دبیر کل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از عدم اجماع جهانی علیه ایران عصبانی است

دستان خونین گروسی

اظهارات اخیر رافائل گروسی در اندیشکده شورای روابط خارجی آن‌جا که صراحتا اعلام می‌کند «دوران اجماع جهانی علیه ایران به پایان رسیده است» در ظاهر یک توصیف از تغییر موازنه‌ها در فضای بین‌المللی است اما وقتی این جمله در کنار کارنامه رفتاری او در قبال ایران قرار می‌گیرد، معنایی فراتر از یک تحلیل ساده پیدا می‌کند. اظهاری که در نگاه نخست می‌تواند نشانه‌ای از تغییر در معادلات قدرت باشد اما در لایه‌ای عمیق‌تر، پرسش‌های جدی درباره نقش و کارکرد آژانس و دبیرکل ‌آن، رافائل گروسی ایجاد می‌کند.
اظهارات اخیر رافائل گروسی در اندیشکده شورای روابط خارجی آن‌جا که صراحتا اعلام می‌کند «دوران اجماع جهانی علیه ایران به پایان رسیده است» در ظاهر یک توصیف از تغییر موازنه‌ها در فضای بین‌المللی است اما وقتی این جمله در کنار کارنامه رفتاری او در قبال ایران قرار می‌گیرد، معنایی فراتر از یک تحلیل ساده پیدا می‌کند. اظهاری که در نگاه نخست می‌تواند نشانه‌ای از تغییر در معادلات قدرت باشد اما در لایه‌ای عمیق‌تر، پرسش‌های جدی درباره نقش و کارکرد آژانس و دبیرکل ‌آن، رافائل گروسی ایجاد می‌کند.
کد خبر: ۱۵۵۰۱۹۷
نویسنده مهدی سیف‌تبریزی - گروه سیاسی
 
این موضع‌گیری زمانی معنادارتر می‌شود که به کارنامه گروسی در یک سال گذشته نگاهی بیاندازیم. اگر بخواهیم نورافکنی به موضع‌گیری‌ها و اقدامات گروسی از پیش از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه تا همین امروز بیاندازیم و آن را به‌صورت دقیق‌تر مورد بررسی قراردهیم، به مجموعه‌ای از اقدامات و موضع‌گیری‌هایی خواهیم رسید که در تقابل با وظیفه و کارکرد اصلی دبیر و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی است.در نزدیک‌ترین مورد از نقض وظایف آژانس نسبت به ایران می‌توان به سکوت معنادار این نهاد بین‌المللی نسبت به حملات مکرر به نیروگاه هسته‌ای بوشهر اشاره کرد‌؛ جایی که علی‌رغم سه نوبت حمله به محوطه این تاسیسات در طول جنگ ۴۰روزه، نه بیانیه هشدار جدی صادر شد و نه اقدام فوری نظارتی در دستور کار آژانس قرار گرفت. این در حالی است که در پرونده نیروگاه هسته‌ای زاپروژیا در اوکراین، آژانس در واکنش به تحولات به‌مراتب کم‌دامنه‌تر، به‌سرعت اقدام به صدور هشدار، اعزام تیم‌های بازرسی و موضع‌گیری‌های مکرر کرد. این دوگانگی رفتاری، زمینه‌ساز شکل‌گیری این پرسش کلیدی است: آیا آژانس همچنان یک نهاد فنی بی‌طرف است یا به بازیگری سیاسی در چارچوب منافع قدرت‌های غربی همچون آمریکا و رژیم‌صهیونیستی تبدیل شده است؟
   
آژانس‌؛ از نهاد فنی تا بازیگر سیاسی
بررسی روند رفتار آژانس در قبال ایران نشان می‌دهد که فاصله این نهاد از کارکرد کلاسیک خود یعنی نظارت فنی و بی‌طرفانه به‌طور محسوسی افزایش یافته است. در شرایطی که اصول بنیادین این نهاد بر بی‌طرفی، شفافیت و استانداردهای یکسان برای همه اعضا استوار است، عملکرد آن درقبال ایران نشانه‌هایی از گزینشی‌شدن و جهت‌گیری سیاسی را به‌وضوح نشان داده است. 
یکی از مصادیق مهم این مساله، نحوه مواجهه رافائل گروسی با حملات به زیرساخت‌های هسته‌ای ایران است. براساس قواعد حقوق بین‌الملل، حمله به تاسیسات هسته‌ای یک کشور عضو، نه‌تنها تهدیدی علیه آن کشور، بلکه خطری برای ایمنی منطقه‌ای و جهانی محسوب می‌شود. با‌این‌حال، در موضوع حمله آمریکاواسرائیل به تاسیسات فردو،نطنز، اصفهان و خنداب اراک در جنگ۱۲ روزه و همچنین حمله دشمن آمریکایی-صهیونی به نیروگاه اتمی بوشهر، سکوت آژانس در تضاد آشکار با همین اصول اساسی قرار گرفت. 
اگر رفتار و اظهارات گروسی در قبال ایران را در یک خط زمانی کنار هم قرار دهیم، تصویری به‌دست می‌آید که از نگاه تحلیل‌گران، بیش از آن‌که به یک مدیر فنی شباهت داشته باشد، به یک بازیگر سیاسی نزدیک است. او در مقاطعی با برجسته‌سازی موضوعاتی مانند محل ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران، تلاش کرده فضای امنیتی‌سازی پرونده ایران را به همان شکل که طرف آمریکایی-صهیونی به دنبال آن است، برجسته‌سازی کند. 
اما نکته‌ای که این مواضع را بیش‌از پیش بحث‌برانگیز می‌کند، نحوه بیان آن‌ است. وقتی گروسی تاکید می‌کند که این مواد حتی در صورت حمله نیز به‌راحتی از بین نمی‌روند، این گزاره دیگر صرفا یک توصیف فنی باقی نمی‌ماند، بلکه به‌نوعی به یک «چارچوب‌سازی امنیتی» تبدیل می‌شود‌؛ چارچوبی که می‌تواند به‌طور غیرمستقیم سناریوهای تهاجمی شدیدتری، حتی استفاده از ابزارهای غیرمتعارف را در ذهن تصمیم‌گیران برخی کشورها مشروعیت‌سازی کند. 
در سطحی بالاتر، در میانه جنگ ۱۲ روزه اسنادی از سوی نهادهای اطلاعاتی کشور مبنی بر همکاری اطلاعاتی گروسی با سازمان‌های جاسوسی اسرائیل ارائه گردید که نشان می‌داد دبیرکل آژانس اسناد و اطلاعات محرمانه برنامه و سایت‌های هسته‌ای ایران را در اختیار موساد قرار داده است. این اطلاعات موجب شد مجلس شورای اسلامی در تصمیماتی رای به کاهش همکاری‌ با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بدهد چراکه گروسی از جایگاه یک مدیر فنی به بازوی اطلاعاتی سیاسی برای اسرائیل و آمریکا تبدیل شده است. 
   
