب در کنار رویکرد محتوایی به ارزشهای معنوی، در قالب نیز به قالبهای کلاسیک رجوع کردند. این رویکرد چون خط بطلانی بود بر مدعای شاعران نوگرا. اگرچه شاعران انقلاب قالبهای تازه را نیز دور نریختند و از آنها استفاده کردند. از سوی دیگر، شاعران انقلاب باعث آشتی قالبهای نو و کهنه و نیز آکادمیک شدن شعر نو نیز شدند. تا پیش از آن، شاعران نوپرداز و شاعران کلاسیک سرا هیچ یک دیگری را به رسمیت نمیشناختند. همچنین مجامع آکادمیک از قبول قالبهای نو سرباز میزدند، اما این دو قالب در شعر انقلاب به نوعی پیوند رسید، به طوری که بیشتر شاعران جوان انقلاب در هر دو قالب نو و کلاسیک طبع آزمایی کردند و در هر کدام، آثار قابل تأملی از خویش بر جای گذاشتند. در ضمن 2 قالب رباعی و مثنوی که حتی در میان کلاسیک سرایان نیز اقبال چندانی به آنها نمیشد، مجدد احیا و به قالبهایی بانشاط و به روز تبدیل شدند که در این میان، نقش قیصر امین پور و سیدحسن حسینی در احیای قالب رباعی انکارناپذیر است.
مخاطبه با تودههای مردم
شاعران جوان انقلاب از سویی خود برخاسته از تودههای مردم بودند و از سویی دیگر، مضامین اشعارشان چیزی جز شعارها و آرمانهای تودههای مردم نبود. از اینرو، برخلاف شاعران دهه 40 و 50 که مجامع روشنفکری و محافل ادبی را مخاطب قرار میدادند، به مردم روی آوردند و با آنها سخن گفتند. به همین دلیل مجموعهها و گزیدههایی که در دهه 60 از اشعار شاعران انقلاب منتشر میشد، دارای شمارگانی بسیار بالا و به تبع آن نفوذی باورنکردنی در مردم داشتند. علاوه بر آن، نمونههای سرودههای شاعران انقلاب در قالب سنگ نوشتههای مزار شهدا، سرودهای انقلاب و حتی شعارهای مردمی، میان مردم میرفت و اثر میگذاشت.
مثلا بسیاری از رباعیهای سیدحسن حسینی و قیصر امین پور به شعارها و مثلهای انقلابی تبدیل شدند. بسیاری از سرودهایی که توسط حمید سبزواری و علی معلم ساخته شد، هنوز و با گذشت بیش از ربع قرن، بخشی جداییناپذیر از حافظه تاریخی مردم ایران را تشکیل میدهند. روی آوردن شاعران انقلاب به مردم باعث شد شعر همچون گذشته دارای وجهی رسانهای بشود.
استفاده از درونمایههای مذهبی
همانگونه که گفته شد، در دهههای پیش از انقلاب، شعر فارسی از درونمایههای مذهبی فاصله گرفته بود؛ اما انقلاب اسلامیموجب نوعی تجدید بیعت شعر با مذهب شد و شاعران انقلاب، هماهنگ با رنگ و بوی مذهبی انقلاب به مفاهیم مذهبی روی آوردند. مفاهیمیچون شهادت، ایثار، جهاد، عدالت و ظلم ستیزی از مفاهیمیبودند که مورد توجه شاعران انقلاب قرار گرفتند. همچنین واقعه عاشورا به عنوان نماد عدالت جویی و قیام حق علیه باطل به یکی از پراستفاده ترین نمادهای شعر انقلاب تبدیل شد.
وجوه بارز حماسی
حماسه از فنون بیان و یکی از ژانرهای هنری است که در شعر انقلاب و همراه با جو ملتهب اجتماعی آن سالها کاربرد فراوانی در شعر و هنر پیدا کرد. شاعران انقلاب حتی در قالبی همچون غزل که بیشتر مناسب احوال عاشقانه و مضامین غنایی است، با زبان و لحنی حماسی سخن میگفتند، به طوری که بعدها تحت تأثیر همین دسته از غزلها نوعی از غزل با عنوان غزل حماسی به رسمیت شناخته شد.
شعر انقلاب در ادامه خود و باشروع جنگ تحمیلی، به شعر جنگ و دفاع مقدس پیوند خورد و شاعران انقلاب به سرودن درباره جنگ روی آوردند که بحث درباره این جریان مجالی دیگر میطلبد.
امید مهدی نژاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم