گزارش «جام‌جم» درباره ابنیه‌ تاریخی پرقدمت که در جنگ اخیر دچار صدمات زیادی شده‌اند

زخم جنگ بر جان میراث فرهنگی

در روزهای گذشته، احمد علوی رئیس کمیته گردشگری و‌ میراث‌ فرهنگی شورای شهر تهران با اشاره به آسیب واردشده به آثار و ابنیه تاریخی در ایران در پی حملات آمریکا و اسرائیل بر این مسأله تاکید کرد که ۶۶ ابنیه تاریخی در پایتخت دستخوش آسیب شده است.
در روزهای گذشته، احمد علوی رئیس کمیته گردشگری و‌ میراث‌ فرهنگی شورای شهر تهران با اشاره به آسیب واردشده به آثار و ابنیه تاریخی در ایران در پی حملات آمریکا و اسرائیل بر این مسأله تاکید کرد که ۶۶ ابنیه تاریخی در پایتخت دستخوش آسیب شده است.
کد خبر: ۱۵۴۸۴۶۳
نویسنده آزاده صالحی - گروه فرهنگ و هنر
 
در میان این آثار، نام بناهای شاخصی چون کاخ گلستان، خانه تیمورتاش، ساختمان سابق ژاندارمری، ساختمان سابق مجلس شورای ملی (کاخ سنا)، سینما شکوفه، کاخ مرمر و مجموعه کاخ سعدآباد، بخش‌هایی از جداره ارگ تاریخی تهران، جداره بازار تاریخی تهران، ساختمان ارگ آزادی، ساختمان سابق موزه ملی قرآن کریم، ساختمان رادیو تهران، انستیتوپاستور، عمارت منظریه، خانه تاریخی وثوق‌الدوله و... به چشم می‌خورد. در این گزارش با همراهی برخی ازمسئولان و مرمتگران آثار تاریخی درباره پیامدهای حملات به این بناها به گفت‌وگو نشسته‌ایم. 
رضا دبیری‌نژاد رئیس موزه هنرهای معاصر تهران با اشاره به حجم وسیع صدمات ناشی از جنگ به ابنیه تاریخی در ماه اخیر می‌گوید: بعضی از این بناها شاید در جنگ تحمیلی اخیر به‌طور مستقیم هدف قرار نگرفته باشند ولی از آنجا که همجوار با ساختمان‌های دیگر بوده‌اند دچار آسیب و خسارت شده‌اند. گذشته از ابنیه تاریخی مشهور، بناهای دیگر مانند کلانتری‌ها هم به‌دلیل قدمت در ساخت، جزئی از میراث فرهنگی به‌شمار می‌روند. نمونه آن ساختمان کلانتری در میدان ارگ یا ساختمان انستیتوپاستور است. نکته دیگر آن است که بخشی از آسیب‌های واردشده به این بناها فیزیکی است، درحالی که دیگر ابعاد این خسارت هم از اهمیت زیادی برخوردار است. هفته گذشته نامه‌ای به موزه‌های دنیا نوشتم و از دست‌اندرکاران این موزه‌ها خواستم نسبت به تخریب بناهای تاریخی پرقدمت در ایران واکنش نشان دهند. از سوی دیگر مطلع هستم که بعضی از دوستان در شورای بین‌المللی موزه‌ها هم فعالیت‌هایی در این ارتباط انجام داده‌اند. با این‌ حال همواره این نگرانی وجود دارد که سرنوشت اشیای داخل بناهای تخریب شده چه خواهد شد. درواقع هم و غم مسئولان مربوطه در حال حاضر این است که چه راهکاری برای حفاظت از این آثار بیابند. 
   
بخشی از سال گذشته را بدون موزه‌ها و میراث گردشگری گذراندیم ‌

او با تاکید بر این‌که باید توجه داشته باشیم حجم فعالیت‌های فرهنگی_‌اجتماعی در ارتباط با موزه‌ها و بناهای تاریخی امسال نسبت به سال‌های گذشته کاهش یافته است، اضافه می‌کند: وقوع جنگ ۱۲روزه باعث شد برخی از موزه‌ها مانند «موزه ملی» و «کاخ گلستان» اصلا بازگشایی نشوند. بنابراین می‌توان گفت ما تقریبا بخشی از سال گذشته را بدون موزه‌ها و میراث گردشگری گذرانده‌ایم. طبعا نگرانی‌ها متاثر از حوادث جنگ، ضربه جدی به رونق گردشگری و عرصه هنر می‌زند و عواقب طولانی برای یک جامعه خواهد داشت و بخشی از وظایف ما حراست از موزه‌ها و بناهای تاریخی است ولی باید دو موضوع را درنظر بگیریم: در کشور ما که سابقه چندهزار ساله دارد، این اولین تجربه جنگی ما نیست چراکه رزم‌ها و جنگ‌های مختلفی را تا امروز پشت سر گذاشته‌ایم. درواقع روایت‌های موزه‌ای و میراثی ما سرشار از خاطرات نبردهایی است که در برهه‌های مختلف در ایران رخ داده. یادآوری این خاطرات می‌تواند به ما بگوید چطور از تجارب گذشته در شرایط فعلی استفاده کرده و از رهگذر آن، به تقویت هویت ملی و روحیه حماسی خود بپردازیم تا دیگر شاهد اتفاقات ناخوشایند درباره ابنیه تاریخی نباشیم.  
   
بیش از اشیا و ابنیه تاریخی، جوهره فرهنگی میراث اصلی ما به‌شمار می‌رود 

رئیس موزه هنرهای معاصر تهران که پیشتر ریاست موزه ملک را نیز به‌عهده داشت، ادامه می‌دهد: مسأله اصلی این است که میراث فرهنگی ما فقط اشیا و بناهای پرقدمت نیستند بلکه روایت و جوهره فرهنگی است که میراث اصلی ما به‌شمار می‌رود. در عین حال هرچه جلوتر می‌آییم، از هنر و دستاوردهای میراثی برای کارکردهای اجتماعی مانند تاب‌آوری استفاده بیشتری کرده‌ایم. موزه‌ها و آثار تاریخی این خاصیت را دارند در بهتر شدن احوال و زیست اجتماعی ما تاثیرگذار باشند تا جامعه از آلام ناشی از جنگ عبور کرده و دوباره به حیات خود برگردد. جدا از دو جنگی که در ماه‌های اخیر در کشورمان اتفاق افتاده است، می‌توان بین آثار میراث فرهنگی و شرایط اجتماعی پلی برقرار کرد و به ‌فراخور شرایط، از آن به نفع بازگرداندن نشاط عمومی به جامعه بهره برد.  دبیری‌نژاد در پاسخ به این سؤال که نامه شما به موزه‌های جهانی چقدر می‌تواند در کمک‌رسانی سازمان‌هایی چون یونسکو برای مرمت و بازسازی آثار تاریخی مؤثر باشد، می‌گوید: ماهیت این نامه دقیقا به چنین مفهومی اشاره دارد و تاکید کرده‌ام با توجه به این‌که اغلب موزه‌های کشورمان ثبت جهانی شده‌اند، مسئولیت بازسازی این بناها باید تقسیم شود و جامعه جهانی و یونسکو هم در بازسازی این روند سهیم باشند. منتها در درجه اول امیدوار هستیم توجه داخلی نسبت به این مسأله جلب شود تا در آینده نزدیک به آن بخش‌ها هم برسیم. 
   
صرف ‌نظر از هزینه‌های ریالی، با بعدی فرامادی مواجه هستیم 

محسن قانونی پژوهشگر و مرمتگر آثار تاریخی نیز در پاسخ به این سؤال که تخریب موزه‌ها و بناهای تاریخی در جنگ چه پیامدهای سوء فرهنگی می‌تواند برای یک جامعه دربرداشته باشد، می‌گوید: بخشی از این مسأله هزینه ریالی است که می‌بایست صرف بازسازی و مرمت آثار و ابنیه‌ آسیب‌دیده شود. بخش دیگر هم سرمایه اجتماعی است. بدین ترتیب می‌توان گفت ما با بعد فرامادی هم در این حیطه روبه‌رو هستیم. وقتی درباره سرمایه‌های بی‌همتایی مانند کاخ گلستان که غالبا به ثبت‌های ملی و جهانی رسیده‌اند صحبت می‌کنیم به این معنی است که این آثار در سطح جهان یونیک هستند و نمونه مشابهی ندارند. اینجا دیگر مسأله زیان مادی مطرح نیست بلکه از رهگذر صدمات وسیع و جبران‌ناپذیر این آثار، ابعاد فرهنگی، اقتصادی و سیاسی هم درگیر خواهند شد. به ‌همین خاطر صرف‌ نظر از زیان‌های ریالی، باید به این مسأله توجه داشت که در جنگ اخیر چقدر از المان‌های فرهنگی ما دچار خسارت شده و امکان مرمت در این زمینه باید به چه شکل باشد.  
   
کاخ گلستان و کاخ سنا دچار صدمات جدی شده‌اند

 این مرمت‌گر ابنیه‌های تاریخی و مدرس دانشگاه در پاسخ به سؤال دیگری درباره این که در بین فهرست منتشر شده ابنیه تاریخی صدمه دیده، کدام بنا دستخوش صدمات جدی‌تری شده است، اضافه می‌کند: نمی‌توانم برچسب دقیقی معین کنم که کدام بنا پراهمیت‌تر و کدام، کم‌اهمیت‌تر بوده است. متأسفانه فهرست حاضر، بلند بالاست و همان‌طور که می‌بینید بسیاری از بناهای تاریخی و پرقدمت پایتخت در این فهرست به چشم می‌خورند. مشهورترین آن کاخ گلستان است که هم از منظر ثبت جهانی و هم از منظر لایه‌های تمدنی و دوره‌های تاریخی که دربرگرفته از اهمیت بالایی برخوردار است، البته نه به این معنی که بناهای دیگر اهمیت کمتری دارند‌، بلکه هرکدام از این موزه‌ها و ساختمان‌ها از جایگاه ویژه و منحصر به فردی برخوردارند. از طرف دیگر، بسیاری از بناهای معماری مثل کاخ سنا (ساختمان مجلس قدیم)یا کاخ دادگستری سالیان سال جزئی از معماری معاصر ما قرار داشته‌اند که متأسفانه در جنگ آسیب زیادی دیده‌اند. گرچه معماری معاصر برای مردم ما کمتر شناخته شده و وقتی درباره تاریخمندی یک دوره صحبت می‌کنیم، غالبا نگاهمان معطوف بناهای تاریخی دوره قبل از قاجار می‌شود. درحالی که معماری ما شاخصه‌هایی دارد که همواره درسطح بین‌المللی مطرح می‌شود ولی درکشور خودمان کمتر موردتوجه قرارگرفته است. یکی از آنها کاخ سنا است که از منظر معماری شاخصه‌های ویژه‌ای دارد و ترکیبی از معماری ایرانی و اروپایی است. تصور می‌کنم با حجم وسیع خسارت ناشی از جنگ که به این بنا وارد شده، جبران آن تقریبا غیرممکن و زمان‌بر  است. 
   
