نگارنده با سبک نوشتاری بسیار ساده و نگاهی کلنگر به ترکیب دیدگاه جسمی، روانی و معنوی پرداخته و میگوید نگاهداشت سلامتی کامل از طریق تعادل نیروهای طبیعی بدن با استفاده از آیورودا (دانش زندگی در فرهنگ هندو) و خودآگاهی ذهنی شدنی است؛ بنمایه پزشکی مدرن توجه به خود بیماری و بروزجسمی آن است اما دراین دیدگاه به علت اصلی بیماری که ناهماهنگی ذهن و بدن است میپردازد. دیپاک چوپرا در این کتاب، سلامت را فردیسازی میکند.او برای افراد با تیپهای بدنی متفاوت پندهایی جداگانه دارد و همچنین راهکارهای همگانی جالبی ارائه میدهد. خواننده میتواند با عادتدادن خود به رفتارهای سالمی همچون تغذیه مناسب،خواب کافی، مدیتیشن، آگاهی نسبت به بدن و پرهیز از هیجانهای منفی و بیمورد، سلامتیاش را بازیابد.
چوپرا بر این باور است که ذهن میتواند بدن را درمان کند. ذهن با افکار، خاطرات، و باورهایش دائما با سلولها ارتباط دارد. مراقبه و آرامسازی ذهن یکی از کلیدیترین نسخههای سلامتی در نگرش اوست.
اما چون گذشته به نقدی بدون پیشداوری میپردازیم تا آنچه که در این کتاب آمده را با بینشی ژرفتر بازخوانی کنیم. باشد که با خواندن نگاشتههای درست راهی روشن برای زندگی پیشرو قرار دهیم.
۱. پایه علمی ضعیف در برخی بخشها
بسیاری از نظریات چوپرا مثل ارتباط مستقیم ذهن با سلولها، حافظه سلولی، یا تأثیر کامل مراقبه بر درمان سرطان، هنوز توسط مطالعات علمی اثبات نشدهاند یا شواهد کافی ندارند. بعضی ادعاها در مرز شبهعلم قرار میگیرند. مانند جملهای که در قسمتی از دوشاها میگوید: «اینکه افکار مثبت میتوانند تمام بیماریها را درمان کنند» که بسیار فریبنده بوده و بنمایه علمی ثابتشده ندارد.
۲. ابهام در تیپبندی و نبود معیار دقیق
سهگانه واتا ــ پیتا ــ کافا بسیار کلی است. افراد زیادی در هیچکدام از تیپها بهطور کامل نمیگنجند. ابزارهای تشخیص تیپ بدنی هم در کتاب بیشتر بر مبنای حس و تجربهاند تا دادههای عینی و پزشکی و بار دیگر میتوان چونان مورد گذشته گفت پایه علمی معتبری این جداسازیها را تأیید نمیکند.
۳. نادیدهگرفتن اهمیت درمان پزشکی مدرن
در مواردی، نویسنده سلامت ذهن و روح را بهگونهای ارائه میدهد که گویی میتواند جایگزین درمانهای جدی پزشکی (مثل جراحی، دارو، یا شیمیدرمانی) شود. این باعث نگرانی بسیاری از زبردستان پزشکی شده است.
۴. نظریههای انرژی و چاکراها، فاقد شواهد علمی
اگرچه چاکرا و انرژی در طب سنتی هند نقش مهمی دارند اما تاکنون وجود آنها در سطح فیزیولوژیک یا آناتومیک اثبات نشده است. پژوهشهای مدرن هنوز نتوانستهاند آنها را بهعنوان ساختارهای قابلاندازهگیری علمی در بدن شناسایی کنند.
۵. یکسانسازی فرهنگی غیرواقعگرایانه
چوپرا، آیورودا را برای همه مردم جهان نسخهپیچی میکند اما افراد در فرهنگها، اقلیمها و سیستمهای بدنی متفاوتی زندگی میکنند. برای نمونه، تغذیه آیورودایی هند ممکن است برای کسی که در آلمان یا ایران زندگی میکند، نه هرگز کاملا مناسب باشد و نه همیشه در دسترس.
۶. تجاریسازی باورهای معنوی
منتقدان بر این باورند چوپرا مفاهیم آیورودا، مدیتیشن، یوگا و حتی معنویت را به ابزارهای تجاری تبدیل کرده و بسیاری از نگاشتهها و سخنرانیهای او در رسانهها، سمینارها با اهداف تجاری و در مسیر بازاریابی منتشر میشود.