این روزها و شبها بهراستی تجلی عینی و محسوس بیعت مردم با ولی خداست که در خیابانها و میدانهای ایران تجلی مینماید.مردم تا پای جان در راه رهبر شهید استوار ماندهاند و زیربمباران وهجوم هوایی دشمن از رهبرمعظمانقلاب حمایت میکنند. این کنشگری حماسی و دشمنشکن، روشن میسازد که بیعت با ولی خدا چنان انسان را خدایی میکند که در راه اطاعت از ولی خدا، جان و مال خود را در کف اخلاص گذاشته بهخاطر خدا تقدیم میکند.
پیشینه بیعت
بیعت در آموزههای اسلامی و فرهنگ شیعی [یعنی پیروی از اسلام ناب محمدی] چنان مهم است که خداوند، بیعتکنندگان در «بیعت رضوان» را اهل بهشت میشمارد که سه پاداش بزرگ به آنها عطا نموده: خشنودی خودش، آرامشبخشیدن به دلهایشان و نوید فتحی زودرس که فتح خیبر را بیشتر مفسران، مصداق آن شمردهاند. بیعت مردان و زنان با پیامبر پس از فتح مکه، بیعت در غدیر برای جانشینی امیرالمؤمنین(ع)، بیعت مردم با امیرالمؤمنین علی(ع) پس از ۲۰ سال از بیعت قبلی و... این بیعتها گنجینهای از خبرها و تحلیلها و عبرتها و نکتهها بهدست میدهند.
نکته، آن که هرکجا «بودن» و «ماندن» در میان باشد، «بیعت» و «پیمان» هم لازم میآید. بیعت یعنی تعهددادن به اینکه تا هستیم اهل همراهی و اطاعتیم و «چون و چرا» نمیکنیم؛ بیعت یعنی اعتماد به ولی در هر فرمان و تصمیمی.
نکته جالب ماجرا آنجاست که براساس آیه شریفه «أَطِیعُوا الله وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ» به محض آنکه کسی ولی امر شد، بیعت با او لازم است چرا که خداوند اطاعت از ولی را همچون اطاعت از خودش و پیامبرش واجب کرده است و واضح است که بیعت است که اطاعت را در پی دارد.چون بیعت با «ولی» او را وارد عرصه و صحنهای خواهد کرد که میبایست برای ادامه آن تصمیم بگیرد و اقدام کند، حتما نیازمند همراهی و همپیمانی بیعتکنندگان است، پس نبودن و «فسخکردن» نه عاقلانه است و نه مشروع؛ چنانکه نبی مکرم فرمودند: یکی از
سه دستهای که لایکَلِّمُهُمُ الله عَزَّوَجَلَّ یوْمَ الْقِیامَه وَ لاینْظُرُ اِلَیهِمْ وَ لایزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ اَلِیمٌ کسانی هستند که با امامی بیعت کنند اما در وفای به عهد خود تا زمانی هستند که دنیای آنها تامین باشد.
مقام نیابت ولى فقیه، مقامى است که از سوى امامان معصوم(ع) تعیین شده نیز چون مقام خود امام است که هم بیعت مردم را میخواهد و اطاعت مردم را؛ پیروى و اطاعت مردم از «ولى فقیه»، به او امکان استفاده از این مقام، و به اصطلاح «بسط ید» را مى دهد،تابتواند آنگونه که به صلاح ومصلحت جامعه است تصمیماتی رااتخاذ کندواقداماتی را انجام دهد.البته واضح است چون نائب امام است وفقیه،هم اهل رعایت عدالت است وهم مسلط برهوای نفس،هم میداند چگونه راهبری کند وهم میتواند تدبیر امورنماید واین فرق واضح وبارزحکمرانی برمحور ولایت فقیه است نسبت به سایر جلوههای حکمرانی.