بازگرداندن اصالت به ابنیه‌های تاریخی امری نشدنی است 

قانونی در پاسخ به این سؤال که مثلا اگر در برهه‌هایی از زمان، مسجد شیخ لطف‌الله دچار صدمات شود می‌توان آن را مورد مرمت قرار داد اما طبعا کاشیکاری که در ساخت اولیه این بنا به کار رفته، در بازسازی‌های بعدی، اصالت اولیه را ندارد، درباره مرمت ابنیه‌های تاریخی این مسأله به چه شکل است، می‌گوید: آنچه مرا درباره آثاری که در جنگ اخیر آسیب دیده‌اند بیشتر نگران می‌کند دقیقا همین نکته است؛ مخدوش شدن اصالت این بناها و موزه‌ها. طبعا وقتی بنای تاریخی پرقدمتی تخریب می‌شود، در نوسازی، دیگر اصالت چندصدساله و ارزش‌های تاریخی نهفته درآن تکرار نخواهد شد. البته شما مثال سختگیرانه‌ای را مطرح می‌کنید، درحالی که باید توجه داشته باشیم که دوستانمان در سازمان میراث فرهنگی تا امروز قدم‌های‌مثمرثمری دراین زمینه برداشته‌اند.ولی‌به‌طورکلی،ذهنتان به‌جای درستی رفته است.ضمن این که نباید فراموش کرد مجموعه اتفاقاتی در شاخص شدن یک بنا دخیل هستند تا از آن دربعد مادی، کالبدی و زیبایی‌شناسی یک اثر ویژه بسازد. همیشه به هنگام وقوع حوادثی مانند جنگ تنها چیزی که کمتر دیده می‌شود لایه‌های زیرین اصالت یک بناست که به‌رغم پرعمق‌بودن، کمتر مورد توجه واقع می‌شود.به‌عنوان مثال، الان بیشتر درباره این بحث می‌شودکه آیا این بناهاواشیا بیمه بوده‌اند؟درحالی که دیگر ابعادبناهای تاریخی که وابسته به ارزش‌های مفهومی وبنیادین است غالبادرسایه قرارمی‌گیرد. 
   
توقعمان از جامعه جهانی محکوم کردن چنین اقداماتی است 

درمیانه گفت‌وگو، این پژوهشگر به نشان آبی یا بلو شیلد اشاره می‌کند و درتوضیح آن می‌گوید: در یکسال گذشته که که من عضو کمیته تدوین منشورهای بین‌المللی ایکوم بوده‌ام، از نظر حقوقی برسر این موضوع بحث می‌شد که درحوزه حفاظت از آثار تاریخی به هنگام بحران‌هایی مثل جنگ چه کارهایی باید انجام داد. از سال ۱۹۵۴ به دنبال مقرر شدن قانونی در لاهه قانونی با این مضمون که حمله به آثار تاریخی مصداق جنایت جنگی است، ساختار سپر آبی شکل گرفت. به این معنی که نصب این سپر آبی رنگ بر بام بناهای تاریخی، باعث می‌شود تا به هنگام جنگ بین قومیت‌ها، این بناها از آسیب دشمن مصون بمانند. امروز توقع ما از ساختارهای جهانی این است که نقش پررنگ‌تری در محکوم کردن چنین اقداماتی داشته باشند. در جنگ‌هایی مثل اوکراین، سوریه و عراق لیست‌های قرمزی (رد لیست) منتشر شد که نشان می‌داد کدام بنا دستخوش تخریب قرار گرفته‌ ولی متأسفانه ما در ایران هنوز ا زاین امکانات جهانی برخوردار نشده‌ایم و حتی می‌توان گفت دراین زمینه به ما کم‌لطفی هم شده است. این در حالی است که انتظار می‌رود جامعه جهانی به شعارهایی که درباره حفظ سرمایه‌های فرهنگی و میراثی کشورها می‌دهد وفادار بماند. 
   
دشمن باوجود داشتن نشان سپرآبی ابنیه‌های تاریخی را هدف قرارداد 

وظیفه سازمان‌هایی مانند یونسکو، ایکوموس، ایکوم و...حفاظت از موزه‌ها در سراسر دنیاست. هرکدام ازاین سازمان‌ها دراین ارتباط از کمیته‌ها و منشورهای تخصصی برخوردارند و یادآوری می‌کنند که به وقت بحران، چه کارهایی می‌توان برای حفاظت بناهای تاریخی انجام داد. داشتن سپرآبی که پیش‌تر هم به آن اشاره کردم یکی ازاین کارهاست که به مثابه هلال احمر برای آثار تاریخی می‌ماند و با نصب آن بر بام بناهای تاریخی، این پیام به دشمن متبادر می‌شود که فلان بنا مانند بیمارستان باید از آسیب‌های جنگ مصون بماند. باوجود این که بسیاری از موزه‌های ما دارای این نشان بوده‌اند ولی باز هم درجنگ اخیر، شاهد حملات گسترده‌ای به این ساختمان‌ها بوده‌ایم. نمونه آن مجلس سناست که یک بنای شاخص به شمارمی‌رود و حملات موشکی به‌طورکلی این بنا را تخریب کرده است.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها