نقش‌های خاطره‌انگیز همراه با بازیگرانی که دوستشان می‌داریم

همیشه پای یک نفر در میان است

سینمای ایران، سینمایی قصه‌گو است. مردم دوست دارند به سینما بروند تا یک قصه را روی پرده عریض آن به تماشا بنشینند. بازیگران، ساختار، موسیقی و تکنیک بعد از قصه در سینمای ایران دیده می‌شود. اگر فیلمی داستانی جذاب داشته باشد مردم را به سینماها می‌کشاند و اگر قصه آن مورد توجه قرار نگیرد هرچند که بهترین بازیگران و بهترین تکنیک برخوردار باشد مردم به دیدن آن نمی‌روند شاید به همین دلیل است که برخی می‌گویند سینمای ایران سوپراستار ندارد. اگر گفته این افراد را بپذیریم و قبول کنیم که بازیگران سینمای ایران بخصوص در دهه گذشته نقش چندانی در جذب مخاطب برای سینما نداشته‌اند اما نمی توانیم از این واقعیت چشم‌پوشی کنیم که تعدادی از بازیگران خاطره خوشی از سینمای ایران و فیلم‌های آن در ذهن‌ها به جای گذاشته‌اند. در این مجال نگاهی داریم به برخی از این بازیگران و نقش‌های خاطره‌انگیز آنها.
کد خبر: ۱۵۷۶۳۵


 علاقه‌مندان سینمای ایران به این زودی‌ها نخواهند توانست فیلم «عروس آتش» ساخته خسرو سینایی  را فراموش کنند. این فیلم داستان محور با حضور «حمید فرخ‌نژاد» به عنوان بازیگر نقش اول در سینمای ایران جاودانه شد. وقتی این فیلم برای اولین بار به نمایش درآمد مردم با بازیگری آشنا شدند که تاکنون او را در هیچ فیلمی ندیده بودند. بازیگری که با لهجه جنوبی به زیبایی سخن می‌گفت و بازیش چنان پر حرکت و حساب شده بود که بیننده مرز بازی و واقعیت را گم می‌کرد و متوجه نمی‌شد که با یک فیلم مستند محض روبه‌رو است و یا این بازیگر دارد مقابل دوربین نقش بازی می‌کند. پس از سال‌ها درگیری سینمای ایران با فیلم‌های شهری و عموما تهرانی برای اولین بار بازیگری چنان دیالوگ‌های خود را با لهجه جنوبی خوب می‌گفت که بینندگان فیلم با یک بار دیدن فیلم او و لهجه‌اش را به خاطر سپردند. حمید فرخ‌نژاد بعد از عروس آتش به بازیگری محبوب تبدیل شد که هیچ تلاشی نمی‌کند تا لهجه خود را مخفی کند. بازی او در کنار این لهجه کامل می‌شود. فیلم «ارتفاع پست» هرچند نام کارگردانی چون ابراهیم حاتمی‌کیا را در کنار خود دارد، اما نمی‌توان تصور کرد به جای شخصیت قاسم چه بازیگر دیگری می‌توانست قرار گیرد که این نقش را چنان زنده و باورپذیر کند. حمید فرخ‌نژاد با حضور در سریال «حلقه سبز» و در نقش حسن گلاب این سریال را حفظ کرد و نگذاشت که حلقه سبز با ریزش مخاطب روبه‌رو شود.

بسیاری اکنون از بازی فوق‌العاده خوب فرخ‌نژاد در نقش حسن گلاب می‌گویند. همه آنهایی که سریال حلقه سبز را پیگیری می‌کنند منتظرند تا شنبه شبی دیگر فرا رسد تا آنها بتوانند روح حسن گلاب را که روز به روز هم بامزه تزر می‌شود به تماشا بنشینند و مطمئن باشید اگر روزی حسن گلاب بمیرد بینندگان زیادی در فراغ او خواهند گریست چون فرخ‌نژاد او را جاودانه کرده است. این بازیگر توانا و متفاوت سینمای ایران با فیلم‌های «پوست موز» و «آتشکار» به جشنواره فیلم فجر خواهد آمد تا ثابت کند که بازیگران می‌توانند نقش مهمی در ارائه یک کار کمدی خوب و ناب داشته باشند. البته اگر کمی نوآوری داشته باشند و خلاقیت به خرج بدهند.