پایان اجماع‌؛ نشانه شکاف در نظم غربی
اظهار گروسی مبنی بر پایان اجماع جهانی علیه ایران که با نگرانی اعلام شده، بازتابی از تحولی عمیق‌تر در ساختار نظام بین‌الملل است. تا پیش از سال‌های میانی دهه ۲۰۱۷، قطعنامه‌های مرتبط با ایران در چارچوبی نسبتا یکپارچه و با همراهی قدرت‌های بزرگ تصویب می‌شد اما امروز، همان‌طور که گروسی نیز اذعان کرده، این سطح از هماهنگی دیگر وجود ندارد.این تغییر را می‌توان در چارچوب‌گذار تدریجی از نظم تک‌قطبی به نظمی چندقطبی تحلیل کرد‌؛ نظمی که در آن، قدرت‌هایی مانند چین و روسیه نقش فعال‌تری در موازنه‌سازی در برابر ایالات متحده آمریکا ایفا می‌کنند. در چنین فضایی، ایران نیز به‌عنوان یک قدرت منطقه‌ای با ابزارهای متنوع سیاسی، نظامی و دیپلماتیک، توانسته جایگاه خود را در این معادلات تثبیت کند. 
شکاف ایجادشده در اردوگاه غرب، به‌ویژه در موضوع نحوه مواجهه با ایران، نشان‌دهنده محدود‌شدن توان آمریکا در شکل‌دهی به اجماع‌های بین‌المللی است. این وضعیت، نه‌تنها نتیجه تحولات ساختاری در نظام بین‌الملل، بلکه پیامد مستقیم سیاست‌های تقابلی و بعضا یک‌جانبه واشنگتن نیز محسوب می‌شود. در چنین شرایطی، همکاری‌های راهبردی ایران با بازیگران غیرغربی می‌تواند به تعمیق این شکاف و چالش‌آفرینی برای نظم مورد نظر آمریکا منجر شود. 

ان‌پی‌تی و معادله یک‌طرفه همکاری
در میان این تحولات، جایگاه ایران در چارچوب معاهده عدم اشاعه هسته‌ای (NPT) نیز به موضوعی قابل تامل تبدیل شده است. ایران در تمام سال‌های گذشته، علی‌رغم فشارها، تحریم‌ها و اتهامات، بر پایبندی خود به تعهدات این معاهده تاکید کرده و همکاری‌های گسترده‌ای با آژانس داشته است. با‌این‌حال، پرسش اصلی این‌جاست که این همکاری‌ها تا‌چه‌حد منافع متقابل برای ایران به‌همراه داشته است؟
واقعیت آن است که این رابطه بیش از آن‌که متوازن باشد، به یک «اتوبان یک‌طرفه» شباهت پیدا کرده است‌؛ وضعیتی که در آن ایران محدودیت‌ها و نظارت‌های گسترده را پذیرفته اما در مقابل، نه از مزایای فناوری صلح‌آمیز به‌طور کامل بهره‌مند شده و نه از حمایت حقوقی آژانس در برابر تهدیدها و حملات برخوردار بوده است. 
سکوت آژانس در قبال حملات به بوشهر، در کنار رویکرد سیاسی در صدور قطعنامه‌ها، این برداشت را تقویت کرده که چارچوب‌های حقوقی موجود، لزوما تضمین‌کننده حقوق اعضا نیستند. در چنین شرایطی، طرح سناریوهایی مانند بازنگری در سطح همکاری یا حتی خروج از NPT، بیش از گذشته در فضای تحلیلی مطرح می‌شود‌؛ سناریویی هرچند پیچیده‌ که به‌عنوان ابزار فشار متقابل در برابر آنچه «سیاسی‌کاری آژانس» خوانده می‌شود، مورد توجه قرار گرفته‌ است. 
مجموعه تحولات اخیرنشان‌دهنده تغییراتی عمیق در همزمانی دو سطح «نهادهای بین‌المللی» و «ساختار قدرت جهانی» است. در یک‌سو، آژانس با چالش بی‌طرفی و اعتماد مواجه شده و در سوی دیگر، نظام بین‌الملل به‌سمت چندقطبی‌شدن و کاهش سلطه اجماع‌های غربی حرکت می‌کند. 
در این میان، ایران در موقعیتی قرار گرفته که می‌تواند با اتکا به ظرفیت‌های خود و بهره‌گیری از شکاف‌های موجود در نظام جهانی، نقش فعال‌تری در شکل‌دهی به معادلات آینده ایفا کند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها