در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
برخی از فیلمها اگرچه با همان چند پلان اولیه به نوعی قصهشان لو میرود اما به جهت محتوای کلی قصه و جذابیت خاص که در آنها وجود دارد، مخاطب را ترغیب میکنند که تا پایان راه آن را تعقیب نمایند و اتفاقا چنین داستانهایی چه در سینمای ایران و چه در سینمای جهان جای خود را حفظ کردهاند. تضاد طبقاتی و وجود نگاهها و سلایق گوناگون شاید مهمترین مولفه در پیشبرد چنین داستانهایی است.
«عاشق» که این روزها بر روی پرده سینماها در حال اکران است تقریبا از این دست از داستانهاست. داستانی که با به رخ کشیدن تضادهای طبقاتی و تغییر روش در نگاهها و رفتار آدمها، نوساناتی را در طول ماجرایش پدید میآورد که حداقل برای مخاطب سینما جذاب است. شاید در نگاه اول تماشاچی، قصه کهنه و نخنما جلوه کند اما وجود داستانی پرتعلیق با رهگیریهای دراماتیک، او را تا آخر فیلم محکم بر روی صندلی سینمای مینشاند و در پایان تقریبا راضی از سالن خارج میشود، مهمترین دلیل در این امر همان تضاد در شخصیتهاست. قصه فیلم عاشق قصهای عادی است اما پردازش صحیح توانسته آن را لعاب خاص دهد. دختری از پایینترین نقطه شهر و در خانوادهای ضعیف با شرایطی خاص به ناگهان سر از محلی در بهترین نقطه شهر درمیآورد و برای رسیدن به این محل به ناچار خود را پرستار معرفی کند.
دختری که بسیار اکتیو، شلوغ و به عبارت سادهتر شیطون است. در بخشهایی از این فیلم برای تاکید بر این ویژگیها، مخاطب شاهد است که او از تیر برق بالا میرود و بعضا از نوع پوشش، تیپی مردانه به خود میگیرد. همین وضعیت و برخوردهای خاص او نیز سبب میگردد تا همواره دست به ریسکهای بزرگ و سنگینی بزند و دروغ او در معرفی خود به عنوان پرستار، بستری روان برای فیلم عاشق میشود.
این دختر وارد خانوادهای متمول میشود و به سرعت ادبیات و رفتار خود را به آنان نزدیک میسازد. او مراقب چند بچهای میشود که شیطنت کودکانه و بازیگوشی آنان، همه را کلافه کرده و حال باید این پرستار آنان را کنترل و البته تربیت کند! پرستار آنقدر خوب این بچهها را نصیحت میکند و آنان را از عواقب کارهایشان مطلع میسازد که تماشاچی این سوال برایش پدید میآید که چطور این شخصیت شلوغ پردردسر، واژگان خاصه علوم تربیتی کودکان را بهتر از هر پرستار دیگری بلد است. ولی هیچگاه در مسیر زندگیش این اعمال شایسته را انجام نداده؟!
پرستار اگرچه همراه بچهها میشود و آنان را با رفتار و به نوعی معرفتهای ویژهاش همراهی میکند، از منظر دیگر نیز مورد توجه اهالی خانواده قرار میگیرد، صاحبخانه، مهندسی است که در همان برخورد نخست مجذوب پرستار میشود و پرستار نیز گویا همین احساس را به او پیدا میکند. پرستار قلابی دیگر تاب تغییر چهره ندارد و گویی میخواهد با این نقاب خود را از گذشته پرنوسانش رها سازد. علاقهای که میان این دو جاری میگردد در سیر تحولی این خانه پرنوسان شلوغ نیز حرکت میکند و همه چیز را به سوی ازدواج این دو سوق میدهد. شخصیت پرستار و مهندس در جاگیری در طول اثر، ویژه بوده، این شخصیتها دارای پیچیدگیهای سخت نیستند و از همین روی با سرعت با مخاطب ارتباط برقرار میکنند. نکته قابل تامل در فیلم سینمایی «عاشق» استفاده از موسیقی است. بخشهایی از این فیلم با شیوههای موزیکال توانسته ارتباط جدیتری با تماشاچی برقرار کند و از همین روی در «عاشق» هیچگاه یکنواختی و سکون دیده نمیشود.
اکرم عیسیفر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: