
همگان می دانیم که بیشترین آسیب از نظر جسمی و روانی در زمان جنگ متوجه کودکان و نوجوانان است و فضای مجازی همان جایی است که افراد زیادی به آن مراجعه می کنند و از آن تاثیر می پذیرند.
در شرایط عادی، تولید محتوا برای مخاطب کودک و نوجوان با محوریت موضوعات آموزشی، تربیتی و حتی سرگرمی صورت میگیرد اما در دوران بحران بویژه جنگ، این فرآیند به یک وظیفه و ماموریت راهبردی تبدیل میشود زیرا در آن ذهن کودک و نوجوان در مواجهه با این پدیده، دچار تحول عمیقی میشود، به عبارتی ما شاهد تغییر پارادایم نیازها در شرایط بحران هستیم به این معنی که برخی چیزها که پیشتر جذابیت داشته و مفید بوده، ممکن است در زمان بحران بیاثر یا حتی آسیبزا باشد.
پدیده جنگ مستقیما با امنیت روانی، جسمی و میزان تابآوری کودکان و نوجوانان سروکار دارد طوریکه ترس از دست دادن نزدیکان، احساس ناامنی و خرابیهای ناشی از بمباران ، اولویتهای عاطفی و شناختی آنان را بازتعریف میکند. در چنین شرایطی تولید محتوای ناآگاهانه میتواند مخاطرات زیادی را متوجه مخاطب نماید. تصاویر ترسناک، روایتهای خارج از گروه سنی آنها یا حتی طنزهای نامناسب ممکن است ترس موجود را تشدید یا واکنشهای منفی ناشی از پدیده جنگ را تحریک نماید. ذائقهشناسی به تولیدکنندگان کمک میکند مرزهای نامرئی حساسیتهای عاطفی را تشخیص دهند و از تولید محتوای تحریکآمیز جلوگیری کنند.
باید این موضوع را در نظر داشت که محتوای تولید شده برای مخاطبان کودک و نوجوان در شرایط بحران باید دو نقش همزمان را ایفا کند: از یک سو توانمندسازدر زمینه روانی- اجتماعی و از سوی دیگر جذاب و درگیرکننده باشد. مثل تولید ویدئوهای کوتاه علمی یا روایتی از حضور در اجتماعات مردمی در شهرهای مختلف و یا یک شعر و داستان کوتاه
محتوای آموزشی خشک یا پیامهای کلیشهای، اگر با فرمت و زبانی متناسب با ذائقه مخاطب ارائه نشود، نادیده گرفته میشود. شناخت سلیقه کودکان و نوجوانان به تولیدکنندگان اثر کمک میکند این تعادل را پیدا کنند. مثلاً از طریق شخصیتهای محبوب کودکان، روایتهای قوی یا قالبهای خلاقانه که پیامهای حمایتی و امیدبخش را بطور غیر مستقیم ارائه میدهند.
تفاوتهای اساسی ذائقه کودکان با نوجوانان: برای کودکان، ذائقه معمولاً به سمت عناصر عینی، فانتزی، الگوهای تکرارشونده، پایانهای خوش و شخصیتهای باثبات گرایش دارد .در جنگ، این عناصر باید به گونهای تنظیم شوند که احساس امنیت،کاهش اضطراب و کنترل را بازسازی کنند که می توان در پادکستها و داستانهای صوتی آرامبخش شبانه این موضوع را در نظر گرفت.
برای نوجوانان، وضعیت کمی پیچیدهتر است. آنها به دنبال مفاهیم انتزاعی، معنا، هویت و واقعیت هستند. محتوای بیش از حد سادهشده ممکن است توسط آنان رد شود و عدم شناخت این ذائقه میتواند به بیاعتمادی و گسست ارتباطی منجر شود. ذائقه نوجوان در بحران و جنگ، محتوایی را میطلبد که به آنان احساس توانمندی و اثرگذاری و استقلال بدهد. مثلاً داستانهایی درباره مقاومت، ابتکار عمل یا کمک به دیگران. نوع دوستی.
توصیه به مراقبت و رقابت در برابر محتوای مخرب
در فضای بحران بویژه جنگ، اغلب اطلاعات نادرست، شایعات ترسناک و محتوای هیجانی غیرمسئولانه چه از سوی دشمن و چه رفتار ناشیانه برخی افراد از داخل گسترش مییابد. در چنین شرایطی که مخاطب مورد بمباران اطلاعات و داده های گوناگون است، محتوای سازنده تنها در صورتی میتواند در این رقابت پیروز شود که از نظر فنی درست ، از نظر محتوایی جذاب، از نظر عاطفی مرتبط و از نظر زیباییشناختی دلپذیر باشد. این جذابیت بدون شناخت عمیق ذائقه مخاطب و بدون اشراف به بوم منطقه ممکن نیست.
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمد مرندی عضو هیأت همراه تیم مذاکرهکننده ایران در اسلامآباد مطرح شد
«جامجم» در گفتوگو با رئیس سازمان نظام پزشکی نقش موثر کادر درمان در جنگ رمضان را بررسی کرد