خلاصه‌ای از یادداشت علمی «هویت پارسی: از قبیله‌گرایی تا دودمان.باوری

سنگ‌نبشته‌های هویت: از قبیله‌گرایی تا دودمان باوری

در آغاز، افسانه‌ای بود...افسانه‌ای که پارسیان را در هیبت قبیله‌ای کوچ‌نشین و دامدار تصویر می‌کرد، قبیله‌ای که گویی از دل استپ‌های بی‌کران برخاسته و ناگهان، چونان تندبادی خروشان، تاج‌تخت امپراتوری سترگ هخامنشی را بر سر نهاد.
کد خبر: ۱۵۵۳۵۰۰
نویسنده مجید رضابالا

این روایت، که ریشه در نگره‌های شرق‌شناسانه و گزارش‌های مورخان یونانی داشت، قرن‌ها بر ذهن تاریخ‌نگاران سایه افکنده بود. اما اکنون، سنگ‌نبشته‌های پارسی و الواح گلی تخت‌جمشید، چونان آینه‌ای شفاف، چهره‌ای دیگر از هویت پارسی را نمایان می‌سازند: هویتی که نه بر بنیان قبیله، که بر ستون استوار «دودمان» استوار بود.

واژه‌ای قدسی: «تااوما»

در زبان پارسی باستان، واژه‌ای هست به نام «تااوما» (taumā) که معنای آن «خاندان» یا «دودمان» است. این واژه، کلید گنجینه هویت پارسی است. کوروش بزرگ خود را «هخامنشی» می‌خواند و داریوش در کتیبه بیستون، با افتخار اعلام می‌کند: «من داریوش، پسر ویشتاسپ، هخامنشی، پارسی، آریایی از تخمه آریایی». این عبارت، چهارگانه هویتی پارسیان را ترسیم می‌کند: فرد، خانواده، خاندان و تبار قدسی. در الواح عیلامی تخت‌جمشید، این مفهوم در قالب «تامّه» (tam-ma) تجلی می‌یابد و نشان می‌دهد که دودمان، نه تنها واحد هویتی، که بنیاد سازمان اداری و اقتصادی امپراتوری بود.

تمدن آمودریا: میراثی کهن

پارسیان، وارثان تمدن کهن آمودریا (BMAC) بودند—تمدنی با شهرهای برنامه‌ریزی‌شده، شبکه‌های آبیاری گسترده و هنر فلزکاری پیشرفته. آنان بازرگانانی چیره‌دست بودند که لاجورد بدخشان را به هندوستان و مصر و نیپور می‌بردند و مروارید خلیج فارس را به کرانه‌های مدیترانه. این تصویر، با انگاره «قبیله دامدار» در تضاد است و نشان می‌دهد که پارسیان، میراث‌داران تمدنی دیرپا بودند.

نقد انگاره شرق‌شناسانه

روایت قبیله‌ای پارسیان، بیش از آنکه برآمده از شواهد تاریخی باشد، زاده گفتمان شرق‌شناسی قرن نوزدهم است—گفتمانی که شرق را «ابتدایی» و «قبیله‌ای» می‌خواند تا سلطه غرب را توجیه کند. اما سنگ‌نبشته‌های پارسی فریاد می‌زنند که هویت آنان بر پایه دودمان باوری  استوار بود، نه قبیله‌گرایی. ارتش هخامنشی نه بر اساس قبایل، که بر پایه وفاداری به خاندان شاهی و واحدهای خاندانی-اشرافی سازمان می‌یافت.

آریایی: تبار اهورایی، نه نژاد برتر

واژه «آریایی» در کتیبه‌های پارسی، نه ادعای نژادی، که اعلام تبار مقدس و پیوند با سنت دیرینه اهورایی  است. متأسفانه، این مفهوم در سده بیستم به دست نژادپرستان اروپایی تحریف شد و به ابزاری برای جنایت تبدیل گشت. اما حقیقت آن است که «آریایی بودن» برای پارسیان، نماد اخلاق و منش الهی و پیوند با خدایان و اشه  بود.

سخن پایانی
هویت پارسی، هویتی چندلایه و مرکب بود که در شبکه‌ای از دودمانها ، وفاداری به تاج‌ و تخت هخامنشی و تعلق به سرزمین ایران،تختگاه ایرج و دل جهان  معنا می‌یافت. «تااوما»* تنها یک واژه نبود؛ عصاره‌ای از باورها، ارزش‌ها و مناسبات قدرت بود که امپراتوری هخامنشی را می‌ساخت. این بازخوانی، غبار افسانه‌ها را می‌زداید و چهره راستین پارسیان و ایرانیان  را در آیینه سنگ‌نبشته‌ها و الواح گلی نمایان می‌سازد: وارثان تمدنی کهن، معماران امپراتوری‌ای سترگ و پاسداران هویتی که بر ستون دودمان باوری  استوار بود.

متن کامل را اینجا بخوانید.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها