معاون وزیر بهداشت:
شاید یکی از اولین دورههایی بود که وجه ارزشیابی فیلمنامهها علاوه بر بعد نظارتی به میان آمد و براساس بند ۱۴ ماده ۳ آییننامه نظارت بر نمایش که صراحتا بر مردود بودن فیلمنامهها و فیلمهای با ساختار ضعیف تاکید دارد، در مقابل بسیاری از این دست آثار که درواقع زیر خط استاندارد فیلم و فیلمنامهنویسی بودند، بدون توجه به نام و نشان و وابستگیهای نویسندگان آن ایستاد.
فیلمها و فیلمنامههای زیر خط استاندارد
چه بسیار آثاری که در آن مدت به شورای پروانه ساخت ارائه شدند و علیرغم ادعاهای شداد و غلاظ نویسندگانش متاسفانه مملو از اغلاط املایی و انشایی فاجعهآمیز بوده و حتی در سطح یک دیکته و انشای دبستانی هم به رشته تحریر درنیامده بودند! چه بسیار آثاری که علیرغم ادعای روایت تاریخی، کمترین بویی از مستندات و شخصیتهای تاریخی نبرده و مملو از اشتباهات بودند! چه بسیار آثاری که با یک فیلمنامه فاصله بعیدی داشتند و واجد هیچگونه شخصیتپردازی و درام و حتی داستان و قصه و منطق و... نبودند. نه شروع میشدند نه تمام. گاهی شبیه یک پادکست بهنظر میرسیدند، گاهی نمایشنامه رادیویی و گاهی بیانیه حزبی و انشای مدرسهای و....
چه بسیار آثاری که از فیلمهای دیگر کپیبرداری و حتی بعضا کلمه به کلمه فیلمنامه آن فیلمها را بازنویسی کردند ولی حاضر نبودند حتی اشارهای به آن آثار داشته باشند! چه بسیار فیلمها و فیلمنامههایی که با سازندگان و نویسندگانشان جلسه برگزار میشد و عضو یا اعضایی از شورا با آنها صحبتهای کارشناسی انجام میداد، به آنها فیلمنامهنویسی میآموخت، سینما و زبان سینمایی را یادآور میشد و وقایع تاریخی را بازخوانی میکرد!
۳۰۰ پروانه ساخت فیلم طی سه سال
علیرغم همه اینها و با وجود اینکه برخی افراد به کنایه به این شورا لقب «شورای عدم صدور پروانه ساخت» داده بودند، اما به حدود ۳۰۰ فیلمنامه (از ۳۸۰ موردی که ارائه گردید) پروانه ساخت داده شد؛ از فیلمنامههای بهمن فرمانآرا و مصطفی کیایی و کیانوش عیاری و کیومرث پوراحمد و رسول صدرعاملی و مسعود جعفری جوزانی گرفته تا پرویز شهبازی و فرهاد توحیدی و محسن امیریوسفی و فریدون جیرانی و حمید نعمتالله و محمدعلی باشه آهنگر و پوران درخشنده و ابراهیم ایرجزاد و سعید ملکان و رامبد جوان و مهران مدیری و مانی حقیقی و هومن سیدی و پیمان معادی و سروش صحت و علیرضا معتمدی و امید شمس و بهزاد فراهانی و جهانگیر کوثری و مهرشاد کارخانی و بهرام رادان و هاتف علیمردانی و حسین مهکام و دانش اقباشاوی و محمدحسین لطیفی و بهروز افخمی و حمید بهمنی و شهریار بحرانی و محمدحسین مهدویان و مسعود دهنمکی و مسعود اطیابی و....
برخلاف تبلیغات همان دوستان که شایع کرده بودند این شورا تنها به آثار کمدی آن هم از نوع سخیفش پروانه میدهد، از حدود ۳۰۰ فیلمنامهای که پروانه ساخت گرفتند تنها کمتر از ۳۰ فیلمنامه یعنی ۱۰ درصد آنها کمدی بودند که شخصا با برخی آنها مخالفت کردم و آنها را مصداق ابتذال دانستم و بقیه فیلمنامهها در انواع مختلف سینما اعم از اجتماعی، کودک، تخیلی، ملودرام، دفاع مقدس و... تولید شدند.
متاسفانه فیلمهای بسیاری_ چه آنها که از دورههای قبل مانده بودند و چه در همین شورا پروانه ساخت دریافت کردند_ برای دریافت پروانه نمایش به شورا آمدند که از کمترین ساختار و بیان سینمایی بیبهره بودند. فیلمهای بسیار ضعیف و زیرسطح حتی آثار آماتوری که قانونا بایستی مطابق با بند ۱۴ از ماده ۳ آییننامه نظارت بر نمایش، مجوز اکران دریافت نمیکردند، اما اعضای شورا اغلب با نیت در خطر نیفتادن سرمایه تهیهکنندگان و سرمایهگذاران و ناامید نکردن فیلمسازان و گروه تولید از یکسو و دوری از برچسب توقیف فیلم از سوی دیگر، از عدم صدور پروانه نمایش پرهیز میکردند. از همین رو طی این سه سال هیچ فیلمی مردود اعلام نشده و در نهایت مجوز اکران معدودی از فیلمها منوط به انجام اصلاحاتی گردید و از آن پس اگر فیلمی بلاتکلیف و همچنان پشت پروانه نمایش باقی ماند، بهدلیل عدم انجام اصلاحات درخواست شده از سوی عوامل سازنده آن فیلم بود.
سالمسازی سینمای ایران
سعی اغلب اعضای شورای پروانه ساخت و نمایش بر نوعی سالمسازی فضای سینمای ایران و ایجاد محیطی برای خانوادهها بود که بتوانند با خیال راحت و در کنار همدیگر به تماشای فیلمها نشسته و از طرف دیگر شاهد زدوده شدن پردههای حجب و حیای ایرانی نباشند. ضمن اینکه مشکلات و معضلات اجتماعی هم بیان شود، راه شوخی و طنزهای خندهآور هم باز باشد و در درجه نخست ساعات و اوقات فراغتی برای در کنار هم بودن خانوادهها بهوجود آید.
لازم به ذکر است که سالهاست سینمای ایران برخلاف سینمای غرب و بهخصوص آمریکا، یک سینمای تینایجری بهشمار نیامده و مشتریان خود را بیشتر از میان خانوادهها و حتی زوجهای جوان جلب میکند. از همین رو فضای آن بیشتر علاقهمندی خانوادهها و جمعهای خانوادگی را میطلبد.
در همین جهت سعی شد به آییننامه نظارت بر نمایش که آخرین مصوباتش در سال ۱۳۸۲ ثبت گردید بهطور جدی عمل شود و نکاتی مانند اهمیت به خانواده و پدر و مادر_ و عدم خدشهدار شدن جایگاه این سه عنصر مهم جامعه_ در کنار سبک زندگی ایرانی_اسلامی و محدودیت نمایش مخدرها و مثبت جلوه ندادن خلافکاری و حرفههای خلافکارانه همچنین احترام به باورها، شئونات ملی و دینی مردم و عدم تحریف تاریخ و در نظر گرفتن شئونات انسانی و... مورد اعتنا قرار گیرند.
تلاش شد بددهنیها، فحاشی و کلمات و عبارات ناشایست تعدیل شده و حتیالامکان با کلمات و لغات مشابه و مودبانه جایگزین شوند و نمایش مستقیم مصرف مواد مخدر و سیگار محدود گردد مگر بنابر الزامات دراماتیک، روابط ناهنجار و نامطلوب در میان شخصیتهای داستان تعدیل شده و در صورت لزوم توجیه دراماتیک داشته باشد، شوخیهای جنسی و پایین تنهای و دوگانه و چندگانه حذف شوند و طنز و کمدی عمق بخشیده شود. قبول دارم که در برخی فیلمهای کمدی چنین اتفاقی نیفتاد.
همچنان که توضیح داده شد همه اینها براساس مواد مصرح در آییننامه جاری نظارت بر نمایش مربوط به سال ۱۳۸۲ عمل میشد. تلاش همه اعضای شورا این بود که بدون تفاوت گذاشتن مابین فیلمسازان یا قائل شدن رانت، قانون به تساوی درباره همه بهطور یکسان اجرا گردد و فرقی بین سینماگر جوان و فیلمساز معروف گذاشته نشود.
تقویت زیرساختها و رشد شگفتانگیز سالنسازی
نمیتوان از وضعیت سینما در دولت سیزدهم گفت ولی از تلاش و مجاهدت همکاران این دولت در سازمان سینمایی سخن به میان نیاورد که روز و شب خود را برای بهبود اوضاع سینمای ایران و سرپاماندن و شکوفا شدن آن گذاشتند؛ از رئیس سازمان محمد خزاعی تا معاونانش روحالله سهرابی_ که هنوز بسیاری فیلمسازان از دوران خوب او یاد میکنند که تا حد زیادی با آنها تعامل میورزید_ و بهمن حبشی و حبیب ایلبیگی و....
آن تلاش و مجاهدت بهصورتی بود که سینمای در حال خاموشی دوران کرونا را مجددا سرپا کرد و هنوز از آن دوران گذر نکرده بود که به روزهای اغتشاشات پاییز ۱۴۰۱ و تحریمها و تهدیدات گروهی در این سینما رسید که همه چیز را تعطیل میخواستند و با فحاشی و پردهدری و عربدهکشی میخواستند اهالی سینما را مرعوب کرده و جشنواره فیلم فجر و وضعیت اکران را به انزوا بکشانند، اما دوستان یاد شده در سازمان سینمایی، سینمای ایران را از این مهلکه بیرون بردند و به بهار ۱۴۰۲ رساندند که پرفروشترین فیلمهای تاریخ این سینما در آن دوره رقم خورد. سینمای ایران به رونقی رسید که سابقه نداشت و پس از دولت شهید رئیسی و در همین یکی دو سال اخیر نیز حتی رسیدن به درصدی از آن، برایش بهصورت یک آرزو درآمده است.
از دیگر تلاشهای سینمایی دولت شهید رئیسی، تقویت جدی ساختارها بود؛ از جمله رساندن تعداد سالنهای سینما به حدود ۱۰۰۰ سالن که یک رقم آرمانی برای این سینما بهشمار میآمد و سالنهای مجهز و استاندارد که مدتهای مدید، اهالی سینمای ایران عدم وجود آنها را مانع دستیابی فیلمهای اکران به فروش مورد نظر میدانستند. در دولت سیزدهم این امر محقق شد و این سینما را علاوه بر سالمسازی به تعداد مناسبی سالنهای استاندارد سینمایی مجهز نمود.
در مورد مدیریت سینما در دولت سیزدهم بسیار میتوان حرف زد و نوشت ولی از حوصله این مقال خارج است و فعلا به همین بسنده میکنم.
معاون وزیر بهداشت:
پلیس اعلام کرد؛