بامداد ۱۸ فروردین ۱۴۰۵، درپی حملات هوایی آمریکا و اسرائیل، این شریان حیاتی در چند استان از جمله زنجان، البرز، اصفهان، قزوین، قم، آذربایجان شرقی و تهران هدف قرار گرفت. در این بمبارانها پل هفتدهانه راهآهن قم، پل ریلی یحییآباد کاشان، پل قوسی زنجان، پل راهآهن هشترود، خطوط ریلی تهران- مشهد در محدوده بخش قلعهنو شهرستان ری و پل راهآهن چهارباغ تخریب شد. اتفاقی که برای ساعاتی، عبور قطارها را مختل و مسیرهای مهمی را موقتا از مدار خارج کرد اما نقطه مهم ماجرا تنها حجم تخریب نبود، بلکه سرعت واکنش و شاهکار مهندسان ایرانی بود؛ نیروهایی که با غیرت، دانش و تجربهای کمنظیر، از همان ساعات نخست در محل حاضر شدند و بازسازی ضربتی خطوط را آغاز کردند. امروز، بهجز محور زنجان که عملیات عمرانی آن رو به اتمام است، تمام مسیرهای ریلی کشور باز و در مدار بهرهبرداری کامل قرار دارند. رخدادی که خود بهتنهایی روایتگر توان فنی کشور و استقامت شبکه حملونقل ریلی در برابر بحرانهای سنگین است. حملات سحرگاهی ۱۸ فروردین، زیرساختهای ریلی ایران در چند نقطه مختلف، بهصورت همزمان هدف قرار گرفت. از استان قم تا زنجان، از تهران تا اصفهان و بخشی از خطوط خراسان و خوزستان، پلها و مسیرهایی دچار آسیب شدند که هرکدام در تداوم حرکت روزانه قطارهای باری و مسافری نقشی کلیدی داشتند. ازهمان ساعات ابتدایی، پیامد این حملات درایستگاهها قابل مشاهده بود.برخی قطارها مجبور به توقف اضطراری شدند، مسیرها مسدود گردیدوانتقال مسافران باید با اتوبوس انجام میگرفت اما در کنار این اختلالات ناگزیر، تصویر دیگری نیز شکل گرفت؛ تصویری از حضور نیروهای فنی،عملیاتی ومهندسی که بیوقفه واردمیدان شدندتازمان توقف شبکه به حداقل ممکن برسد.طبق اعلام متخصصان راهآهن، بخشی از سازههای آسیبدیده بهگونهای بود که در شرایط عادی نیاز به چند هفته کار مستمر برای بازسازی داشتند اما با بسیج نیروها و تجربه سالهای جنگ و بحران، برنامهای فشرده و چندلایه اجرا شد که از پاکسازی آوار تا نصب سازههای موقت و سپس اجرای فازهای نهایی بازسازی در کوتاهترین زمان ممکن را در بر میگرفت.
شاهکارهایی از کاشان تا قم
یکی از مهمترین نقاط آسیبدیده، پل تاریخی یحییآباد کاشان بود؛ سازهای که ارزش فنی و گردشگری آن دوچندان است و بخشی از مسیرهای پرتردد را به هم پیوند میدهد. اصابت پرتابه باعث تخریب جدی در بخشهایی از این پل شد و امکان عبور قطارها عملا از بین رفت. اما آنچه در روزهای بعد در این منطقه رخ داد، نمونهای برجسته از توان مهندسی داخلی بود. تیمهای فنی بدون توقف، در چند شیفت شبانهروزی، پل را بهگونهای ترمیم کردند که عبور دوباره قطار نهتنها ممکن، بلکه ایمن و پایدار شد. مسافران وقتی نخستین قطار از روی پل عبور کرد، صحنهای را به یاد سپردند که نشان داد نیروهای داخلی میتوانند در بحرانیترین لحظات، سازههای پیچیده را دوباره زنده کنند.
در قم نیز داستان مشابهی شکل گرفت.حمله مستقیم به پل باغیک–سواریان باعث تخریب سه دهانه از این پل ۵۰ متری شد.
مجید ارجونی، مدیرکل راهآهن قم با تشریح ماجرا گفت: «بر اثر حمله هوایی، سه دهانه پل بهطور کامل از بین رفته بود. بلافاصله آواربرداری، ایمنسازی محدوده، انتقال ماشینآلات و آمادهسازی برای نصب سازههای جدید آغاز شد. هدف ما این بود که هیچ مسافری بیش از حد لازم دچار توقف نشود.»
اما نقطه اوج عملیات قم، بازسازی کمتر از ۴۰ ساعته پل بود؛ موضوعی که خسرو سامری، معاون هماهنگی امور عمرانی استانداری چنین تشریح میکند: «این پل در محور ارتباطی قم با جنوب کشور نقش بیبدیل دارد. با هماهنگی کامل مجموعه استان و تلاش شبانهروزی نیروها، پل در کمتر از ۴۰ساعت به مدار بازگشت. این اقدام نشان داد که آمادگی فنی و مدیریتی ما در شرایط بحران تا چه حد بالاست.»
قم روزانه بیش از ۸۰۰۰ مسافر را جابهجا میکند و ۶۱ رام قطار در این محور تردد دارند؛ بنابراین بازگشت سریع این مسیر، عملا از بروز اختلال گسترده جلوگیری کرد.
عملیات ضربتی در زنجان
محور میانه - زنجان آخرین مسیری بود که پس از حملات همچنان به بازسازی گسترده نیاز داشت. این مسیر بخش مهمی از کریدور بینالمللی شرق–غرب را تشکیل میدهد که توقف آن میتوانست بر حملونقل منطقهای اثرگذار باشد.
با این حال، تنها پنج روز پس از حملات، با تلاش مستمر نیروهای عملیاتی و حضور میدانی مدیرعامل راهآهن، این محور آماده بازگشت شد. نخستین قطاری که از مسیر عبور کرد، قطار تهران–وان بود؛ قطاری که عبورش نشانهای واضح از بازگشت کامل مسیر به شبکه ریلی کشور تلقی شد.
نقش ادارهکل راهآهن شمالشرق در این مسیر بسیار کلیدی بود. علیرضا رضاییبرون، سرپرست این اداره میگوید: «با ۱۶ محموله قطعات پیشساخته، امکان ساخت دو پل جدید فراهم شد. از سمنان تا زنجان، بارگیریها از صبح تا نیمهشب انجام میشد و سرعت عمل نیروها و همکاری استان مثالزدنی بود.»
او همچنین درباره بحران اولیه توضیح میدهد: «در همان ساعات اول، پنج رام قطار مجبور به توقف اضطراری شدند. با ۲۲ اتوبوس بیش از هزار مسافر در سه ساعت منتقل شدند. در چنین شرایطی، این سطح از هماهنگی یک عملیات بزرگ محسوب میشود.»
بازسازی مسیر میانه–زنجان، البته تنها بازگرداندن یک خط نبود؛ بلکه تثبیت پیامی بود مبنی بر اینکه شبکه ریلی ایران برای هر نوع بحران آمادگی ساختاری دارد.
در آذربایجان نیز مسیرهای تبریز بازسازی شده و حرکت قطارهای تبریز-تهران و تبریز-مشهد از سر گرفته شدهاند. پل هفتچشمه که آسیب جدی دیده بود هم در زمانی کوتاه ترمیم شد. برای جبران اختلالات جادهای، ریلباس میانه-تبریز نیز راهاندازی شد تا تردد مردم دچار مشکل نشود.
نقش بخش خصوصی در بازسازی
بخشی از حملات به زیرساختهایی بود که درمسیر راهآهن سراسری ثبتشده درفهرست میراث جهانی یونسکوقرار داشتند.
مدیرکل دفتر مهندسی و نظارت بر تأسیسات زیربنایی در اینباره میگوید: «دو سازه مورد اصابت، در بخشهایی از مسیر ثبتشده جهانی قرار دارند. اینها تنها سازههای فنی نیستند، بلکه بخشی از میراث مهندسی بشر محسوب میشوند. مطابق مقررات بینالمللی، وارد کردن خسارت به آثار ثبت جهانی میتواند از مصادیق جنایت جنگی باشد.»
وحید علیقارداشی تاکید میکند: «مستندسازی فنی، تصویری و حقوقی این آسیبها آغاز شده و پروندهای جامع برای ارائه به مراجع بینالمللی در دست تهیه است.»
در کنار این تلاشها، بخش خصوصی صنعت ریلی نیز در اقدامی کمسابقه اعلام کرد که آماده مشارکت کامل در بازسازی است. انجمن صنفی شرکتهای حملونقل ریلی در بیانیهای نوشت: «راهآهن ستون فقرات لجستیک کشور است. در شرایط بحران، همکاری دولت و بخش خصوصی میتواند سرعت بازسازی را چند برابر کند. شرکتهای عضو انجمن با توان فنی و ظرفیت لجستیکی خود در کنار دولت خواهند بود.»
این همافزایی میان دولت و بخش خصوصی، در مناطقی که نیازمند تجهیزات خاص یا قطعات سنگین بودند، روند بازسازی را بهشدت تسریع کرد.