در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بداوی یکی از عوامل حمله به رزمناو امریکایی کول در سال 2000 میلادی بود که در آن 17 ملوان امریکایی کشته شدند. با این حال یمنیها دیدگاه متفاوتی در این رابطه داشتند. بداوی متعهد شده بود به کشف محل اختفای 5 عضو دیگر القاعده که از زندان گریخته بودند، کمک کند و به همین دلیل آزادی او به مراتب سودمندتر از در زندان ماندنش بود. براساس نسخهای که مقامات یمنی ارائه میدهند بداوی قبل از آزادی از زندان به رئیسجمهور یمن سوگند وفاداری یاد کرده بود.
مناقشه بر سر بداوی که مقامات یمن پس از تهدید واشنگتن به قطع کمکهای بلاعوض به این کشور او را به زندان بازگرداند نشانگر عدم تفاهم به نسبت گسترده مقامات دو کشور بر سر چگونگی مبارزه با تروریسم در سرزمینیاست که طی دو دهه اخیر بستر ارزشمندی برای به خدمت گرفتن نیروهای جدیدی از سوی القاعده و جایی برای مخفی شدن افراطیون تحت تعقیب بوده است.
مقامات یمنی میگویند از همکاری با افراطیونی چون بداوی و اغلب با ازاد کردن آنها از زندان به موفقیتهای قابلتوجهی دست یافتهاند. این افراد قبل از آزادی ملزم به امضای تعهدنامهای مبنی بر احتراز از انجام اقدامات خصمانه در قلمرو یمن میشوند که معمولا ریش سفیدهای قبیله یا یکی از اعضای معتبر خانواده زندانی پایبندی او به این تعهد را تضمین میکند.
تعدادی از این افراطیون آزاد شده پس از آزادی به خبرچینیهایی برای دستگاه امنیتی یمن تبدیل شده و به دستگیری نسل جوانتر و خطرناکتر عوامل القاعده که برخی از آنها پس از مشارکت در جنگ عراق به خانه باز میگردند، کمک میکنند.
تعدادی هم به عنوان میانجی عمل کرده و زندانیان فراری را به بازگشت به زندان و تسلیم شدن ترغیب میکنند. در نقطه مقابل کارشناسان ضدتروریسم امریکا میگویند دولت یمن در راستای مهار افراطیگری و توقف حملات جهادیها در داخل به قیمت آزاد گذاشتن عوامل تروریستی برای طرح و اجرای عملیات در خارج از این کشور حرکت میکند.
آنان میگویند دولت یمن به دلیل مدارای بیش از حد با برخی چهرههای افراطی با هدف بهبود وجهه خود نزد افکار عمومی در حال شکل دادن به فرهنگی است که در نهایت میتواند تشدید افراطیگری را به همراه داشته باشد.
مراد عبدالواحد ظفر، تحلیلگر سیاسی در انستیتو نشنال دموکراتیک صنعا، پایتخت یمن میگوید: یمن به ایستگاه اتوبوس میماند. در حالی تعدادی از تروریستها را از یک در پیاده میکنیم دیگران را برای انجام عملیات تروریستی در سایر جاها از در دیگر سوار میکنیم. میافزاید: اگرچه صنعا سعی دارد متحدان غربی خود را راضی نگه دارد لیکن سیاستهای اعمال شده در زمینه مبارزه با تروریسم به هیچ عنوان کارساز نیست.
ائتلاف پرالتهاب با جهادیها
همه در مورد یک مساله اتفاقنظر دارند و آن حساس بودن شرایط یمن است. با وجود جمعیتی جوان، فقیر و با نرخ رشد بالا، یمن با جمعیتی بالغ بر 22 میلیون نفر به سرعت به سوی بحران سیاسی و اقتصادی میرود که میتواند به فروپاشی حاکمیت در این کشور منجر شود.
دولت درگیر مقابله با شورش مزمن در شمال است، منابع نفتی کشور رو به افول گذاشته و ذخایر آبی زیر پایتخت که منبع اصلی تامین آب موردنیاز پایتختنشینان است براساس تخمینهای بانک جهانی طی دو سال آینده خشک میشود.
یمن به سان افغانستان دولتی ضعیف، قبایلی قدرتمند با جغرافیایی کوهستانی و منابعی گسترده برای تامین سلاح دارد. استدلال دولت این است که رویکردش در قبال افراطیون متناسب با وضعیت جامعه بشدت محافظهکار یمن است که اسامه بن لادن و صدام حسین هنوز در آن چهرههایی قابل ستایش هستند.
اگرچه تنها واحد کماندویی ارتش یمن که تحت نظارت نیروهای ویژه امریکا آموزش دیده به طور مداوم درگیر شناسایی و دستگیری تروریستها است اما مقامات یمن بر این باور هستند که باید بین اقدامات این واحد و نحوه برخورد دولت با زندانیان نوعی موازنه ایجاد شود.
یک مقام ارشد یمن که خواستار عدم افشای هویت خود است، میگوید: در پیش گرفتن شیوههای خشونتآمیز و سرکوبگرانه یا پذیرش مطالبات ایالات متحده چون درخواست استرداد کسانی چون بداوی میتواند واکنشی تند را در جامعه برانگیزد. میافزاید: بهترین راهکار ایجاد تعادل در جامعه است.
راشد محمد العلیمی، وزیر کشور یمن هم تاکید دارد هرچند استراتژی یمن مبارزه با تروریسم است اما فضای مناسب برای اعمال سیاستهای موردنظر دولت باید وجود داشته باشد.
همکاری پرفراز و نشیب دولت یمن با افراطیون به اواخر دهه 1980 میلادی و زمانی بازمیگردد که صنعا از بازگشت هزاران تن از جهادیها از جنگ با اتحاد جماهیر شوروی در افغانستان استقبال کرد. در حالی که سایر کشورهای عرب و بویژه عربستان سعودی با این سوال که چطور باید با جهادیها برخورد کرد، کلنجار میرفتند یمن به وضوح از پناه دادن به جهادیها خشنود به نظر میرسید.
وقتی در سال 1994 میلادی جنگ داخلی کوتاهی در کشور درگرفت علی عبدالله صالح، رئیسجمهور یمن هزاران تن از جهادیها را به جنگ شورشیان جنوب کشور فرستاد. او همچنین با چهرههای سیاسی و مذهبی افراطیای چون شیخ عبدالمجید الزیدان، از مرشدان پیشین بنلادن که از حمایت گستردهتر یمنیها برخوردار بود ولی از سوی ایالات متحده و سازمان ملل متحد به عنوان تروریستی بینالمللی تحت تعقیب قرار داشت رابطه نزدیکی برقرار کرد.
این روابط امروز هم به رغم مخالفت امریکاییها به قوت خود باقی است. مقامات امریکایی میگویند نفوذ افراطیون در جامعه یمن به انضمام فساد شایع در دستگاههای دولتی علت اصلی مدارای صنعا با عوامل تروریستی است.
بدنبال موازنه پس از سال 2001
به فاصله کوتاهی پس از حوادث یازدهم سپتامبر بود که صالح عازم واشنگتن، پایتخت امریکا شد و از آمادگی خود برای همکاری همه جانبه در جنگ با تروریسم بینالمللی خبر داد. پس از بازگشتها به یمن بود که هزاران افغان عرب بازداشت شده و به زندان انداخته شدند.
با این حال دولت صالح با احتیاط کامل با پدیده افراطیگری خانگی برخورد میکرد. وقتی پنتاگون در سال 2002 میلادی همکاری دولت صنعا در حمله موشکی علیه یکی از رهبران القاعده در یمن را افشا کرد خشم صالح را برانگیخت. همان سال بود که صالح از طرح خود که گمان داشت دوستان غربی صنعا و متحداناش در صفوف افراطیون را به یک اندازه خشنود میکند، پرده برداشت. این طرح الحوار الفکری یا گفتگوی فرهنگی نام داشت که اگر چه با هیاهوی گستردهای مطرح شد اما خیلی زود به فراموشی سپرده شد.
منبع: نیویورک تایمز
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: