کانادا در صف مقدم ناامیدی
تلخی سیاستهای ترامپ را شاید کاناداییها بیش از هر ملت دیگری چشیدهاند. براساس گزارشی که توسط بیزینس اینسایدر منتشر شده، کانادا با کاهش ۵۲درصدی احساسات مثبت نسبت به آمریکا، بیشترین افت اعتماد را تجربه کرده است. اظهارات تحقیرآمیز درباره حاکمیت کانادا و اختلافات تعرفهای، این همسایه شمالی را به سمت تنوعبخشی به شرکای تجاری خود در آسیا و اروپا سوق داده است. مارک کارنی، نخستوزیر کانادا، پیشبینی «پایان نظم مبتنی بر قوانین» را مطرح کرده که حالا به واقعیتی ملموس بدل شده است.
اروپا؛ از چاپلوسی تا ترک اتحاد
در فراسوی اقیانوس اطلس، اوضاع وخیمتر است. اروپاییها که سال اول ریاستجمهوری ترامپ سیاست مماشات را در پیش گرفته بودند، حالا واژگانی چون «قلدری» و «ترور اقتصادی» را علیه متحد سنتی خود به کار میبرند. براساس گزارشها اروپا بهطور خاموش اما قاطع در حوزههای دفاعی و فناوری در حال «ترک کردن آمریکا» است. در حوزه دفاعی دانمارک و هلند خرید تسلیحات خود را از پیمانکاران آمریکایی به تولیدکنندگان اروپایی تغییر دادهاند. در حوزه اقتصاد و نظامی هم آلمان بودجهای عظیم ۸۶میلیارد پوندی برای تسلیح مجدد اختصاص داده است. بوریس پیستوریوس، وزیر دفاع آلمان، صراحتا اعلام کرده که کشورش دیگر آمریکا را یک متحد قابل اعتماد نمیداند.
اعتماد از دست رفته
کارشناسان مسائل بینالملل دلایل بسیاری برای این بحران اعتماد در دوره دوم ترامپ برمیشمارند که اولین آنها تعرفههاست. ترامپ تعرفههای سنگین را نه یک استثنا، بلکه به یک اصل ثابت در روابط با دوستان تبدیل کرده است. وضع تعرفه بر کالاهای کانادا، اروپا و حتی آفریقای جنوبی (با کاهش ۲۱درصدی اعتماد) این پیام را داد که هیچ کشوری از تصمیمات یکجانبه واشنگتن در امان نیست. این رویکرد، کشورهای صادراتمحور را به امضای توافقات تجاری جدید بدون حضور آمریکا وادار کرده است.
تضعیف تضمینهای امنیتی ناتو
تهدید ترامپ به خروج از ناتو و اصرار بر اینکه اروپاییها باید به تنهایی از مرزهای خود محافظت کنند، شوکی بزرگ به پیمان آتلانتیک شمالی وارد کرد. ماجرای تهدید به تصرف گرینلند فراتر از یک اظهارنظر عجیب بود؛ این اقدام نشان داد که آمریکا حتی حاکمیت ارضی متحدانش را نیز محترم نمیشمارد. اکنون بسیاری از سران اروپایی در پاسخ به این سؤال که «آیا آمریکا از ما دفاع خواهد کرد؟» دچار تردید جدی شدهاند.
شکست ژئوپلیتیک در جنگ با ایران
برخلاف دوره اول که ترامپ از درگیری مستقیم اجتناب میکرد، آغاز جنگ با ایران در ژوئن ۲۰۲۵ به یک بحران فرسایشی تبدیل شد. ناتوانی واشنگتن در مهار بحران و بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران، قدرت بازدارندگی آمریکا را زیر سؤال برد. کشورهای حوزه خلیجفارس و حتی ایتالیا و اسپانیا با محدود کردن دسترسی آمریکا به پایگاههای خود، عملا نشان دادند که نمیخواهند قربانی یک جنگ بینتیجه شوند.
آیندهای بدون هژمون: جهان چندقطبی
واکنش کشورها به ترامپ برخلاف گذشته، «پنهانکاری وتغییر مسیر» است.کشورها به جای رویارویی مستقیم، به دنبال «پوشش ریسک» هستند. ژاپن روابط خود را با اروپا و هند تقویت میکند و اتحادیه اروپا نیز سفرهای پرشماری به چین داشته است.
نتیجه این فرآیند، شکلگیری جهانی است که در آن آمریکا دیگر «قطب بیرقابت» نیست و متحدان سابقش یاد گرفتهاند برای بقا، به جای تکیه بر واشنگتن، به ائتلافهای منطقهای و توان داخلی خود متکی شوند. این همان «بازار سیاه اعتماد» است که ترامپ برای ایالات متحده به ارمغان آورده است: شریکی غیرقابل پیشبینی که دیگر کسی حاضر نیست هزینه رهبریاش را بپردازد.