گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
اولا با شهادت امام شهید، نهاد امامت و ولایت فقیه در ایران نه تنها تضعیف نشده که تقویت نیز شده است و ثانیا با شهادت گروهی از مقامات لشگری و کشوری نه تنها نظام جمهوری اسلامی دچار فروپاشی نشده که شادابتر و چابکتر شده است و ثالثا با حملات تروریستی آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران نه تنها مردم در مقابل نظام جمهوری اسلامی قرار نگرفتهاند که در کنار آن ایستادهاند و قریب به یک ماه است که هرشب در خیابانها تظاهرات میکنند و به نفع اسلام و قرآن و جمهوری اسلامی شعار میدهند و از طرف دیگر این حملات نه تنها تسلط آمریکا را بر منطقه بیشتر نکرده که بسیاری از پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه هدف قرار گرفته و آسیب دیدهاند و جنازههای افسران و سربازان آمریکائی روی دست ارتش آمریکا قرار گرفته و هواپیماهای غول پیکر ارتش آمریکا از پایگاههای آمریکا در نقاط مختلف جهان به خاورمیانه مهمات میآورند و از خاورمیانه به آمریکا جنازه میبرند و خلاصه روند حوادث آنچنان نیست که مورد انتظار برخی از شیوخ عرب بود. چرا محاسبات سیاستمداران غربی - عبری - عربی غلط از آب در آمد؟ برای اینکه این سیاستمداران همذات پنداری میکردند.
آنها میدانستند که رژیمهای پادشاهی عربی اگر مورد حمله خارجی قرار گیرند برای مردم این کشورها مجالی برای نفس کشیدن و ابراز وجود کردن بوجود میآید و این رژیمها بناچار فرو میریزند در حالیکه جمهوری اسلامی فرزند ملت ایران است و مردم به آن احساس دلبستگی و حتی وابستگی میکنند و پدرانه و مادرانه از آن دفاع میکنند. پدر و مادر حتی اگر از فرزند خود دلخوری هائی داشته باشند ولی حاضرند جانفشانی کنند تا فرزندشان آسیب نبیند. در این شرایط چه گزینه هائی پیش روی شیوخ عرب است؟ بنظر میرسد چنین گزینه هائی برای شیوخ عرب وجود داشته باشد: یکم؛ صبر و انتظار به این معنی که شیوخ عرب دست روی دست بگذارند تا ببینند نتیجه حنگ چه میشود. نتیجه جنگ از دو صورت خارج نیست یا آمریکن صهیونیستها پیروز میشوند و یا شکست میخورند. اگر پیروز شوند چهره آسیای غربی عوض خواهد شد و اسرائیل بزرگ تشکیل خواهد شد و تمام منابع نفت آسیای غربی از باکو تا قطر در ان قرار خواهد گرفت و بساط تمام پادشاهیها و شیوخ عرب جمع خواهد شد و شیوخ عرب باید بساط خود را جمع کنند و در گوشهای به گذران زندگی تن در دهند و اگر صهیوامپریالیستها شکست بخورند و از این منطقه بروند موجی از آزادی خواهی منطقه را فرا خواهد گرفت و بساط سلطنتهای غیر مردمی برچیده خواهدشد و باز شیوخ عرب بسختی میتوانند در شرایط جدید جایگاهی داشته باشند مگر آنها که از پیش رابطه بهتری با انقلاب اسلامی بر قرار کرده باشند.
گزینه دوم: ورود رسمی به جنگ به امید سهم خواهی از آمریکن صهیونیستها پس از جنگ. این گزینه نیز گزینه خطرناکی است، زیرا ورود رسمی آنها به جنگ دست نیروهای انقلاب اسلامی را باز میگذارد تا نه تنها صهیوامپریالیستها را از منطقه برانند که شیوخ و پادشاهانی که نیابتا از طرف غرب بر مردم حکومت میکنند را نیز مجازات کنند و چه بسا آنها را زودتر از موعد فعلی به آن دنیا بفرستند گزینه سوم: اعلام بی طرفی عملی در جنگ و بستن تمام پایگاههای خارجی در کشورشان و جلوگیری از حمله از خاکشان به بلاد اسلامی از جمله جمهوری اسلامی ایران. این گزینه، گزینه خوبی است ولی عملی نیست، زیرا آمریکائیها و صهیونیستها با اجازه آنها نیامدهاند تا با دستور آنها بروند و شیوخ و پادشاهان عرب از طرف صهیوامپریالیستها حکومت میکنند و اگر به آمریکائیها بگویند از کشور ما بروید آنها خواهند گفت خودتان بروید به جهنم و از جلوی چشم ما دور شوید. گزینه چهارم: پیش بینی و پیشگیری از عواقب نا مطلوب: شیوخ و پادشاهان عرب از حالا باید بفکر اینده باشند و در اندیشه انتقال به نقاط امن در اروپا و آمریکا و استرالیا باشند.
آنها میتوانند جزایری را در اقیانوس اطلس و یا اقیانوس آرام و یا اقیانوس هند خریداری کنند و از آنها [با پذیرش مهاجرین متخصص و تحصیل کرده]، دولت - شهرهای مدرن و پیشرفته بوجود آورند. چه اشکالی دارد جزایر قناری در اقیانوس اطلس را پادشاهی سعودی از بریتانیا خریداری کند و کاخ سلطنتی خود را به آنجا منتقل کند و در آنجا حکومتی مدرن و پیشرفته داشته باشد و خود را از دورنمای تاریکی که در مقابل آن قرار گرفته دور کند؟ هم چنین سایر شیوخ و پادشاهان عرب میتوانند جزایری را در دریاها و اقیانوسهای جهان خریداری کنند و در آنها دولت-شهرهای کوپک و چابک بوجود آورند و در کمال امنیت و آسایش زندگی کنند. چنین تصمیمی نیاز به دوراندیشی و شجاعت دارد و تردید در آن مینواند شیوخ عرب را ناگهان در موقعیتی قرار دهد که از آن هراس دارند.
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد