سوگ ما تاریخی است
هرچند اعلام خبر شهادت رزمندگان اسلام در جبهههای حق علیه باطل هنوز در گوشهایمان بود اما روزی مثل همین ایام و در خرداد سال ۶۸ بود که مردم از رادیو و تلویزیون و با چشمانی اشکبار شاهد اعلام خبر رحلت امام خمینی، رهبر کبیر انقلاب بودند. محکم اما لرزان خوانده شد: «روح خدا به ملکوت اعلی پیوست.» آن زمان، شبکه خبر هنوز نبود؛ اخبار رسمی از طریق اخبار ملی شبکه یک اعلام میشد و البته آن روزها تهیه تصاویر حضور مردم عزادار در خیابانها، فریادهای یاحسین عزاداران، و اشک مجریانی که دیگر توان ادامه نداشتند، اولین تمرین رسانهملی برای روایت اندوهی فراگیر بود. خیابانها سیاهپوش شدند و روز بعد تلویزیون به تریبون تسلیت یک ملت بدل شد.
خبرهایی که خون در گلو داشت
همانطور که گفته شد چند سال پیش و پس از آن نیز خبر شهادت چهرههایی چون آیتالله مدنی، آیتالله دستغیب، آیتالله صدوقی و آیتالله اشرفی اصفهانی ـ شهدای محراب ـ از رادیو و تلویزیون به گوش مردم رسید. آن اعلامها ساده نبودند؛ گویندهها جملات مکتوب را با صدایی پر از خشم و دلدادگی میخواندند، در پس هر جمله بغضی بود که وانمود میکرد رسمی است، اما درواقع، تسلیم احساسات بود. اجتماعات عزادار پیرامون مسجدها و بیت علما جمع شد، تلویزیون بر پخش تصاویر سوگوار تمرکز داشت، و در قاب کوچک سیاهوسفید آن روزگار، اشک مردم روشنتر از همه چیز ثبت شد.
از خبر تلخ تا همصدایی ملی
سالها گذشت و رسانهملی ساختارمندتر شد؛ شبکه خبر در آغاز دهه ۸۰ تأسیس شد تا لحظهبهلحظه تحولات کشور را نمایش دهد. از آن روزها به بعد، اعلام هر حادثه ملی، با صدای آرام و تصویر «خبر فوری» آغاز میشد. این رسم ماند تا عصر دیجیتال نیز رسیده بود که ناگهان بار دیگر دل مردم لرزید؛ این بار با خبری که از صداوسیما آغاز شد اما در چند دقیقه تمام شبکههای اجتماعی را فتح کرد: سیدابراهیم رئیسی، رئیسجمهور ایران، و همراهانش در سانحه هوایی به شهادت رسیدند. گوینده شبکه خبر، آرام حرف میزد، اما در جمله آخر، بغض شکست. صدای نفس عمیق در استودیو شنیده شد و سکوتی چندثانیهای پدید آمد. بلافاصله، شبکههای دیگر ازجمله شبکه یک، دو، سه قرآن پخش کردند، پس از آن نشانه سیاه در گوشه تصویر هویدا شد و نوای سوزناک مناجات پخش گردید.مردم دراستانهای مختلف خودجوش بیرون آمدند، میدانها تبدیل به حسینیه شد.همان شب، خبرنگاران استانی،با گلوهای گرفته، ازمیادین اصلی شهرهاگزارشهای زنده گرفتند.
خبر از بیروت تا تهران
مردم ایران بنابر حکم اسلام عضوی از جامعه عظیمی، به اسم امت واحده اسلام نیز هست و این امت واحده در سالهای اخیر داغها دید و تلاش کرد به رسم سیدالشهدا خم نشود. بعد از شهادت آیتالله رئیسی زمان زیادی نگذشته بود که ناگهان خبر شهادت سیدحسن نصرالله، دبیرکل حزبالله لبنان از شبکه خبر قرائت شد.مجری آن ساعت با صوتی لرزان گفت: «مرد مقاومت، به وعده خودبا خدارسید.»هرچند این رویداد درخارج از مرزهای ایران رخ داده بود اما انعکاس آن در رسانهملی، چیزی جز فقدان یکی از چهرههای جهاد و ایستادگی برای ایرانیان نبود. در آن زمان رسانهملی تلاش کرد گزارشی ویژه و همهجانبه از مراسمات داشته باشد. از آنجمله برنامههای گفتوگومحوری بود که با کارشناسان مقاومت برگزار شد و رنگ سوگ و حماسه داشت. همان شب در قم، مشهد و تهران مراسمهای سوگواری برقرار شد و در صحن مطهر رضوی زائران و مجاوران حضرت به زبانهای فارسی و عربی موجی از شعارها سر دادند که در صداوسیما بازتاب گسترده پیدا کرد.
و اما بامداد ۱۰ اسفند ۱۴۰۴
شبکه خبر بار دیگر، مأمور خواندن دشوارترین جمله تاریخ رسانه ایران شد: « انا لله و انا الیه راجعون...». نشان سیاه عزا در گوشه تصویر آهسته نشست و با وجود احتمالاتی که داده میشد مردم ایران در بهت از دست دادن رهبری نشستند که بیش از هر چیز پدر ایران بود. هیچ نوایی یارای تسکین نداشت و فقط صدای بغض مهدی خسروی، حسن سلطانی، حامد عسکری و دیگر مجریان و گویندگان بود که در شبکههای مختلف با اعلام این خبر شانههای ایران را لرزاند. باورمان نمیشد، نمیشود، نخواهد شد که بزرگمان، تکیهگاهمان را شقیترین اشقیا از ما گرفت. هرچند که ایشان نقل به مضمون میگفتند: این اخبار ناامیدتان نکند، اینها هم بخشی از مسیرند.
در همان ساعات اولیه رسانهملی تبدیل شد به عزاخانه ایران؛ تصاویر حضور مردم در سطح شهرهای مختلف روی صفحه تلویزیون نشست. مردم سیاهپوش، با چهرههایی مبهوت و خیس از اشک، در سکوتی سنگین در میادین و خیابانهای اصلی جمع شده بودند. در هر گوشه صدای صلوات همهمه میکرد، مداحان سرشناس بغضآلود و اشکریزان و با صدایی لرزان نوحههایی از «وداع ولایت» خواندند. هنوز ساعاتی نگذشته بود که از استودیوهای مراکز استانها، تصاویر جمعیتهایی پخش شد که بیاختیار به خیابانها ریخته و شعار «لبیک یا خامنهای» سر میدادند. در شبکه خبر، قاب کوچک تصویر، پر از صحنههایی بود که بغض را به تصویر بدل میکرد: پدرانی که کودکان خود را در آغوش گرفته و پرچم ایران در دست داشتند؛ زنان محجبهای که در دل جمعیت بر سر و سینه میزدند؛ و جوانانی که سکوتشان از هزار حرف پرمعناتر بود.
جریان رسانهای عزای ملی
آنچه امروز رسانه ملی رابا گذشته متفاوت کرده، پیوند لحظهای شبکهها و بازتاب همزمان احساس مردم بود. از لحظه اعلام خبر تا ساعتهای بعد، شبکه خبر به مرکز انتشار تصویر وحدت ملی بدل شد. در پایین تصویر نوار زندهای از تسلیت شخصیتهای سیاسی و فرهنگی پخش میشد، همزمان ارتباط زنده با مراکز استانها برقرار بود تا پوشش عزاداریها، گستره عواطف را بهنمایش بگذارد.میدان انقلاب تهران به کانون سوگ بدل شد. مداحان معروف کشور یکی پس از دیگری آمدند و خواندند؛اشعار وداع با رهبری،رثایی ازجنس غربت اما آمیخته با سربلندی داشت. درصحنههایی که رسانهملی پخش میکرد، دیده میشد که مردم با دستنوشتههایی در دست، از ایمان و ادامه راه میگفتند. گویی تلویزیون ایران دوباره همان رسالت نخستین خود را بازیافته بود: روایت همبستگی مردم در سنگینترین لحظههای تاریخ.
وقتی رسانهها یکی شدند
در این میان، شبکههای رادیویی نیز همزمان به پخش تلاوت آیاتی از قرآن و نوای حجازی پرداختند. شبکههای اجتماعی داخلی بخشهایی از صدای مجریان را بازنشر کردند، صداهایی که لرزششان نه از ضعف حرفهای، بلکه از سوز یک باور بود. در قاب رسانه، بغض تکرار شد، همچون شب رحلت امامخمینی، همچون شب شهادت رئیسجمهور، همچون خبر شهادت سیدحسن نصرالله. هر نسل با صدای گویندهای به یاد میآورد که روزی «ایران» در قاب تلویزیونش گریسته است.
استمرار در روایت ایمان
تصاویر تلویزیون هنوز هم نشان ازیک سوگ و عزای جمعی دارد. پرچمهای مشکی برفراز ساختمانها بالا رفته است. تصاویر پهپادی صداوسیما شکوهی کمنظیر را نشان میدهد. مردان وزنان درسنین و پوششهای مختلف ذکرگویان و با چهرههای محزون هرکدام گوشهای از خیابان نشستهاند. برخی عکس رهبری را در دست دارند. دیگرانی پرچم بر دوش بستهاند و یاحسینگویان بهت و اندوه خود را ابراز میکنند. خبرنگاران و عکاسان در میان جمعیت حرکت و احساسات مردم را ثبت میکنند. از استودیوهای استانی، گزارشهایی از حرم مطهر رضوی، حرم حضرت معصومه(س) و مساجد جامع مراکز استانها روی آنتن میرود. در همه تصاویر، وحدت، غم و امید توأمان دیده میشود. تصاویری که مانند ارتحال امام قرار است در ذهن و قلب تاریخ به یادگار بماند و شقاوت دشمنان را فریاد بزند و در کارنامه رسانه ملی ثبت شود.