دانشگاهها و مراکز علمی صرفا ساختمان یا نهاد اداری نیستند بلکه موتورهای اصلی تولید دانش، فناوری و نوآوریاند. این مراکز مستقیما با زندگی روزمره مردم، رفاه عمومی، رشد اقتصادی و استقلال علمی کشورها پیوند دارند. از همین رو حمله به آنها درواقع هدف قرار دادن آینده یک جامعه و مسیر توسعه آن است. تناقض آشکار در رفتار این جریانها زمانی روشنتر میشود که همین نهادها را در ظاهر میستایند اما در عمل تلاش میکنند آنها را تضعیف یا نابود کنند.
بهنظر میرسد این گروهها بهخوبی دریافتهاند که بخش مهمی از پیشرفتهای کشور در چهار دهه گذشته حاصل تلاش بیوقفه دانشمندان، اساتید دانشگاه و مراکز علمی بوده است. به همین دلیل، در مقاطعی تلاش کردهاند با اقداماتی نظیر حمله به زیرساختهای علمی، ایجاد اختلال در فعالیت دانشگاهها و حتی ترور دانشمندان، روند رشد علمی و فناوری را دچار وقفه کنند. تمرکز این اقدامات در جریان جنگ تحمیلی سوم، بیش از همه بر دانشگاههای صنعتی و مراکز تحقیقاتی بوده است با این تصور که میتوانند موتور محرک پیشرفت علمی را از کار بیندازند یا کند کنند.
برخی تحلیلگران این رفتارها را ناشی از این تصور اشتباه میدانند که ایجاد رعب، ناامنی و بیثباتی میتواند موجب کاهش انگیزه در میان دانشمندان و دانشجویان شود و در نهایت، مسیر فعالیتهای علمی را متوقف سازد اما تجربههای تاریخی و واقعیات میدانی نشان داده چنین رویکردهایی نهتنها به توقف جریان علم منجر نشده بلکه در بسیاری از موارد، انگیزه و اراده نسلهای جدید را برای ورود جدیتر به عرصههای علمی و فناوری تقویت کرده است. جامعه علمی ایران بارها نشان داده در برابر فشار و تهدید، مسیر خود را با جدیت و پایداری بیشتری ادامه میدهد.
درواقع علم و دانش بهویژه دانشهایی که زیربنای فناوریهای نوین، اقتصاد دانشبنیان و توسعه پایدار هستند در ذهن جامعه علمی ایران بهعنوان یک سرمایه راهبردی و غیرقابل جایگزین تثبیت شدهاند. این سرمایه، برخلاف سازههای فیزیکی، با تخریب ساختمانها و مراکز آموزشی از بین نمیرود؛ هرچند ممکن است در کوتاهمدت خسارتهایی ایجاد شود و روند برخی فعالیتها را با دشواری مواجه کند.