
استکبار پس از جنگ ۱۲ روزه برای ترورش جایزه گذاشته بود و شش ماه خارج از خانه مأموریت امنیت ملی را دنبال کرد؛ در حالی که به شدت وابسته به خانواده بود. آیا جز این بود که از شر وسوسۀ قدرت رهایی یافته بود؟ اتاق فکر ترامپ پی برده بود که این مرد خطر جدی استکبار است؛ سیاستمداری زیرک در سطح بینالمللی که برجستهترین آن را همراهی ایشان با "شورای موقت رهبری" مشاهده کردیم. ایشان در جریان ملاقات غیر رسمی با کیسینجر، از او اعتراف گرفت که ایران با اصل و نسب است و با دیگر کشورهای خاورمیانه متفاوت است.
باید هم از شاگرد شهید مطهری چنین انتظاری داشت. به همین دلیل عملکردش با مرام مردمی در جنگ رمضان به دل مردم نشست.
دکتر لاریجانی سخنران رونمایی از کتاب "محمد، مسیح کردستان" انتخاب شد و مجری برنامه گفته بود: «لاریجانی شباهت زیادی به شهید بروجردی دارد؛ همینطور هم بود. ایشان که در کنارم نشسته بود، نگاه عمیقی به کتاب و عکس شهید انداخت و با حسرت گفت: «من کجا، این شهید کجا؟ او در قلب مردم فرماندهی میکرد و من با رأی مردم. یعنی به او خواهم رسید؟»
آیا عاقبت این مرد سعادتی جز شهادت نبود؟ بله، جنگ رمضان بسیاری را به خود آورد، خدمت در ندیده شدن.
بگذریم؛ برگردیم به اهداف دشمن. چرا دو سه روز است که ترورها پررنگ شده؟ شهید سلیمانی، لاریجانی، وزیر اطلاعات، ترور ناکام عارف و .. حتی در روستای امرآباد اراک در تعقیب یکی از مسئولین رفت، اما در این ترور کور به جای پدر، مجتبی ساجدی، کودک سه روزهاش را شهید میکنند. به نظر میرسد ترامپ از تسلط به تنگه هرمز، کمک اتحایه اروپا، حتی کشورهای مطرح آسیا، ناامید شده و قصد دارد با این ترورها زمان بگیرد تا راه نجاتی پیدا کند. امروز در جریان تشییع جنازه شهدا در میدان انقلاب، پادزهر این شیطنت دشمن را میدیدم؛ و نیز، تآیید صلاحیت لاریجانی از جانب خدا.
چرا تاریخ انقلاب ما اینقدر مظلوم و فشرده ثبت میشود؟