
بوشهر دیار غریبی است از مرکز کشور دور ولی در ادبیات دفاع ملی صاحب کوکب ، گویا نزد همه ایرانی ها آشنا به نظر میرسد. تاریخش، هنر و ذوق آدمهایش، صحرای گرم و ساحل بکر وآبهای نیلگون خلیج فارسش ، شرایط ژئوپلوتیکی و سیاسی، لهجه و گویش همگی مأنوس به نظر میرسد. قطعه کوچکی از ایران بزرگ ولی در پهنه کشور در همه مقاطع و عصرها برای خود نامی بپا کرده است. نام بوشهر برای همه نقاط کشور پهناور عزیزمان دوست داشتنی است.
فرهیخته مرحوم ، ایرج صغیری که افتخار شاگردی وی را دارم تعبیرش این بود که «سنت چنین است که سرزمینهای محروم و دور همچنان که از برکت و رونق و آبادانی به دورند از هنر و اندیشه و ذوق و به طور کلی از معنویت هم فاصله گرفته باشند اما این دیار غربتش در این است که هرگاه و در هر مقطعی قابلیت خود را عرضه کرد ، چشمگیر و درخشان بودند.»
با این مقدمه سراغ یکی از برجستگی بوشهریها رفتم تا شاید از میان همه مردان جنوبی ، 2 نفر از عرصه میدان زرم را معرفی کنم و شباهت های آن ها را در مقاطع محتلف به تحریر درآورم. هرچند این نیکمردان رزمی ما با ادبیات حقیر به خوبی شناخته نخواهند شد و دست استمداد به سمت اهل قلم جنوبی دراز کرده تا در یک اقدام هماهنگ بتوانیم ادای دین نمائیم.
بوشهر سابقه 500 ساله در مبارزات ضد استعماری دارد. تحقیقا هنر بوشهری ها مقاومت در برابر بیگانگان بوده است. پرتغالیها – اتریشی ها – بلژیکی ها – هلندی ها و انگلیسی ها و این اواخر صهیونیسم و آمریکاییها ، و این هنرنمایی در روح و خون این کهن دیار موج میزند.
علمائ بنامی مانند شهید عاشوری و شهید ابراهیمی و شهید گنجی و سرداران شهید رئیس علی دلواری و شهید نادر مهدوی و شهید بیژن گرد و شهید علیرضا ماهینی و شهید احمدی جوان و دریابان شهید علیرضا تنگسیری عصاره هنرنمایی بوشهریها هستندکه موضوع بحث ما پیرامون دو شهید تنگستانی ( سردار شهید رییسعلی دلواری و دریابان شهید علیرضا تنگسیری )در 2 مقطع و در2 نقطه از کشورکه مهار دشمنان این سرزمین را گرفته و گلوی آنان را تا خرخره فشردند تا ناگزیر به اعتراف شدند که بوشهری ها و تنگستونی ها یل پیل افکن ایران زمین اند.
برای اینکه به قدرت و سطوت این سرداران پی ببریم و به جربزه و شجاعت و غیرت آنان بپردازیم لازم است به صورت مجمل تشابهات و تفاوتهای این عزیزان را واکاوی نمائیم.
در روزگاری که بریتانیا حاکم دریاها تلقی میگردید و هیچ جنبنده ای در کره خاکی توانایی تقابل با این قدرت را نداشت و به عنوان یک امپراطوری در راه فتح جنگ جهانی اول گام برمی داشت و دولت عثمانی و آلمان هیتلری را میخکوب کرده بود و دولت های زیادی از جمله روسیه با وی هم پیمان بودند در سال 1907 میلادی با شریک خود در سن پطرزبورگ نشستند و تصمیم گرفتند جنوب ایران را به انگلیسی ها و شمال کشور را به روسها واگذار نمایند و با همین اندیشه ناپاک اقدام به دست اندازی در بوشهر و اشغال این خاک نمودند.
از آن زمان با استقرار نمایندگی سیاسی و مالی در بوشهر عملا در تقابل سایر دول ، ابتکار عمل را به دست گرفتند و شمال خلیج فارس را تا سر حدات خوزستان را ملک مایملک خود می پنداشتند. با این هژمونی قوی هیچ کس را یارای تقابل نبود تا اینکه مردی از دیار تنگستان و در روستای دلوار که آن روز دلبار می گفتند دل و دماغ برای انگلیسی ها نگذاشت در برابرشان قد علم کرد و اسبی را که زین کرده بودند تا کویر ایران را تصرف کنند در سربست مسیله بوشهر پابست کرده و او را مهار نماید و عملا هیبت پوشالی بریتانیای کبیر را خرد نماید و او که مدعی بود آفتاب در حکومتش غروب نمی کند قدرتش غروب کرد و پوزه اش به خاک مالیده شد .
پس از 110 سال که به جز خدعه و نیرنگ آثاری از قدرت نظامی بریتانیا نبود قدرت جدیدی خودنمایی کرده و کره خاکی را اسیر توسعه طلبی ها و غارتگری های خود نموده است. آمریکاییها که در جنگهای اول و دوم جهانی یک فشنگی به جغرافیایی آنها نرسیده بود با محاسبات غلطی که نظام فکری دنیا برای او تنظیم کرده است و اسیر توهمات صهیونیستها شده اند و می پنداشت ایران مانند لیبی و عراق و ونزوئلا و کشورهای عربی خلیج فارس و افغانستان و البته دول مرعوب شده اروپایی می باشد و با اندک نهیبی از پا درمیآید. آهنگ ایران عزیزمان نمود و در اولین جنایت خود شخصیت فرزانه ای که می توانست ناجی دنیا باشند به شهادت رساند و ملت ایران را داغدار رهبر خود نمود و کار را تمام شده حساب کرده و بنای تعیین رهبر و حکومت برای این ملت نمود که باز از دیار شهید رئیس علی دلواری و از صحرای تفتیده جنوب و از نسل تنگسیرها ، سردار علیرضا تنگسیری علم را به پا کرد و در اولین حرکت تنگه هرمز را قفل کرده و کلید آن را تحویل ملت ایران داد و اینبار نیز قدرت استکباری که در سطح عالم هیچ کس جلودارش نبود و سالها در همه شاخص ها از جمله قدرت نظامی حرف اول را ادعا میکرد هژمونی او را شکست و نام علیرضا تنگسیری کابوس سردمداران نظام سلطه گردید تا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در اطلاعیه شهادت ایشان اعلام کند که سردار شهید علیرضا تنگسیری پا جای پای شهید رئیس علی نهاده است. شهید رئیس علی دلواری با کنترل بوشهر مانع حرکت انگلیسی ها از بوشهر به سمت مرکز ایران گردید و تا زنده بود انگلیس نتوانست پا از شهر بوشهر خارج نماید و سردار شهید علیرضا تنگسیری نیز با بستن تنگه هرمز مانع ورود آمریکایی ها و صهیونیستها به داخل خلیج فارس گردید و این راه را یارانش به خوبی تمام ادامه می دهند .
شهید رئیس علی دلواری با شکست هیمنه انگلیسی ها از نفوذ معنوی فوق العاده در کل ایران برخوردار گردید که در هنگام شهادتش همه ایران عزادار شدند . نقل است که در تهران – شیراز – اصفهان – اراک - مشهد و همه شهرها و روستاهای ایران نام شهید رئیس علی ورد زبان آنها بود و امروز نیز نام شهید علیرضا تنگسیری از زبان خرد و کلان جامعه ما نمیافتد. از بندر عباس تا تهران تا بوشهر و خوزستان همگی در سوگ او ماتم زده هستند.
شهید رئیس علی دلواری از قدرت رزمی بی نظیری برخوردار بود که تا زمان حیات وی انگلیسی ها نتوانستند کوچکتریم آسیبی به بدنه نظامی وی بزنند و علیرغم دوبار تهاجم زمینی و دریایی در تسلیم ایشان ناکام ماندند و همین خصلت را شهید علیرضا تنگسیری به نمایش گذاشتند تا آنجا که آمریکاییها با اعزام ناو ابراهام لینکن و جرار فورد و دهها موشک انداز نتوانستند به آبهای سرزمین ما نزدیک شوند و سرافکنده عقب نشینی نمودند.
شهید رئیس علی دلواری تابع و مطیع مطلق ولایت بود بدون اذن علما پا یه میدان نگذاشت. پرچم در دستش مزین به نام جناب حضرت امیرالمومنین علی ع بود و شهید علیرضا تنگسیری نیز خود را فدایی ولایت و رهبری می پنداشت حاضر بود فدا شود ولی به رهبرش گزندی نرسد. ایشان به معنای کامل کلمه ولایت پذیر بود.
هر دو در گارد رزم به مسلخ رفتند شهید رئیس علی دلواری در شمال خلیج فارس مقابل دشمنان ایران ایستاد و در حالتی که در رزم بود و مبارزه می کرد و در وسط میدان به شهادت رسید و شهید علیرضا تنگسیری نیز در جنوب خلیج فارس و در هنگام نبرد با دشمن ایران زمین یعنی آمریکای خیانتکار و صیونیسم نابکار و رذل و در وقت مبارزه و وسط میدان به شهادت رسید.
شهید رئیس علی دلواری نهال مقاومت را کاشت و پایهریزی کرد و بوشهر را به پایتخت مقاومت مفتخر نمود و شهید علیرضا تنگسیری ادامه دهنده راه وی در راستای افول قدرت پوشالی آمریکای جنایتکار گام موثر برداشت.
شهید رئیس علی دلواری با گلوله ضد انقلاب و خائن به وطن به سوی معبود شتافت و بی شک شهید علیرضا تنگسیری نیز با تیر جهل جاسوس صهیونیستی و با بمب شقاوت دشمنان ایران زمین به شهادت رسید.
و سرانجام هر دوی این سروقدان این بلاد پر افتخار با جان فشانی آرزوی دشمن نابکار را برای استیلاء بر ایران عزیز ناکام کردند
اما تفاوت این دو شهید در این بود که شهید رئیس علی دلواری به تعبیر رهبر شهیدمان در میان عدم همراهی دولتمردان وقت در غربت جنگید و غریبانه به شهادت رسید لیکن شهید تنگسیری در عصر انقلاب اسلامی و با توجه به حمایت نظام اسلامی پا به میدان گداشت اگرچه ایشان نیز دور از خانۀ و اهل و عیال بسان اربابش خود حضرت سید الشهداء ع مظلومانه به شهادت رسید.
نظام مستقر در عصر شهید رئیس علی دلواری نظامی نالایق و وابسته به اجانب بود و قدر و منزلت قیام و حرکت ایشان را ندانست و جالب این که بابت مجاهدت شهید رئیس علی و کشتن نیروهای متجاوز و دفاع از وطن از سفارت انگلیس عذرخواهی کرد ولی الحمدالله زمانه شهید تنگسیری نظامی مستقر است که رهبران آن همپای شهید تنگسیری در میدان رزم ایستاده اند و قامت خم نکردهاند جان میدهند ولی خاک ندادند .
بوشهر و تنگستان مردان و شیرزنانی دارد که در هر مقطع از تاریخ برای حفظ وطن جان داده و آماده فداکاری هستند و به وجود فرزندان برومند خود افتخار میکنند و امثال این سرداران در دامن مادران این آب و خاک بسیار تربیت شده اند و اجازه نخواهند داد که وطن اسلامی ایران به دست نا اهلان و نامحرمان بیفتد.
محمدرضا مهدوی در گفتوگو با جام جم آنلاین
«جامجم» در گفتوگو با معاون گردشگری وزارت میراث فرهنگی بررسی کرد