ثرامپ همچنان درصدد است با جنگ روانی جلو برود بلکه راه حلی پیدا کند که در شان یک ابرقدرت باشد. این فرصت برای ایران کفایت میکرد که با انجام سلسله عملیات ترکیبی و کاملاٌ متفاوت دشمن را مجبور به عکسالعملی انفعالی نماید.
ظاهراٌ همه چیز با سقوط دومین F۳۵ در آسمان مرکزی ایران شروع شد، اما آمریکاییها برای پیدا کردن خلبان این جنگنده، نشان دادند که عملیات احمقانۀ ۵ اردبیهشت ۱۳۵۹ در صحرای طبس را تکرار کردند.
میروم اصفهان، جایی که یک فرودگاه متروکه دشمن را وسوسه کرد با چند هواپیمای هرکول C۱۳۰ و بالگرد، خلبان خود را نجات دهند.
وقتی این هواپیماها وارد ایران شدند که پدافند ما در کمین آنها بود. هردو C۱۳۰ را زدند و سپس با یک بمباران هوایی چیزی از هواپیماها باقی نماند.
در منطقهای دیگر دو بالگرد وارد معرکه شدند که پدافند ایران خیلی راحت آنها را شکار کرد. این شکارها تا موجهای ۲۰ بس سخت و دشوار بود، اما امروز که به موج ۹۸ رسیدیم، خطاها به حداقل رسیده.
ما در واقع طی دو روز گذشته شاهد سقوط حیثیت امریکا بودیم، نه چند جنگنده و بالگرد و پهپاد.
ازطرفی، این احتمال است که تمام این ماجرا به منظور دسترسی آنها برای نزدیک شدن به منابع هستهای ایران باشد.
ترامپ با این شگرد جنگ روانی تاکنون دو بار سر مردم آمریکا کلاه گذاشته و از آنان رأی اعتماد گرفت. او استاد جنگ روانی است، اما اکنون که به میدان واقعی جنگ کشیده شد، مشخص شد بیش از حد خودرأی و خودخواه است. بیعلت نیست که اتحادیه اورپا خرج خودش را از او جدا کرد.
مهمتر از این ماجرا را امروز در امارات و کویت میبینیم. مقر عملیات افسران آمریکایی مورد اصابت موشکهای سپاه قرار گرفتند. در واقع، منطقۀ مرکزی ایران شده خط مقدم و امارات و کویت قرارگاه آمریکا. زدن همزمان خط مقدم و قرارگاه اصلی دشمن را کارشناسان خبرۀ نظامی درک میکنند.
آیا این حوادث نشان نمیدهد که امریکا به جای اجرای پلان B خود، با عملیات پیشدستانه و ترکیبی ایران منفعلانه دست به عملیات کور میزند؟
وقتی آمریکا تصمیم گرفته بود از جنگ ویتنام عقب بکشد، آن دسته از سربازان و افسران آمریکایی که شاهد شکست امریکا بودند را در منطقهای باطلاقی با بالگردها به رگبار بستند. اگر این نظامیها به آمریکا برمیگشتند، شاهد یک رسوایی به زبان سربازان آمریکایی بودیم.
به راستی، چگونه امپراطوریهای بزرگ در طول تاریخ به خاک سیاه نشستند؟
ناصر ابراهیمی در گفت وگو با جام جم آنلاین ؛