
تازه در این باره اجماع هم شاید وجود داشته باشد که امارات ترامپیستی، بیاعتبارند! چین و ایران بهعنوان کشوری استوار بر پیمانش با ایران برخلاف رفتار دولت اسبق که علایق دوستی با آمریکا مانع استفاده ار امکانات مناسبات بینالمللی برای تداوم استقامت بود، امروز در مسیری محترم و معتمد عمل میکنند. با این همه ما به استقلال خود و دریافت هامان اهمیت اول مینهیم. یعنی اصلا پیشنهاد مذاکره مستقیم با آمریکا در شناخت متقن ما با ترامپ در این وضعیت هیچ اعتباری ندارد و رهکنش غلط اندر غلطی است.
دلایلش را بر خواهم شمرد. هم علم اماره، هم شرع مقدس هم عقل هم تجربه این عمل در اوضاع و وحوال کنونی را نفی میکند. هر چند کسانی با اعتراف به این فقدان اعتبار مسجل و انکار ناپذیر باز هم دوست دارند برای هزارمین بار فریب بخورند و عقل را تعطیل کنند و رهنمود قرآن حکیم و خاندان وحی و امامت علیهمالسلام را ندیده گیرند، اما ما باید کار و تکلیف خود را در احرای فتوای حکومتی و دستور امام مجتبی حسینی خامنهای، ولی فقیه و پیرو امامت معصوم عج ترک نکنیم و به نقد کردن دستاوردهای نظامی و مدیریت نظم نوی تنگه هرمز و مشروعیت و مقبولیت و قانونی کردن و همیشگی کردن عملی آن ادامه دهیم. حال اگر آمریکا بپذیرد چه بهتر عذاب و دردسر خود و زحمت ما را کم میکند و اگر هم نپذیرد، فرقی نمیکند ما با قاطعیت نظم نو را به اجرا در میآوریم و جهان را وادار به پذیرش قانون عادلانه آن خواهیم کرد؛ و ضمنا با زیرکی یک بنده خدا خواهیم کوشید در همه راههای دیگر حمل و نقل نقش پیشرو و در عمل قانونمند، به حکمرانی معقول خاضع ایفا کنیم و مانع زور گویی قدرت شیطانی شویم و از حقوق خود دفاع کنیم.
ایده عقبنشینی ترامپ، یک ظن معتبر و از امارات قضایی دارای دلیل مقبول نیست. زیرا امارات بیاعتباری آن بلکه ادله و دلایل آشکار و مستقیم غیر قابل اعتماد بودن ترامپ فراوان است. او هدف اصلی فروپاشی ایران را ترک نمیکند، اما اکنون دلایل فراوانی جهت وانموده قبول دروغین نظم ایران در تنگه هرمز وجود دارد. او با انتخابات میان دورهای روبروست، محبوبیتش تنزل رسوایی یافته، اوضاع ادامه یابد منفورترین رئیسجمهور آمریکا میشود. اکثریت مردم آمریکا با جنگ او با ایران مخالفند، بازیهای جهانی در پیش است، وضع مسدود بودن تنگه هرمز و فشار بر اقتصاد بحران زده آنریکا و گرانی و تنگنای معیشتی بهویژه در ارتباط با تجارت نفت و بنزین و کود و هلیوم..
هلاکتبار است و... پس بازی فریب صلحخواهی، خود یکبازی برای عبور از گردنه اوضاع و احوال حاضر میتواند باشد و در سر ترامپ چیز دیگری است؛ و ما نباید مردم خود را گول بزنیم. البته این روشنبینی به معنای آن است که باید بر اصول خود و انقلاب اسلامی استوار و آماده بایستیم و فریب ظاهر حال را نخوریم.
مهمتر از همه به امارات قضایی در اصطلاح فقهی «ظاهر حال» میگویند؛ و ظاهر حال هم ماهوا از ظنهای معتبر شرعی نیست، بلکه از ظنون غیر معتبر است. خصوصا در باره نشانههای کفار حربی و ظالم و دشمنان اسلام و ظواهر اوضاع و احوال در میدان جنگ، «ظاهر حال» اصلا میتواند جزئی از رهکنش فریب دشمن باشد و مطلقا اعتبار ندارد. این امر زمانی تجدید میشود که یقین کنیم ترامپ جامع تسویل و دروغ و اغوا است و اساسا بازی بیاعتبار کردن مداوم و بیوقفه قراین و اوضاع و احوال و عدم وجود حداقل یقین و اطمینان را، چون شیوه از کار انداختن نظام شناختی طرف مقابل و عدم قطعیت و هجو پسامدرنیستی، عمدا مدام به کار میگیرد تا توجه به حقیقت رهبردی اقدامات او و تاکتیک های (رهکنشهای) در خدمت اهداف غایی و تسلیم کردن صاحب حق مظلوم به امر ناحق و به ظلم خود و باطلش را، تحقق بخشد و استقامت او را بشکند و رفع و نابود کند. دیگر همه میدانند این جزئی از نظام رهبری قمارباز در خدمت اهداف نامشروع سلطه شیطان بزرگ و استراتژی تغییر جهانی است.
میدانیم متخصصان حقوق و فقه، به ما میآموزند: دونوع اماره داریم. اماره یک ظن قانونی یا قضایی است که قاضی یا قانونگذار برای اثبات یکواقعیت میپذیرد حتی اگر یک مدرک مستقیم وجود نداشته باشد.
ما مدرک مستقیمی برای آن که ترامپ به یقین قبول نظم معقول و برحق تنگه هرمز براساس حقوق ایران و مدیریت واجب ایران بر تنگه را واقعا پذیرفته نداریم و واداشته شدن شیاطین برای بر گردن نهادن بر این نظم نوین فعلا امارهای ندارد جز بازی همیشگی نامعتبر ترامپ. پس باید بناگزیر به اماره رجوع کنیم.
درست در این جاست که براساس هدایت قرآن در خصوص کفار حربی و بیاعتمادی به قول آنان، آن هم وقتی که بارها پیمان میشکنند و عادتشان ناپایداری بر حرف و قول خود است و آگاهانه این شیوه را به کار میگیرند، نباید ذرهای به ظاهر حال ترامپ اعتنا کرد و باید اجازه فریبکاری، خرید زمان، تجهیز خود و اذناب و خبیثان همراهش و مدیریت عمل ما را به او نداد و منفعل پیرو رفتار او نباید شد و کار خود را باید مستقلا پیش برد. باید دانست امارات جزء باطنی و حقیقی و جدا ناپذیر شئ نیست بلکه امارات جدا از خود شئ و امر ظاهری است. مثل پرچم سفید و واقعیت صلح. پرچم سفید میتواند نشان دروغین صلح و نشانه فریب برای یک حمله غافلگیرانه باشد. در حالی که نشانههای دیداری و شنیداری س وی وا و ح و.
از اسم سید احمد، جدا ناپذیر است؛ و برخلاف امارات علائم یقینی و وجودیاند همچون وجود سدیم برای نمک
این حروف و سدیم علامات محسوب میشوند برای اسم و برای نمک، اما پرچمهای سفید امارات هستند و فرقشان چنین است. پس امارات در فقه از ظنون نامعتبر بشمار میآیند و در اماره قضایی، به داوری قاضی و تشخیص او بستگی مییابد. یعنی آنکه ما بهعنوان داور باید به بررسی عاقلانه امارات ترامپ بپردازیم و تشخیص دهیم و، چون بیاعتباری آن روشنتر از آفتاب است نباید آن را قبول کرد تا خلافش ثابت شود و یا تضمین عملی معتبر داشته باشیم؛ و تازه در آن حال هم باید مشروط پذیرفت و همواره منتظر پیمانشکنی بود؛ و این دقیقا رفتار بر حق و عاقلانه ما بر عکس رفتار ما نسبت به امارات ادعای یکفرد راستگو است. هم خدا و هم عقل و هم تحربه به ما اجازه نمیدهد امارات شیطان بزرگ خصوصا ترامپ را معتبر بدانیم. حال اگر به هر دلیل وفادار بر پیمانبودند شکر! و اگر نبودند ما کار خود را کرده و چیزی از دست ندادهایم.
ما باید بدانیم اماره به حال و وضع خود قاضی هم بستگی تام دارد. برای همین در فضای دیدگاهی و تفکر سکولار و غربگرا و خضوع و خوف از قدرت و آمریکا یا همسنخی با مدرنیته و یا منافع حفظ قدرت و اموال و ثروت حاصل تکاثر و رانت. امارات ترامپ مدام معتبر وانمود میگردد و در فضای واقعگرایی و دیدن رخدادها چنان که هست و استقامت برابر دشمن سلطه جو، و متکی بودن ما به تجربه انقلاب اسلامی و باورهای الهی، و واقعیت و تجربه ما، اصلا این خبیث آدمکش فاسد اپستینی قابل اعتماد نیست. پس امارهها در قضاوت، همان اوضاع و احوالی هستند که به نظر قضاوت کننده دلیل بر امری شناخته میشوند. یعنی قاضی از آن اوضاع و احوال نسبت به امر مجهول قطع و یقین پیدا میکند و نوعا صحت اظهارات این یا آن طرف دعوی را میرساند.. در واقع اماره امر معلومی است در خارج که به وسیله آن امر مجهولی که مورد ادعای ثالت است ثابت شود..
نکته آن است که اگر اوضاع و احوال برای قضاوت کننده، قطع و یقین بوجود نیاورد عنوان اماره قضایی پیدا نمیکند. نشانهها اگر معلوم شود فریب و وانموده و بیاصالت است، ارزش اتکا برای کشف حقیقت و اعتبار در داوری ندارد.
امارات پذیرش نظم ایران بهوسیله ترامپ بیاعتبار و موقت است. تنها با قدرت ما و ناممکنی پیشبرد اهداف ۴ ساله دوران ریاست ترامپ، فروپاشی ایران، و شکست قطعی رویکرد ترامپ و پذیرش آن و دست شستن از توطئهها و حملات در عمل میتوان گفت به قطع و یقین رویکرد و روش ترامپ تغییر کرده و او پذیرفته شکست خورده و شیطان بزرگ راه دیگری را برای پیشبرد اهداف سلطه پیشه کرده است؛ و فعلا واقعا ترک مخاصمه جدی است. پس ما به قدرت خود تکیه کنیم نه حرف بیبنیان ترامپ. وقتی سخن ترامپ در کاخ سفید و پیش چشم جان و خبرگزاریها و خبرنگاران هر روز عوض نمیشود، مذاکره مستقیم جز استهزا و توهین به حیثیت ایران چه فایدهای دارد؟
محمدرضا مهدوی در گفتوگو با جام جم آنلاین
«جامجم» در گفتوگو با معاون گردشگری وزارت میراث فرهنگی بررسی کرد