تلخ مثل شوکران‌

هدیه تهرانی را ستاره سینمای ایران می‌دانند چون او می‌تواند با حضور خود در یک فیلم همذات‌پنداری تماشاگران را از آن خود کند. او می‌تواند به شخصیتی موفق تبدیل شود و نگذارد دیگران او را محدود کنند یا شکست دهند، اما این بازیگر منحصر به فرد سینمای ایران در پرونده کاری خود دو فیلم جاودانه دارد که در هر دوی آنها نقش شخصیت شکست خورده را پذیرفته است. بسیاری از منتقدان و  مردم عادی فیلم «شوکران» را بهترین فیلم بهروز افخمی در مقام کارگردان و هدیه تهرانی به عنوان بازیگر می‌دانند.

شوکران، تلخ‌ترین فیلم تهرانی است. مرگ تهرانی در این فیلم آنقدر تلخ و گزند ه است که نمی‌توان آن را فراموش کرد. مرگی بزرگ و غریب که در چشمان فریبرز عرب‌نیا خانه می‌کند و به بیننده منتقل می‌شود.

فیلم «چهارشنبه سوری» دیگر فیلم گزنده هدیه تهرانی است. او در این فیلم شکست را می‌پذیرد. تهرانی در این فیلم تمثیلی از شخصیت بسیاری از زنان دنیا است که باید سرنوشت محتوم خود را بپذیرند و فریب‌خوردن از طرف مرد زندگی خود را قبول کنند. در این فیلم برای اولین بار هدیه تهرانی می‌گذارد بهش دروغ بگویند. او وقتی واقعیت را می‌فهمد در آغوش فرزند خود آرام می‌گیرد و بار دیگر نشان می‌دهد که زن به تکیه‌گاه نیاز دارد، حتی تکیه‌گاهی کوچک به اندازه کودک خردسالش. تهرانی برای بازی در فیلم چهارشنبه سوری دومین سیمرغ بلورین خود را از جشنواره فیلم فجر دریافت کرد. چندین سال پیش او برای  بازی در فیلم قرمز توانست این سیمرغ را از آن خود کند.

«سارا» راز جاودانگیش را با تو درمیان گذاشت‌


نیکی کریمی یکی از بازیگران شاخص سینمای ایران است که تاکنون نقش‌های مختلفی را در فیلم‌های کارگردانان مطرح ایرانی ایفا کرده است. کارگردانانی که با استفاده از بازیگران کاربلد داستان‌های متفاوتی را در سینما روایت کرده‌اند. کریمی شاید در اکثر این فیلم‌ها سنگ‌تمام گذاشته باشد و ثابت کرده باشد که کارگردان در انتخاب او اشتباه نکرده است، اما نیکی کریمی در یک فیلم توانسته است محور فیلم قرار گیرد و قصه آن را با شخصیت و بازی خود در سایه قرار دهد. سینمای ایران و علاقه‌مندان این سینما حتما فیلم «سارا» به کارگردانی داریوش مهرجویی را به یاد خواهند سپرد. تنهایی سارا و این که با چه مشقتی خانه و شوهر خود را حفظ می‌کند، اما در مقابل از طرف شوهر به او تهمت زده می‌شود و او همان گونه که برای خلاصی همسرش مبارزه کرده بود باید تلاش می‌کرد تا به شوهر بی‌گناهی و پاک بودن خود را اثبات کند. کمتر کسی پیدا خواهد شد که بازی درخشان کریمی را در سکانس پایانی فیلم فراموش کند. جایی که او چمدان و کودکش را برمی‌دارد و برای همیشه مرد کوردلش را ترک می‌کند.

نام: پرویز پرستویی  شهرت: حاج کاظم‌


پرویز پرستویی بازیگری که بهترین نقش‌ها و داستان‌های سینمای ایران را به نام خود کرده است سال‌هاست در کنار نام و نقش حاج کاظم به حضور خود در سینما ادامه می‌دهد. حاج کاظم که در فیلم آژانس شیشه‌ای متولد شد چنان کامل و بی‌نقص بود که همه وجود پرستویی را دربر گرفت. پس از حاج کاظم پرستویی در هر نقشی که ظاهر شد گوشه‌ای از وجود حاج کاظم را به آن نقش آورد به گونه‌ای که اکنون نمی‌توان بین حاج کاظم و شخصیت حقیقی پرستویی تفاوتی قائل شد. پرستویی فقط زمانی می‌تواند از حاج کاظم فاصله بگیرد که در فیلم‌های کمدی بازی کند. در فیلم‌هایی چون مارمولک دیگر نمی‌توان حضور حاج کاظم را دید.

نقش‌هایی برای ماندگار شدن‌


برخی بر این باور هستند که اکثر نقش‌های «رضا کیانیان» عالی هستند و او هر نقشی را چنان بازی  می‌کند که به یک اتفاق تبدیل می‌شود. اتفاقی که نه کس دیگر و نه خود او دیگر آنها را تکرار نمی‌کنند به همین دلیل انتخاب نقش‌های جاودانه او کمی دشوار است، اما با نگاهی به فیلم‌هایی که او بازی کرده است می‌توان در آثار او هم فیلم‌های داستان محور و فیلم‌های بازیگر محور را پیدا کرد.

نقش «جمعه» در فیلم «روبان قرمز» ساخته ابراهیم حاتمی‌کیا، یکی از نقش‌هایی است که با کمرنگ شدن داستان فیلم در ذهن مخاطب می‌ماند و پاک نمی‌شود. کیانیان در این فیلم با سرتراشیده و عینک پنسی که به چشم گذاشته بود فارغ از قصه فیلم راه خود را می‌پیمود و در لایه‌های باور تماشاچی نفوذ می‌کرد. جمعه از آن نقش‌هایی بود که نمی‌توان آن را به سادگی فراموش کرد.

گریم در این فیلم کمک زیادی به کیانیان کرده بود. همچنان که در فیلم «خانه‌ای روی آب» به کارگردانی بهمن فرمان‌آرا، افزایش وزن و استیل راه رفتن و حرف زدن به کیانیان کمک کرد تا نقش دکتر را از آن خود کند و نگذارد این شخصیت در ذهن کسانی که فیلم خانه‌ای روی آب را دیدند از یاد برود.

ترانه‌ای برای دلتنگی‌های 15 سالگی


چند سال پیش در سینمای ایران دختری 15‌ساله به نام ترانه  شروع به نفس کشیدن کرد که با گذشت زمان تغییر چندانی نکرد و چهره‌اش معصومیت 15 سالگی را در خود حفظ نمود. «ترانه علیدوستی» اکنون بزرگ شده است و دیگر 15 ساله نیست، اما با بازی در فیلم‌هایی چون «شهر زیبا» و «چهارشنبه سوری» نشان داده که معصومیت 15 سالگی زنی که نمی‌تواند برای سرنوشت خود تصمیم جدی بگیرد همیشه قابل دفاع است. ترانه علیدوستی که در انتخاب نقش‌هایش دقت زیادی دارد در هر فیلم و نقشی  که بازی می‌کند بخش‌هایی از وجود ترانه را نیز با خود به همراه می‌آورد. علیدوستی امسال با فیلم «کنعان» به جشنواره فیلم فجر می‌آید. او در این فیلم مقابل محمدرضا فروتن بازی کرده است.

