بلعیدن ایران

با آمریکا کنار نمی‌آییم، زیرا یک معامله برد برد درکارنیست، به مذاکرات تن نمی‌دهیم، زیرا مشکلات مان با آنها حل نمیشود، اما چرا؟
کد خبر: ۱۵۴۷۸۲۹
نویسنده دکتر احمد دردشتی

نکته نخست این است که ببینیم مسائل ما با آمریکا چیست و آیا اساسا می‌توانیم با خواسته‌های آمریکا کنار بیاییم؟ خواسته‌های آمریکا سه سطح دارد که ما با هیچکدام از سه سطح آن نمی‌توانیم کنار بیاییم؛ چون کنار آمدن با هرکدام از خواسته‌های آمریکا به معنای نابودی ایران با دست خودمان است. سطح اول خواسته‌های آمریکا نابودی صنعت هسته‌ای، حتی در حد راکتور‌های آزمایشی؛ از بین بردن توان موشکی و پهپادی و دست کشیدن از نفوذ منطقه‌ای است.

 البته بهانه آمریکا آن است که ایران ممکن است بمب هسته‌ای بسازد و امنیت آمریکا را تهدید کند؛ در حالی که ایران نه تنها رسما اعلام کرده به دنبال ساخت بمب هسته‌ای نیست، بلکه ساخت سلاح هسته‌ای با مبانی، اصول و ارزش‌های جمهوری اسلامی مغایر است.

آژانس انرژی هسته‌ای هم تاکنون هیچ نشانه و مدرکی دال بر تلاش یران برای ساخت بمب هسته‌ای نیافته‌اند. حال پرسش این است که آیا ما می‌توانیم با این خواسته‌های آمریکا کنار بیاییم؟ یقینا چنین چیزی ممکن نیست، زیرا نابودی توان موشکی و پهپاد که مهم‌ترین سپر دفاعی ایران است، به معنای خلع سلاح شدن در برابر دشمن و آمادگی برای نابودی بوسیله آمریکا و اسرائیلی است که به انواع سلاح‌های راهبردی مانند سلاح هسته‌ای مجهزند و هیچگونه محدودیت اخلاقی و قانونی برای تجاوز نکردن به دیگر کشور‌ها را هم برای خود قائل نیستند. 

نابودی صنعت هسته‌ای به معنای از بین بردن میلیارد‌ها دلار سرمایه‌گذاری انسانی، اقتصادی و تکنولوژیک و وابسته کردن همیشگی کشور به کشور‌های غربی و به خطر انداختن امنیت و منافع ملی بلند مدت کشور است. صنعت هسته‌ای جزء صنایع مادر به حساب می‌آید و مصارف گوناگونی در حوزه‌های پزشکی، مهندسی، محیط زیست، داروسازی، هوافضا، برق، سوخت و مانند آن دارد و دست برداشتن از این صنعت بومی، موجب محرومیت شدید ایران از میلیارد‌ها دلار سرمایه و منافع اقتصادی است. 

متحدان منطقه‌ای ایران مانند حزب الله لبنان، انصارالله یمن و حزب الله عراق نیز در واقع نیرو‌های دفاعی ایران در برابر توسعه‌طلبی اسرائیل، در خارج از مرز‌های کشور و به مثابه کمربند امنیتی ایران است و دست‌برداشتن از آن، در واقع، به معنای پذیرش احتمال تجاوز زمینی به کشور است. 

سطح دوم خواسته‌های آمریکا به رسمیت شناختن اسرائیل و ورود در طرح‌های امنیتی آمریکا مانند طرح ابراهیم، طرح صلح غزه و در واقع پذیرش هژمونی اسرائیل در منطقه است. بدیهی است که پذیرش اسرائیل به عنوان یک دولت مشروع و ورود در طرح‌های امنیتی آمریکا، به معنای دست برداشتن از استقلال سیاسی و امنیتی و تن دادن به هرگونه تجاوز احتمالی به کشور در آینده است. علاوه بر این به رسیمیت شناختن اسرائیل یعنی تأیید کردن ۸۰ سال اشغالگری، تجاوز، کشتار، شکنجه و آواره ساختن فلسطینیان و لبنانیان بی‌گناه. آیا هیچ انسان آزاده، با شرافت و باوجدانی چنین ننگی را می‌پذیرد؟! چه رسد به انسان مسلمان و معتقد به خدا و قیامت.

سطح سوم خواسته‌های آمریکا که خواسته اصلی آن است، تجزیه ایران به شش یا هفت کشور کوچک و ایجاد دولت‌های ضعیف، وابسته و فقیر، که در همه امور به اسرائیل و آمریکا وابسته و محتاج باشد و هیچگونه خطری برای سلطه نامشروع آمریکا نداشته باشد. علاوه بر این تجزیه ایران یعنی تسلط همیشگی آمریکا بر منابع نفت و گاز ایران که در حال و آینده، مهم‌ترین منابع ثروت ملی است.

خلاصه آنکه خواسته‌های آمریکای زورگو نه پایان‌پذیر است، نه منطقی و نه شدنی. آمریکا در حقیقت با موجودیت ایران، بعنوان یک کشور و ملت بزرگ و اثرگذار در صحنه منطقه و جهان مشکل دارد و خواهان نابودی تدریجی یا تضعیف و کنترل ایران است.

newsQrCode
برچسب ها: مذاکره
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها