اخلاق تمدنی ‌رهبر شهید

هسته مرکزی یک تمدن باید بر محور فضای اخلاقی استوار باشد. علامه جعفری در این‌باره بحث کرده که تمدن یک امر فیزیکال و سخت یا یک امر انسانی است؛ در نتیجه زوال و آبادانی یک تمدن را وابسته به اخلاق و ارزش‌های انسانی آن می‌داند،
هسته مرکزی یک تمدن باید بر محور فضای اخلاقی استوار باشد. علامه جعفری در این‌باره بحث کرده که تمدن یک امر فیزیکال و سخت یا یک امر انسانی است؛ در نتیجه زوال و آبادانی یک تمدن را وابسته به اخلاق و ارزش‌های انسانی آن می‌داند،
کد خبر: ۱۵۵۰۴۴۵
نویسنده حجت‌الاسلام دکتر حبیب‌ الله بابایی - نویسنده و پژوهشگر

در نسبت میان اخلاق و تمدن یک موضوع این است که جایگاه اخلاق در تمدن کجاست و تأکید می‌کنم اساسا تمدن چیزی جز اخلاق نیست.

امام شهید تأکید داشتند باید به‌جای وایابی جایگاه اخلاق در تمدن، یک تفسیر تمدنی از فضیلت‌های اخلاقی داشته باشیم. به‌جای این‌که به موضوع و رویکرد تمدنی بپردازیم، باید صدق و راستی را از منظر یک عالم اندیشمند تمدنی بررسی کنیم. این نه به آن معناست که ایشان با این کار جای اخلاق را در تمدن دنبال نکرده است بلکه ما از مفهوم صدق و تعهد به ارائه یک فهم تمدنی می‌پردازیم.

در مطالعات و تحقیقاتم، دنبال تاریخ فضیلت‌ها و رذیلت‌ها در تمدن اسلامی و غربی بودم ولی کتابی در این‌باره نیافتم. نه تنها کتابی در فضای علمی ما نوشته نشده است، حتی گاهی اوقات شرق‌شناسان به روایات نادرست از فضیلت‌های اخلاقی ما پرداخته‌اند و مثلا گفته‌اند ایرانیان بوقلمون‌صفت و دروغگو هستند. 

 اگر بخواهیم دروغ را در فرهنگ و تمدن غرب و خودمان بررسی کنیم، خواهیم دید در غرب، نه صرفا زبانی بلکه یک مسأله عمیقا فلسفی، فرهنگی و الهیاتی بوده است ما با انباشتی نظری، واقعی و عینی از مقوله دروغ در فرهنگ و تمدن غرب روبه‌روییم.

مراحل کذب و دروغ را در تمدن غرب از هوش مصنوعی پرسیدم، مباحث نظری را در یونان باستان آورد؛ در دوره یونان باستان، جریان سوفسطایی، یکی از نقاط مهم و بزرگ در جدایی زندگی از حقیقت است. اساسا یونان باستان، همان غرب امروز است و آتن دیروز هم بیش از آن‌که آتن حقیقت باشد، آتن سوفسطاییان بوده است. در این دوره، عملا خطابه، جای استدلال و سفسطه، جای بازنمایی حقیقت را گرفت. 

در دوره روشنگری هم اساسا فیلسوف دنبال واقعیت انضمامی و ذهنی‌سازی واقعیت رفت، واقعیت چیزی شد که ما آن را می‌شناسیم و وقتی جلوتر آمدیم، دروغ فراتر از سطح فردی به امری گفتمانی و نهادی تبدیل شد.

امروز غرب به ابزار رسانه متوسل شده و از طریق آن، مناسبات سرمایه‌داری را تغییر می‌دهد. در رخداد‌های اجتماعی مانند اقتصاد، تجارت و‌... فرهنگ‌شدن گفتمان دروغ را در غرب می‌توان یافت که نمونه بارز آن رواج مصرف‌گرایی است یا نگاه ماکیاولیستی به سیاست عملا فضا را به سمت دروغ سوق می‌دهد؛ بنابراین در غرب در یک دوره، دروغ اخلاقی و فردی داریم؛ در یک دوره‌ای دروغ الهیاتی، در یک دوره دروغ معرفت‌شناسی و در دوره‌های دیگر دروغ سیاسی و اجتماعی که ابزاری برای توسعه و پیشرفت اقتصادی بوده و همین دروغ به‌تدریج به گفتمان تبدیل شده است. سپس دروغ‌های سیستمی با استفاده از فناوری هوش مصنوعی، رسانه‌ها و‌... داریم که در قالب کلان‌داده به دنیا ارائه می‌شود و بخشی از دنیا هم آن را به‌هر دلیل می‌پذیرد.

و، اما این مقدمه را گفتم تا تأکید کنم رهبر شهید، وقتی در مسند تمدن‌اندیشی می‌نشینند، به ساده‌ترین مسأله، فهم و سهم تمدنی و الگوی تمدنی ارائه می‌دهد. 

بنده از هوش مصنوعی در مورد رمان‌ها نیز سؤال کردم و دیدم یکسری رمان‌هایی را تئوریزه کرده‌اند. مثلا در کتاب شاهزاده، ماکیاولی گفته حاکم باید توانایی دروغ، فریب دادن و پنهان‌کاری داشته باشد. دروغ یک ابزار ضروری برای حفظ قدرت و ثبات است. 

در کتب دیگر هم توصیه می‌شود دروغ به نفع نجات جمعی است؛ برخی فیلم‌ها هم با ترویج این مسأله ازجمله نشان می‌دهند که فرد با دروغ می‌تواند به موفقیت مالی برسد و گلیم خود را از آب بیرون بکشد. روایت فیلمی دیگر، آن است که آن‌قدر باید دروغ گفت تا سیستم قضایی و پلیس فریب بخورند. بر این اساس، دروغ تبدیل به سبک زندگی می‌شود. در منظومه رهبری شهید، مفاهیم اخلاقی از حصار توصیه و موعظه شخصی خارج و به‌عنوان ابرسیستم بازتعریف می‌شود.

در این میان، مفهوم صدق، راستی و درستی صرفا فضیلتی برای رستگاری شخصی نیست بلکه عنصر قوام‌بخش در یک تمدن است. بر مبنای سخنان امام شهید، صدق نه ضددروغگویی بلکه امتداد گفتار و کردار با مسئولیت‌های اجتماعی است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها