
از لحاظ وظیفه انقلابی اگر کسی حجه الاسلام واجب ندارد و در آنجا هم کاری بالاتر از آنچه در کشور میتواند برای انقلاب انجام دهد، ندارد، بهنظر میرسد همانگونه که حضرت امام در ابتدای انقلاب برای مسئولان کشور حج را منع کردند، باید بماند و به انقلاب خدمت کند، ولو بهعنوان یک نفر از مردم مبعوث در جهاد خیابان. این مساله با توجه به شرایط شاید در مورد اربعین امسال هم صادق باشد.
از جهت سیاستگذاری حج در نظام، تشخیص خوف و ناامنی کلی که به تعطیل حج بیانجامد با ولی فقیه است و ایشان میتوانند احکام دین را به تعلیق درآورند. شاید تشخیص این باشد که علیرغم احتمال خوف، مصلحت عمومی در رفتن حجاج ایرانی به حج است. در آن صورت اجازه کلی با ولایت و تشخیص جزئی با مکلف است.
صرفنظر از احتمالات، نفس حضور حجاج ایرانی در مراسم سالانه حج بهویژه امسال که این مردم در ذهن مسلمانان جهان ارتقایی ویژه یافتهاند مهم است، بهویژه اگر حجاج بتوانند نماینده شایسته انقلاب اسلامی و مقاومت باشند. این موضوع حتما میتواند بر ضرورت حضور مردم در خیابانهای کشور غلبه کند و حج را در مفهوم انقلابی آن برای اشخاصی واجب کند.
برای آنان که ظهور را تعقیب و طلب میکنند و معتقدند که مقدمات قیام حضرت ارواحنافداه میتواند یکشبه فراهم شود، ممکن است ذیالحجه امسال همان حج ظهور نفس زکیه باشد. شهادت نفس حرام، در ماه حرام، و در مکان حرام. براساس روایات ۱۵ شب پس از آن سقوط ملک بنی فلان در حجاز و قیام نهایی حضرت خواهد بود.
در مورد وضعیت کشور با اصل قرار دادن وحدت دقت بفرمایید که براساس اِخبار امام شهیدمان این فتنه، فتنه مسئولان است و نه فتنه مردم. بهنظر میرسد ما بهروال فتنههای قبل و بنا بر عادت، فتنه را فتنه مردم گرفتهایم و دائما همه از مسئولان و رسانهها و صاحبنظران نگرانند که مبادا مردم در فتنه اختلاف بیفتند. ما در فتنه و بهویژه در فتنه اختلاف نیستیم. البته باید نهایت مراقبت را بکنیم که در فتنه مسئولان نیفتیم. مدیران کشور خودشان انشاءالله فتنه را حل میکنند و به نظر میرسد تا حد زیادی هم حل شده است. شرایط صحنه و میزان دشمنی نشان میدهد که ان شاءالله به فتنهای مانند برجام دچار نخواهیم شد. البته همیشه باید مراقب باشیم. وظیفه مردم مبعوث در این مسیر انتها ندارد.
ما مردم کار دیگر و مهمتری داریم و آن به امر اماممان، ماندن پرقدرت در صحنه و فریادکردن شعارهایمان است. در چند روز گذشته اثر شگرف آن را دیدیم. برای این کار هم اجازه داریم و هم امر. شعارهای ما معلوم بوده و هست، و اماممان هم به همان امر کردهاند. لازم نیست با اطلاعات محدودمان و فقط براساس شم سیاسی و تاریخی، کسی را به چیزی متهم کنیم و وحدت و انسجام را برهم بزنیم. کوبندگی شعارهایمان هر جریان غیراصیلی را، اگر وجود داشته باشد، خواهد شست.
فهم ما از صحنه و خواستههای مردم آن چیزی نیست که از نحوه پایانیافتن این جنگ بهنام پیروزی در جنگ عنوان میشود. خواست و نتیجه این بعث و این حضور شگفتانگیز، بهویژه بر سابقه شهادت امام شهید و خونخواهی ایشان، و همچنین آشکارشدن اوج خباثت استکبار و حزب شیطان برای همه جهانیان، قطعا نابودی رژیم صهیونی و اخراج آمریکا از منطقه است که در ادامه آن فرآیند تجزیه خود را نظارهگر باشد. این دو هدف ممکن است تا جایی از مسیر با هم همراه باشند و حتی هر دو اقتضای مقاطعی از شدت و ضعف ظاهری را هم در جنگ داشته باشند، اما بیشک در ادامه مسیر از هم فاصله خواهند گرفت. در اینخصوص گوشبهفرمان ولی و پیگیر تحقق خواستههای ایشان هستیم.