یک فیلم برای همیشه‌


سعید نابینا است. جنگ بینایی دو چشمش را گرفته است. سعید برای معالجه به آلمان می‌رود، اما پزشکان حین آزمایش‌های مختلف از او متوجه می‌شوند که سعید در زمان جنگ به مواد شیمیایی آلوده شده است و اکنون سرطان خون دارد. سعید در غربت به شهادت می‌رسد. آنچه خواندید خلاصه‌ای است از فیلم «از کرخه تا راین» ساخته ابراهیم حاتمی‌کیا که علی دهکردی در آن نقش سعید را بازی کرد. از کرخه تا راین، فیلمی ماندگار شد.

موسیقی این فیلم که مجید انتظامی آن را ساخت راز اول جاودانگی این فیلم است و راز دوم در گرو بازی خوب و روان علی دهکردی است که توانست با قدرت این نقش را بازی کند و به بازیگران خاطره‌انگیز سینمای ایران تبدیل شود، اما معلوم نیست به چه دلیل این موفقیت بزرگ برای دهکردی دیگر تکرار نشد و او ماند و «سعید»ی که در تاریخ جنگ و سینمای کشور ما نفس می‌کشد و می‌ماند تا سندی باشد برای آیندگانی که می‌خواهند از سرنوشت جانبازان 8 سال جنگ بیشتر بدانند.

اندوه لیلا را پایانی نیست‌


لیلا حاتمی در دهه اول محرم با سریال «پریدخت» به تلویزیون آمد، آمد تا نشان دهد که هنوز هم پس از گذشت یک دهه همچنان به فیلم «لیلا» و نقش لیلا وفادار است. لیلایی که داریوش مهرجویی آن را کارگردانی کرد و با سپردن نقش لیلا به حاتمی این بازیگر را در دنیای نه‌چندان دوردست این شخصیت محصور کرد. حاتمی در این فیلم در اوج غم و اندوه به سر می‌برد. در این فیلم نگاهش چنان اندوهناک بود که گویی قرار است تا آخر دنیا این اندوه را با خود به همراه داشته باشد. لیلا اندوهگین و تسلیم بود و حاتمی این خصلت‌های لیلا را با خود همراه کرد تا وقتی که شرایط مهیاست آنها را به نمایش بگذارد و بگوید که اندوه لیلا را پایانی نیست. حاتمی در سریال پریدخت اوج این اندوه را به نمایش گذاشت. حتی زمانی که قرار بود بخندد ماتم‌زده می‌شد تا شاید بگوید برای لیلا شادی معنا ندارد. هرچند شاید بهتر باشد این بازیگر گزیده‌کار بگذارد تا نشانه‌های «لیلا»ی مهرجویی منحصر به فرد بماند چون این نشانه‌ها برای نمایانده شدن به شرایط ویژه‌ای نیاز دارند و باید قدر آنها را دانست و در هر کجایی خرجشان نکرد.

بازیگری به رنگ قرمز


محمدرضا فروتن در اولین حضور جدی سینمایی خود در فیلم «قرمز» به کارگردانی فریدون جیرانی بازی کرد و برای همین حضور هم توانست سیمرغ بهترین بازیگر مرد را از آن خود کند. فروتن بعد از این اتفاق به بازیگری مطرح تبدیل شد که عجله‌ای برای پرکاری نداشت و وسوسه نشد که برای ماندن در سینما هر نقشی را بپذیرد و بازی کند. او گزیده کاری را پیشه ساخت و با نمایش توانایی‌های خود توانست نقش اصلی فیلم «شب یلدا» را از آن خود کند.

فیلمی کم بازیگر و کم شخصیت که نقش اول و آخرش به فروتن سپرده شد و او چنان این نقش را هوشمندانه بازی کرد که محال است از ذهن‌ها پاک شود. فروتن خیلی زود به بازیگری گران در سینمای ایران تبدیل شد که کارگردانان فقط برای نقش‌های دشوار او را دعوت به همکاری می‌کردند و می‌کنند. اما این بازیگر مطرح در پرونده کاری خود فیلمی به نام «به آهستگی» هم دارد که فراموش کردن آن آسان نیست. «به آهستگی» را مثل شب یلدا می‌توان فیلم فروتن دانست. در این دو فیلم حضور فروتن بیش از حضور کارگردان وقصه جلوه می‌کند.

گلی به رنگ مادر


زنده‌یاد رسول ملاقلی‌پور با ساخت فیلم «میم مثل مادر» فیلمی متفاوت در پرونده کاری خود به ثبت رساند و با دنیا خداحافظی کرد. اما این فیلم وقتی به نمایش در آمد این پرسش را به وجود آورد که میم مثل مادر فیلم ملاقلی‌پور است یا فیلم گلشیفته فراهانی. به راستی اگر فراهانی برای ایفای نقش سپیده از جان و دل مایه نمی‌گذاشت، میم مثل مادر جاودانه می‌شد؟ گلشیفته فراهانی با بازی در این فیلم دیگر نقش‌آفرینی‌هایش را تحت‌الشعاع قرار داد و نشان داد که هنوز برای او زود است که بگویند بهترین نقش فراهانی در فیلم درخت گلابی بوده یا اشک سرما. او هنوز جوان است و می‌تواند برای علاقه‌مندان خود نقش‌های به ماندنی زیادی را بیافریند.

تقسیم شادی‌ها


حضور «رضا عطاران» در یک سریال یا فیلم سینمایی برای شاد زیستن کافی است. این بازیگر و کارگردان جوان سال‌هاست که با آثار خود دقایق مفرحی را برای مردم خلق می‌کند. همه او را دوست دارند. شهری و روستایی، تحصیلکرده و کم‌سواد، مرد و زن، همه می‌دانند که او در همه کارهایش خودش است و انگار قرار نیست که بازی کند او شخصیتی واقعی است که اگر دقت کنیم مثل او را در اطرافمان پیدا خواهیم کرد. اما با همه اینها عطاران نشانه‌های ویژه خود را در بازیگری دارد که مختص به خودش است. او کارهایش را امضا می‌کند و می‌گوید که بی‌نظیر است. برای اثبات این ادعا می‌توان برای دقایقی هم که شده فیلمی مثل توفیق اجباری را بدون حضور رضا عطاران تصور کرد.شما بگویید آیا از این فیلم چیزی باقی می‌ماند یا بدون حضور عطاران در این فیلم می‌توان حتی لبخندی کوتاه زد؟

‌ستاره‌ای به نام خسرو شکیبایی


ستاره‌سازی در سینمای ایران با فیلم «هامون» شکل گرفت و خسرو شکیبایی با بازی تحسین‌برانگیز خود هامون را درتاریخ سینمای ایران به نام خود به ثبت رساند و نام داریوش مهرجویی را تحت‌الشعاع نام خسرو شکیبایی قرار داد. شکیبایی بعد از هامون دیگر نتوانست از این نقش جدا شود اما هامون بازان ایران همواره او را ستودند و با دید احترام به او نگاه کردند. هرچند شکیبایی با بازی در فیلم «اتوبوس شب» به کارگردانی کیومرث پوراحمد از پوسته هامون جدا شد و نشان داد که می‌تواند نقش‌های جاودانه دیگری را هم در پرونده خود به ثبت برساند.

بازیگران مطرح با نقش‌هایی جاودانه در سینمای دیروز ما کم نیستند. بازیگرانی چون استاد عزت‌الله انتظامی، جمشید مشایخی، علی نصیریان، امین تارخ، فریماه فرجامی، جهانگیر الماسی و... اما ما در این مطلب بیشتر به جوانانی پرداختیم که متعلق به سینمای امروز ما هستند. جوانانی که بیشتر توانسته‌اند در آثار کارگردان کهنه‌کاری چون داریوش مهرجویی و کارگردان متعلق به  2دهه اخیر یعنی ابراهیم حاتمی‌کیا بدرخشند و سینمای ایران را ماندگار کنند.

طاهره آشیانی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها