گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
به گزارش جامجمآنلاین، براساس چنین اندیشهای رمانِ«نیل تا فرات »به رشتة تحریر درآمد تا به سردار تشنگان و جانبازی اش در صراطِ عقیده سالم گوییم؛ از باغ زندگی اش گلهای یاس بچینیم؛ با استشمام آن، روح خستة خویش جال داده و با یادِ ثاراهلل، به ستارة« و نجعله مالوارثین »عروج کنیم، باشد تا با روحی جانفدا و مشتاقِ سعادت، در محضر منجی، شایستگی حضور یابیم و پشت سر موالیمان صاحب العشق و الزمان(عج)قامت بسته اقتدا کنیم.« نیل تا فرات »سفرنامه ایست از زبان دختری که در محیطی آکنده از وسوسهها تسلیمِ عشق میشود و به دارندگیهای مادّی پشت پا میزند تا وارث نابترین دارایی بشری یعنی« معرفت و دانایی »گردد. قصة چگونه از زمین دل کندن و آسمانی شدن. حکایتِ شوریدگی به سبک موسای کلیم در دل فراعنه. آنجا که بنی صهیون سپاه آز آراست تا با نسل کشی در کربال، راه ظهور را سد کند، عشق پرچمِ تبیین افراشت و نگذاشت عاشقک شانی که از تاریکی جوازِ آشوب میگیرند، حقیقت را زیر شنهای تاریخ دفن کنند.
« نیل تا فرات »روایتی از سبقة فرزندان اسرائیل در همه چیز را به نام خدا جعل کردن و به خدمت قدرت در آوردن است. شرحی به قلم شهرزاد مظفری اصیل که به تازگی از سوی دفتر نشر فرهنگ اسالمی منتشر گردیده و تالشی مقدس در این بین مبذول گردیده تا ضمن صیانت از لطافت داستانی، مخاطب فقط بینندة حادثه نباشد بلکه خویشتن را در جایگاه روایتگری نیز ببیند. امید است که این روایتگری از معرفتی جوشیده در خلوت با این رمان، کلیدی از کلیدهای ظهور باشد و با هویت قاتلین پدران و قائدانِ این امتبیشتر آشنا گردیم؛ و اهلل ولی المؤمنین و ناصرهم.
هوالعشق؛ از خیل دست بریدگانِ محفل یوسفان، یکی نظر به عباسِ علی انداخت و از دنیا برید.
دخترک گفت: چه کسی گفته نام تو عباس است؟ نام تو عشق است. «رمانِ» نیل تا فرات شرح خیره شدن به یک حادثه در سنة ۶۱ هجری نیست، پای روایتگری در بین است. سفرنامهای از زبان یک دختر که میداند بنی صهیون عزم آن دارند تا با دفن پسران علی زیر شنهای کربال، راه ظهور را سد کنند. پابپای دختری که در غمرات، پر پرواز میخواهد. قصة به ته خط رسیدن و اینک نوبت عباس(ع)است که نقطة آغاز میگذارد. آغازِ عاشقی، آغازِ جاودانگی. نیل تا فرات «به قلم» شهرزاد مظفری اصیل پیشکش دفتر نشر فرهنگ اسالمی به آن دلسوختگانی است که در ماتم قائدانِ شهیدِ حزبِ علی دریافتهاند پای درد عشق نشستن کار هر مدعی نیست.
رمان« نیل تا فرات »پردازشی دراماتیک از سوزناکترین تراژدی تاریخ بشریت یعنی« عاشورا »است. سفرنامهای که در بستر معرفت افزایی میکوشد تا لطیفانه زیر بیرق ثارالله آرامگیرد. این داستانبه قلم«شهرزاد مظفری اصیل»در حاشیة حوادث به حرکت درمی آید تا به واسطة علمدار و نشانِ سپاه سیدالشهداء حضرت ابوالفضل العباس علیه السالم، مفاهیم ناب آزادگی و لزوم دفاع از کرامت انسانی را در قالب داستان روایت کند. واکاوی نقش بنی اسرائیل در شکل
گیری حادثة جانسوز کربال و باز نمودن پروندة بایکوت شدة جنایتی فوق نسل ک شی بدست این قوم نفرین شده که با هدف پیشگیری از ظهور قائم آل محمد(عج)به وقوع پیوست، محور اصلی رمان میباشد.
دفتر نشر فرهنگ اسالمی با چنین رویکردی امید دارد که مخاطب امروز را نسبت به دشمنی که به تعبیر قرآن کریم» أشدُّ عداوه «نسبت به تمام مؤمنین است بصیرت ببخشد. باشد که این اثر قدمی کوچک، اما مؤثر در راستای تبیین و دشمن شناسی برداشته باشد. علاقهمندان میتوانند جهت کسب اطالعات بیشتر و چگونگی تهیة این رمان به کانال رسمی در ایتا به نشانی niltaforat/com.eitaa://https مراجعه فرمایند.
برشی از رمان نیل تا فرات، نوشته شهرزاد مظفری اصیل میرنا آرام چشمانش را میبندد ودر دل میگوید:
- موالی من، یا ابالفضل، هرچند که از من دوری و در میان نامردان گرفتاری. اما نپندار که از دایرة مهرِ من بر کرانی. بلکه همچنان در میان دل و جانی. اگر در نظر خلق بی دل، تو مهجوری و محجوبی. در نظر منِعاشقِ تب زده، همچنان معشوقی ومحبوبی.
اشکهای داغ از گوشة چشمان میرنا سرازیر میشوند.
در موکب شهدا، امشب این چه بزمی است که دیوانه کرده صحرا را؟ میرنا رو به عباس) (ع) میگرداند و باد شب به میان عبایش میپیچد. هنوز نمیداند در خواب با دلبر سخن میگوید یا واقعیت. هرچه هست برایش شیرینتر از عسل است.
-دنیا، جایگاه فراق عاشقان است خاتون. نشنیدی ارباب چه گفت؟ "رستگار کسی است که در آخرت آبرومند باشد. "این دنیا جای خوبان نیست. عاشقی اینجا فقط یک شروع است. جاودانگی جای دگر است. برو خاتون. شب دراز است و صبحی سخت در پیش میآید.
-(محزون)بیعت از من برندار محبوبِ جان.
-دنیا را پست بدانتا یقینت حاصل شود بیعتِ عاشقانبیعتی ناگسستی است، اما طریقِ وصال، پ ر است از موانعی از جنس شب.
-من دنیا را طالق گفتهام آقاجان. شما که مالک این دل باشی، دیگر چه نیاز به دو روز دنیاو وسوسة غم انگیز شب دارم؟
-دورة فرقت زیاد نیست بندة عاشقِ خدا. تو نیز بی غسل و کفن، بال معراج خواهی گشود. به شرطی که زنجیرهای دنیا را برای همیشه از پایت باز کنی.
-( گریان )با من از فراق مگوئید آقای دلم. به خدای کعبه که فریادتان را به گوشم رساند و به نان گرمی که از دستان پ ر مهر مادرتان گرفتم سوگند از دنیا هیچ نمیخواهم جز در کنار شما بودن را. من تا این لحظه را درک کنم، بارها م رده و زنده شدهام. بارها این لحظه را در ذهنم تصور کردهام. هر بار هم دلم میریخت.
از دنیا متنفرم یا ابالفضل!( چنگ به سینه میکشد )از مردمی که عاشقی را عبوری غلط میپندارند خستهام. دلم دنیا نمیخواهد، شما را میخواهم. مردم تا بگویم بی شما هیچم. هزاران بار معادلههای الینحل را در ذهنم حل کردم تا مبادا از عشقم خطری بسازند جماعت حرّاف بر لهِ جانِ جانانم.ای ماه شب تنهایی عشاق،ای ابالفضل! مرا در تنهاییام رها مکن که سخت دل شکسته و غمگینم.
-بی تابی مکن. عشقت اگر زر باشد که هست، این هجران به صبح وصال میرسد و این صبر به سالمٌ علیکم بما صبرت م منور میگردد. صبر داشته باش. ماه از آنِ دلباختگانی است که رسم جنگیدن با تیرگیها را بلدند.
میرنا با اشکهایی که انگار به کاسة چشمش چسبیدهاند و قصد ریزش ندارند به عباس(ع)خیره شده. با افتادن اشک، چشمان میرنا باز میشود و خود را درون خیمه اش میبیند.
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد