نقش های ممتازی که دیده نشدند

چند سال پیش برای اولین با «جمشید هاشم پور» را در یزد دیدم. او هم میهمان جشنواره فیلم های دینی بود. مردم یزد عجیب برای دیدن این بازیگر و گرفتن عکس یادگاری
کد خبر: ۱۵۴۸۶۸
با او اشتیاق داشتند و جالب این که هاشم پور بدون هیچ تکبری ساعتی را در میدان مسجد امیر چخماق با مردم گذراند.
او سعی می کرد هیچ کس را نادیده نگیرد اما میهمانان دیگر که در اتوبوس منتظر او نشسته بودند ، عاقبت خسته شدند و هر طور بود او را به داخل اتوبوس ویژه میهمانان جشنواره آوردند.
هاشم پور را دیگر ندیدم تا این که در شماره ای از ویژه نامه «تماشا» درباره او مطلبی با عنوان «ژنرال سینمای ایران» نوشتم ، پس از چاپ مطلب به روزنامه زنگ زد و تشکر کرد.
این مطلب باعث شد تا «هاشم پور» مرا به نام نویسنده مطلب «ژنرال...» بشناسد.
اما این آشنایی هم دلیلی نشد تا هاشم پور به درخواست مصاحبه پاسخ مثبت بدهد، می گفت : من فقط بازیگرم و نوشتن کار شماست. تا این که چند روز پیش موقعیتی پیش آمد و در جمعه روزی ، سرصحنه فیلم «سیاهی روشن است» ، رفتم.
هاشم پور نیز در این فیلم بازی داشت ، البته این بار به واسطه حضور عزیزی در سرصحنه ، توانستم با هاشم پور به گفتگو بنشینم.
آنچه می خوانید پاسخ های «کودک درون» بازیگری است که همه فکر می کنند او فقط اکشن است اما باور کنید او مهربان ترین بازیگر سینماست.


ابتدا شاید بهتر باشد با شما بیشتر آشنا شویم ، کمی برایمان از زندگی خصوصی تان بگویید. مثل سال تولد، محل تولد و...
متولد سال 1323 در تهران هستم ، متاهلم و 3 فرزند دختر دارم. پدرم اهل میانه و مادرم اردبیلی هستند ، 4 برادر و 3 خواهر دارم که همگی ازدواج کرده اند.

از ورودتان به سینما بگویید و این که چگونه بازیگر شدید؛
برای بازی در فیلم «جهنم سفید» به زنده یاد ساموئل خاچیکیان معرفی شدم. در این فیلم یک نقش منفی را اجرا کردم و بعد از آن در 4 ، 5 فیلم حضور یافتم اما بعد همکاری ام با سینمای قبل از انقلاب قطع شد و بازی در فیلمهای آن زمان را ادامه ندادم تا بعد از انقلاب که با بازی در فیم «خط قرمز» به کارگردانی مسعود کیمیایی دوباره کارم را از سر گرفتم.

با تمایل خودتان از سینمای قبل از انقلاب فاصله گرفتید؛
بله ، شرایط روحی و اخلاقی ام با فیلمسازان آن زمان جور نبود بنابراین ترجیح دادم از آن سینما جدا شوم.

برای بازیگری ، درس خواندید یا تجربی کار کردید؛
تحصیلات آکادمیک بازیگری ندارم و درسش را هم نخوانده ام ، واقعیت این است که اصلا در ذهنم این نبود که روزی بازیگر شوم اما انگار مقدر بوده که این حرفه ، شغل اصلی من شود. راستش ، در ابتدا برای بازیگر شدن ، تلاش نکردم البته این را هم بگویم که من در جوانی و پیش از ورود به سینما ورزشکار بودم و به نظرم نوع ورزش هایی که می کردم در بازیگر شدنم تاثیر مهمی داشت چون از لحاظ ظاهر از آناتومی خاصی برخوردار بودم که نیاز کارگردانان و نقش هایی را که در نظر می گرفتند، برآورده می کرد. من هنوز هم با این که سنم بالا رفته است ، اما ورزش را رها نکرده ام ؛ چون معتقدم ورزش بدن و جسم بازیگر را آماده نگه می دارد.

گویا بیشتر ورزش های رزمی انجام می دادید؛
بله ، ورزش های رزمی ، کوهنوردی ، بدنسازی و کشتی از ورزش های مورد علاقه ام و اکنون هم کم و بیش آنها را انجام می دهم.

بنابراین شما با این گفته موافقید که بدن بازیگر همیشه باید آماده باشد، چه هنگامی که در حال ایفای یک نقش است و چه زمانی که کاری ندارد، تمرین و نرمش را رها نکند؛
درست است ، بازیگر باید همیشه در اردو باشد و آمادگی پذیرش هر نقشی را داشته باشد. او باید توانایی کار در شرایط سخت را داشته باشد. من از ابتدای حضور در سینما نقش های سخت را می پذیرفتم و تلاش می کردم آنها را به بهترین شکل اجرا کنم. اکنون هم با این که سنم بالا رفته اما در شرایط سخت می توانم کار کنم.

بعد از انقلاب شما تبدیل به بازیگری شدید که مردم برای دیدن بازی شما به سینما می رفتند، هرچند شما قبل از انقلاب چندان شناخته شده نبودید و بعد از سال 57 آنها از شما ذهنیتی نداشتند، به نظر خودتان مردم در بازی شما چه می دیدند که برای دیدن فیلم های شما جلوی سینماها صف می کشیدند؛
حرکت و شتابی که در بازی داشتم ، برای مردم جذاب بود. به نظر من سینما یعنی حرکت و من با همین نوع نگاه می کوشیدم در نقش هایم تحرک لازم را داشته باشم. مردم بازیگرهای «ایستا» را که تحرک ندارند، نمی پسندند، در آن زمان حرکت ، اکت و ورزش در بازی من با هم توام شدو جذابیت لازم را برای بیننده ها فراهم کرد. مسلما اگر هر بازیگر دیگری این شاخصه ها را داشت و اجرا می کرد ، مردم او را می پسندیدند.

نقش های اکشنی که بازی کردید ، جذاب بود اما نکته دیگر این است که در آن فیلم ها ، «قهرمان» هم بودید که این هم برای بینندگان جذابیت داشت؛
قهرمان سازی در سینما به عهده نویسنده و کارگردان است البته در آن سال ها قهرمان ها باید از پس نقش های سخت برمی آمدند و چون اکثر اجرای این نقش های سخت به من واگذار می شد، برای مردم تبدیل به «قهرمان» شده بودم.

در چه دهه ای بیشتر «قهرمان» بودید و برای جوان ها تبدیل به «الگو» شده بودید؛
البته نمی توان گفت ، «الگو» بودم اما در دهه 70 بود که مورد توجه قرار گرفتم. من بازیگر پرتحرکی بودم و چون جوانان هم تحرک را دوست دارند، به سمت من گرایش پیدا کردند. به نظر من الان هم اگر فیلم های اکشن خوب ساخته شود، باز هم جوان ها به سینما خواهند رفت ؛ چون از دیدن این فیلم ها لذت می برند.

اما سال هاست سینمای ما از فیلم های حادثه ای و پرتحرک فاصله گرفته است؛
درست است. اکنون فیلم های حرکتی بندرت ساخته می شوند و فیلمسازان به ساخت فیلم های کمدی بیشتر تمایل دارند. این را هم بگویم که ساخت و اجرای فیلم های اکشن سخت است و آدم هایی که با سختکوشی این گونه فیلم ها را می ساختند، اکنون پا به سن گذاشته اند بنابراین تولید فیلم های اکشن در سینمای ما کم شده است.

و بازیگران جوان هم نمی توانند از پس نقش های پرتحرک بر آیند؛
راستش بازیگرهای جوانی را نمی بینم که بتوانند نقش های سخت را اجرا کنند. فیلم ها بیشتر خانوادگی و اجتماعی هستند و موضوعی ساده دارند ، هر چند برخی از همین فیلم های ساده ، حرف های مهم و تازه ای برای گفتن دارند و از لحاظ کارگردانی و ساختار پیشرفت کرده اند و نوآوری های خوبی را می توانیم در آنها ببینیم اما تعداد فیلم های سطحی هم که ساخته می شوند، کم نیست.

شما در پرونده کاری تان هم نقش های اکشن دارید و هم نقش های آرام. هر دو جنس بازی را تجربه کرده اید، به نظر خودتان مردمی که به شما علاقه مندند، دوست دارند بیشتر شما را در چه نقش هایی ببینند؛
هر نقشی بیننده خاص خود را دارد. زمانی مرا بیشتر با نقش های اکشن می شناختند و آنها را می پسندیدند، اما اکنون که ژانر بازی ام را تغییر داده ام ، باز هم مخاطبان خاص خود را دارم اما خود من بازی در فیلم های هنری را بیشتر می پسندم. ژانری که در آن می توان فیلم هایی چون مزرعه پدری ، قارچ سمی ، هیوا، استشهادی برای خدا و... را دید. این نقش ها ماندگار هستند و من به اجرای آنها راغب ترم البته اگر یک نقش خوب در یک فیلم اکشن هم پیشنهاد شود و ببینم گروه سازنده و قصه خوب هستند، با آنها همکاری خواهم کرد.

مردم سال ها شما را در نقش های اکشن دیدند و بعد شما با فیلم «پرده آخر» وارد ژانر دیگری شدید، اما مردم باز هم بازی شما را پسندیدند ، به نظر خودتان در بازی شما چه چیزی وجود دارد که مردم با آن ارتباط برقرار می کنند؛
برای یک بازیگر ژانر عوض کردن سخت است و ریسک بالایی می طلبد. شجاعت می خواهد که یک بازیگر ژانرش را تغییر دهد. چون بیننده ها سال ها او را با نقش های مشخصی دیده اند. در اصل بازیگر با ذائقه مخاطب تطبیق یافته است و زمانی که این ذائقه تغییر کند، پذیرش آن برای مخاطب سخت است اما به عقیده من بازیگر باید ریسک پذیر باشد و در یک نقش و فرم خاص نماند و بتواند در ژانرها، تیپ ها، کاراکترها و قصه های مختلف حضور یابد و توانایی های خودش را به نمایش بگذارد. بازیگرانی که فقط تیپ کار می کنند، خیلی زود از دور خارج می شوند؛ اما بازیگرانی که ژانرهای مختلف را تجربه می کنند، ماندگارتر و باثبات تر هستند.

اگر شما در نقش های اکشن هم می ماندید، احتمال موفقیتتان زیاد بود؛
نه ، چون بازیگر پا به سن که می گذارد، دیگر نمی تواند تحرک لازم را داشته باشد و رفته رفته افول می کند. ژانر فیلم های هنری این امکان را برای من فراهم کرد تا نقش های مختلف و استثنایی را بازی کنم ، نقش هایی که خدا را شکر تاکنون بااستقبال روبه رو شده است. فیلم «قاعده بازی» یکی از همین استثناهاست ، در فیلم «یک بوس کوچولو» نقش کوتاهی داشتم ، اما از اجرای آن خوشحالم. باز هم تاکید می کنم پذیرش هر کدام از این نقش ها جرات می خواهد...

جرات و هوشمندی...؛
من خودم را بازیگر باهوشی نمی دانم ، اما جرات این را داشتم که نقش های متفاوت را بپذیریم و بازی کنم . برای درست اجرا کردن این نقش ها بازیگر باید همت و تلاش زیادی کند تا از قالب هایی که برای او ساخته شده اند، خارج شود و در قالب های جدید ایفای نقش کند. اکثر بازیگران نمی خواهند یا نمی توانند کلیشه ها را بشکنند. اما من خواستم و نوع بازی ام را تغییر دادم. شاید برخی از بینندگان این تغییر را دوست نداشته باشند یا آن را نپذیرند؛ اما من به عنوان یک بازیگر از انتخابم راضی هستم.

شنیده ام که شما به تمرین قبل از فیلمبرداری ، اعتقادی ندارید؛
نه اصلا این نوع کار را نمی پسندم . چون معتقدم برخی از حس ها و بازی ها باید بداهه سر صحنه به وجود آیند و نقش خلق شود و بازیگر باید آنها را حین بازی پیدا کند. به نظرم ، بازیگر نباید قبل از فیلمبرداری نقشی را برای خودش بسازد. چون کارگردان ، صحنه ، لباس ، گریم و... در بازی او تاثیرگذارند. بازیگر باید در لحظه بازی کند و نقش را به وجود آورد، با پیش سازی نقش موافق نیستم.

از نقش ، پیش سازی نمی کنید، سر صحنه چه چیزهایی به شما کمک می کند تا به نقش نزدیک شوید؛
راستش اصلا نمی دانم چه چیزی به من کمک می کند که به نقش نزدیک شوم و آن را اجرا کنم. من هم مثل عوامل دیگر سر صحنه می روم ، من هم عضوی از گروه هستم و به این نکته معتقدم که به همان میزان که خودم بر نقش تاثیر می گذارم ، عوامل گروه های دیگر هم بر بازی من تاثیرگذار هستند. نوع کار آنها می تواند سطح بازی مرا پایین بیاورد یا ارتقائ بخشد. گریم ، لباس ، کارگردان و حتی پذیرایی و سرویس ایاب و ذهاب کار مرا تحت تاثیر قرار می دهند. در کنار این عوامل ، روحیه خود من هم مهم است ، حتی روحیه خانواده ام در زمانی که من بازی در نقش را شروع می کنم روی کارم تاثیر می گذارد. سینما کاری گروهی است و همه گروه درخوب یا بد شدن کار، موثرند.

تاکنون پیش آمده گریم شوید، لباس بپوشید و بعد به این فکر کنید که با این ظاهر تازه چگونه نقش را بازی کنید؛
بله ، همان طور که گفتم ، تمام این عوامل در ایفای یک نقش مهم هستند. مسلما اگر گریم ، طراحی لباس ، طراحی صحنه یا میزانسن های مناسب کارگردان وجود نداشتند ، یا من تحلیل و درک درستی از نقش ها نداشتم ، آیا «پرده آخر» آن چیزی می شد که شما دیدید؛ آیا اگر همه عوامل دست به دست هم نمی دادند شخصیت «دومان» در فیلم «قارچ سمی» به وجود می آمد؛ یا نقش «ممد ساکت» در فیلم «مزرعه پدری»؛

لذت بازی در نقش های دشوار


فردا سالگرد درگذشت علی حاتمی است. کارگردانی که با تک تک آثارش ، برگی زرین به کارنامه سینما و تلویزیون ایران اضافه کرد.
علی حاتمی ، این امکان را هم برای بازیگران فراهم کرد تا بتوانند مطرح ترین نقش هایشان را به ثبت برسانند.

نقش هایی چون خان مظفر با بازی درخشان عزت الله انتظامی ، داوود رشیدی با نقش مفتش شش انگشتی ، جمشید مشایخی با نقش رضا خوش نویس ، محمدعلی کشاورز با نقش شعبون استخونی و... اما در کنار نقش های ماندگار سریال «هزاردستان» زنده یاد علی حاتمی در فیلم های سینمایی اش هم از بازیگرانی که در برخی نقش ها تثبیت شده بودند ، بهترین شخصیت ها را خلق می کرد.
فیلم «مادر» یکی از بهترین فیلم های سینمای ایران است. اکبر عبدی در این فیلم خوش درخشیده است اما یک بازیگر دیگر هم در این فیلم است که با حضور متفاوت خود همه بینندگان این فیلم را غافلگیر کرد.
جمشید هاشم پور در فیلم مادر نقش یک عرب را بازی می کند. کمتر کسی است که سکانس ورود هاشم پور به قصه را فراموش کند.
در خانه به صدا در می آید ، در که گشوده می شود مردی عرب پشت در است که هیبتی خاص دارد.
وقتی عینکش را برمی دارد معلوم می شود که او کسی نیست جز جمشید هاشم پور که آمده تا ثابت کند که بجز نقش های اکشن توانایی اجرای نقش های دیگر را هم دارد.
هاشم پور در فیلم «دلشدگان» هم با مرحوم حاتمی همکاری کرد. بسیاری از کسانی که برای اولین بار سال 1375 فیلم «مسافر ری» به کارگردانی داوود میرباقری را در جشنواره فیلم فجر دیدند ، جمشید هاشم پور را با آن گریم خاص و متفاوت نشناختند. اما او برا ی این فیلم هم ، سنگ تمام گذاشت تا نقشش را باور پذیر کند. هاشم پور در ادامه پذیرش نقش های متفاوت سال 1383 بازی در فیلم «از دور دست» را پذیرفت.
او در این فیلم در چند نقش با گریم های مختلف ظاهر شد. این فیلم هنوز اکران نشده است اما هاشم پور از بازی در نقش های دشوار لذت می برد شاید به همین دلیل است که سال پیش بازی در فیلم «استشهادی برای خداوند» را پذیرفت.
فیلمی که تمام قصه آن در برف می گذشت. چندین سال پیش هم هاشم پور از بازی در نقش های سخت لذت می برد.
آن زمان نقش های دشوار ، نقش های اکشنی بودند که هر بازیگری نمی توانست آنها را اجرا کند اما هاشم پور آنها را قبول می کرد و باعث می شد چرخ سینما ، بچرخد.
فیلم هایی چون ، تاراج ، افعی ، یوزپلنگ ، عقاب ها ، تیغ و ابریشم ، قافله ، نیش ، آخرین بندر و...

با همه اینها باید بگویم ، بازیگری آنقدر پیچیده و عجیب است که من به عنوان بازیگر می گویم ، برای اجرای خوب یک نقش ، انگار باید چیزهایی به بازیگر الهام شود ، چیزهایی باید در لحظه به ذهن خطور کند تا تو دریابی که نقش را چگونه بازی کنی.

این الهامات و جرقه ها، کی و چه زمانی سراغ شما می آید؛
راستش خودم هم نمی دانم اما واقعیت این است در لحظه چیزهایی در وجود تو به عنوان بازیگر جاری می شود، زمانش را نمی دانم. واقعیت این است که در برخی از فیلم ها در لحظاتی از نقش می ترسم و وحشت می کنم. با خودم می گویم چگونه باید این نقش را اجرا کرد. اما وقتی صر صحنه می روم و شروع می کنم می بینم که دارم به نقش نزدیک می شوم و گاهی در همان لحظه اول ، «نقش در می آید».

بنابراین نمی توان شما را از بازیگرانی دانست که می گویند از زمان خواندن فیلمنامه با نقش ارتباط برقرار کرده و شروع به تحلیل آن می کنیم.
شاید روش من با آنها فرق می کند، من سال هاست با دل و روش خود کار می کنم.

شما نقش های متفاوتی بازی می کنید، با روشی که برای ارتباط با نقش گفتید باید انرژی زیادی برای بازی در هر نقش صرف کنید؛
بله. حتی برای کوچک ترین نقش ها هم انرژی و وقت زیادی می گذارم. من به عنوان بازیگر باید بتوانم توقع بیننده ای را که وقت و هزینه گذاشته و به دیدن یک فیلم آمده است ، برآورده کنم . آنها برای ما احترام قائل هستند و ما هم باید نهایت سعی و تلاش خود را به کار گیریم تا فیلم خوب شود و ما در مقابل بینندگان ، سربلند باشیم. وقتی به بیننده احترام بگذاری ، مسلما ماندگارتر می شوی و زمان حضورت در سینما بیشتر می شود. بی تفاوتی نسبت به مخاطب را اصلا نمی پسندم.

در چه فیلم هایی بیشتر به کارگردان اعتماد می کنید؛ یا بهتر است بپرسم تاکنون چه کارگردان هایی توانسته اند اعتماد شما را جلب کنند؛
من با زنده یاد رسول ملاقلی پور در چند فیلم همکاری داشتم. روابط ما خیلی خوب بود، سر صحنه ، زیاد با هم صحبت نمی کردیم اما از لحاظ ذهنی ، خیلی با هم ارتباط قوی داشتیم. کافی بود فقط به هم نگاه کنیم تا حرف یکدیگر را بفهمیم. کارهایی که با ملاقلی پور داشتم ، به نظرم خیلی خوب بود.

در زمان کار با زنده یاد ملاقلی پور، خود فیلمنامه را اجرا می کردید یا این اجازه را داشتید که تغییراتی در نقش بدهید؛
با مشورت هم تغییراتی در نقش می دادیم ، گاهی من پیشنهادهایی می دادم ، که قبول می شد یا او رد می کرد. یادم هست در فیلم «هیوا» که نقش «رحیم صارمی» را بازی می کردم. ابتدا قرار بود 2بازیگر نقش این شخصیت را بازی کنند، یکی از آنها جوانی صارمی را و زمانی که رزمنده بود و دیگری نقش میانسالی او را وقتی که مسوول تفحص بود. من پیشنهاد دادم هر دو نقش را خودم بازی کنم ، ابتدا کمی مقاومت کرد، اما بعد پذیرفت و فکر می کنم این پیشنهاد، فیلم را بهتر کرد.

برای قبول یک نقش ، آیا باید فیلمنامه را کامل بخوانید؛
بله ، فیلمنامه باید کامل باشد، حتی باید بدانم نقش های دیگر چیست.

پس حتما می پرسید بازیگران نقش های مقابلتان چه کسانی هستند؛
این پرس و جو طبیعی است اما این را هم قبول می کنم از زمانی که من شروع به خواندن فیلمنامه می کنم تا آغاز فیلمبرداری ، امکان تغییر عوامل هست.

بازیگران نقش مقابل چقدر برایتان اهمیت دارند؛
طبیعی است که تمایل دارم بازیگران نقش های مقابلم حرفه ای و به کارشان مسلط باشند. وقتی بازیگر مقابل کارش را بلد باشد مسلما انرژی خوبی به من می دهد. البته به این هم معتقدم که وقتی افراد حرفه ای در یک فیلم حضور دارند کل صحنه قوی می شود. سینما کاری جمعی است بنابراین یک فرد قوی نمی تواند بر کل کار تاثیرگذار باشد. همه عوامل باید درست عمل کنند تا بیننده هنگام تماشای فیلم با صحنه ای قوی مواجه شود نه فقط با یک «فرد قوی».

صدای بازیگر مانند حرکات نمایشی اهمیت زیادی دارد، آیا با این گفته موافقید؛
صدا برای بازیگر مهم است و باید همانقدر که روی حرکات بدنی اش کار می کند روی صدایش هم کار کند و تمرین داشته باشد. نوع بیان در اجرای نقش تاثیر مستقیم دارد و می تواند باعث لذت بردن بیننده از دیدن یک نقش شود.

شما فن بیان خوبی دارید، چقدر روی صدایتان کار می کنید؛
مسلما وقتی نقشی را می پذیرم در کنار این که باید آن را چگونه اجرا کنم به صدایش هم فکر می کنم. مثلا در فیلم «قاعده بازی» برای نوع صدای نقش «اقدس مرده» خیلی فکر کردم ، می دانستم این نقش صدای خاصی را می طلبد که به مرور با کمک کارگردان به صدای موردنظر رسیدیم.

پذیرش نقش «اقدس مرده» ریسک بزرگی بود، درسته؛
بله. آقای معتمدی ، کارگردان فیلم معتقد بودند که یک بازیگر معروف باید این نقش را بازی کند تا آن نقش بدرخشد و بخوبی دیده شود. به هر صورت مرا راضی کردند که نقش را بازی کنم. خودم را به سختی راضی کردم چون برخورد بیننده با نقش «اقدس مرده» برایم سوال برانگیز بود. پس از نمایش فیلم منتقدان و کارشناسان گفتند که نقش «اقدس مرده» نقش سختی بود که خوب اجرا شد اما فکر می کنم بینندگان عادی ، زیاد با این نقش مانوس نشدند و آن را نپذیرفتند.

در فیلمهایی مانند «قاعده بازی» نظر مخاطب برایتان اهمیت دارد یا منتقدان؛
من در واقع می خواستم با اجرای نقش «اقدس مرده» یک قالب جدید را تجربه کنم. کار دشواری بود چون می دانستم نقش هایی مانند نقش «اقدس مرده» اگر خوب اجرا نشوند می توانند بازیگر خود را سرنگون کنند اما خوشبختانه فیلم «قاعده بازی» مورد توجه قرار گرفت و نقش من خوب شد و قابل توجیه بود اما باید قبول کنیم که بینندگان عام توقعاتی از بازیگران دارند که اگر این توقعات برآورده نشود، با خود فکر می کنند یا بازیگر مورد نظرشان بد بازی کرده و یا از همان ابتدا نقش بد طراحی شده است. در این میان گروهی هم هستند که می پرسند چرا بازیگر مورد علاقه شان این نقش را پذیرفته است؛ اما برای خودم ، بازی در فیلم «قاعده بازی» یک تجربه خوب بود.

بعد از بازی در این نقش ، پیشنهادهای مشابه هم داشتید؛
نه نداشتم اما اگر هم داشتم ، قبول نمی کردم. نقش هایی مثل «اقدس مرده» نقش های ممتازی هستند که هرچند سال یک بار ممکن است نوشته شوند. در مجموع تمایل داشتم نمونه ای از این گونه نقش ها را هم در پرونده کاری خود داشته باشم.

چند روز پیش تست گریم شما برای بازی در نقش امام ره در فیلم «فرزند صبح» به کارگردانی بهروز افخمی منتشر شد ، تست ها خیلی خوب بود و شما خیلی شبیه امام ره شده بودید ، چه شد که این نقش را بازی نکردید؛
آقای افخمی مرا برای بازی به کار دعوت کردند. من هم روزهای زیادی برای تست گریم وقت گذاشتم ، ما با هم صحبت کردیم و به نتایجی هم رسیدیم. پس از مدتی برای این نقش از یک بازیگر دیگر هم تست گرفته شد و عاقبت بعد از مقایسه عکسها، آقای افخمی ترجیح داد، آن بازیگر را انتخاب کند.

آیا شما فکر می کنید که هنوز هم می توانید مردم را به سینما بیاورید؛
هر دهه ای سلیقه و ذائقه مخاطب تغییر می کند. در تمام سینمای دنیا این قضیه وجود دارد. بازیگر به تنهایی نمی تواند یک جریان را به وجود بیاورد. سلیقه مردم در حال تغییر است ، یک دهه مردم فیلم های اکشن را می پسندند و یک دهه به سینمای کمدی روی خوش نشان می دهند. واقعیت این است که تهیه کنندگان هم پیرو سلیقه مردم هستند.

شما چندین سال است که در سینمای ایران فعالیت دارید و فیلمنامه های زیادی را خوانده اید، آنها را چگونه ارزیابی می کنید؛
فیلمنامه ها خیلی ساده شده اند ، اجراها ساده است ، لوکیشن ها هم ساده هستند بنابراین فیلم ها شبیه هم شده اند. بیننده وقتی یک فیلم را می بیند، گویی 10 تا فیلم دیده است . فیلمنامه ها متفاوت نیستند. تعداد بازیگران سینمای ما هم محدود است که در اغلب فیلم ها دیده می شوند. همه این عوامل باعث می شود که مردم نسبت به سینما بی تفاوت شوند و رغبت زیادی برای رفتن به سینما نداشته باشند البته کارشناسان و مسوولان سینمایی باید حتما پیگیر این قضیه باشند که چرا سالن های سینما خالی از تماشاچی شده است؛

تاکنون در سریال های تلویزیونی حضور پیدا نکرده اید، تمایلی برای تجربه این ژانر دارید یا خیر؛
سریال های تلویزیونی ، وقت زیادی از بازیگر می گیرند. باید ماه ها وقت بگذاری تا یک سریال را به پایان برسانی و در این فاصله حتما نقش های خوب سینمایی را از دست خواهی داد و من بیشتر دوست دارم در سینما حضور داشته باشم و نقش های متفاوت را تجربه کنم.

طبق شنیده ها یکی از این نقش های متفاوت را فیلم «استشهادی برای خدا» برای شما به ارمغان آورده است ، کمی از این فیلم برایمان بگویید؛
یکی از نقش های سختی است که تاکنون بازی کرده ام. این فیلم یک اثر معناگراست که خودم خیلی دوستش دارم البته فیلم هنوز آماده نمایش نشده است و نمی دانم مخاطب با آن چگونه برخورد خواهد کرد. راستش بازی در این فیلم را برای راضی کردن دل خودم پذیرفتم و آن را نوعی «ادای دین» به سینمای متفاوت می دانم.

امروز بازی شما در فیلم «سیاهی روشن است» به پایان می رسد ، کار تازه چه دارید؛
برای بازی در فیلم «چهره به چهره» با علی ژکان قرارداد بسته ام و بازی ام به زودی در این فیلم شروع می شود.

طاهره آشیانی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها