رسانه در این لحظه، نه دعوتکننده به مشارکت جمعی بلکه همراهی آرام و کمصداست. اهمیت برنامههای سحرگاهی دقیقا از همین همراهی ناشی میشود. این برنامهها بهجای آنکه رخداد بسازند، فضا خلق میکنند؛ فضایی برای تمرکز، تأمل و آمادهسازی ذهن و روح برای روزی که با محدودیت، خویشتنداری و توجه درونی تعریف میشود. یکی از برنامههای پرمخاطب سحرهای امسال تلویزیون، برنامه ماه خدا از شبکه یک سیماست که با اجرای حسن سلطانی روی آنتن میرود.
عمران صاحبجمعیان، تهیهکننده این برنامه، درباره رویکرد این برنامه به جامجم میگوید: «ماه خدا» و برنامههای سحرگاهی عمدتا قالب ثابتی دارند و مجریمحور هستند. تنوع و تغییرات این برنامهها میتواند در آیتمهای آنها تعریف شود که آن هم مدت زمان کوتاهی از کلیت برنامه را در برمیگیرد.
او ادامه میدهد: امسال اولین باری است که تهیهکنندگی برنامه «ماه خدا» را برعهده دارم. البته سال گذشته در گروه معارف شبکه یک بهنوعی دیگر در برنامه سحرگاهی دخیل بودم. برنامه «ماه خدا» حدود ۱۱۰دقیقه است و گاهی کمتر و بیشتر میشود. امسال سعی کردیم در ساختار و فرم تغییراتی داشته باشیم. دکور برنامه را متفاوت انتخاب کردیم و حالا قضاوت برعهده مخاطب است.
تنوع در سخنان علما در سحرگاه
از منظر رسانهای، برنامههای سحرگاهی حامل نوعی اخلاق اجرا هستند. لحن آرام، ریتم کند، پرهیز از گفتوگوی پرحجم واستفاده محدود ازعناصر تصویری ویژگی اینگونه برنامههاست.تکیه بر کلام معنامحور-اعم از تلاوت قرآن، دعا، مناجات یا گفتارهای کوتاه تأملی-نه از سر فقر تولید میشود بلکه برخاسته از درک درست موقعیت سحر است؛ موقعیتی که در آن، اغراق فرمی یا شور نمایشی نهتنها زائد بلکه مخرب است. از نظر فرهنگی نیز استمرار برنامههای سحرگاهی نقش مهمی در حفظ حافظه جمعی رمضان ایفا میکند. برای بخش بزرگی از مخاطبان، تجربه سحر با صداها، لحنها و الگوهای ثابت رسانهای گرهخورده است؛ تجربهای که هر سال تکرار میشود و نوعی حس ثبات و اطمینان ایجاد میکند. این ثبات-بهویژه در سالهایی که جامعه با ناپایداریهای روانی و اجتماعی مواجه است - اهمیتی دوچندان مییابد. ازاین رو عمران صاحبجمعیان تهیهکننده برنامه «ماه خدا» با اشاره اینکه با استفاده از گروه مختلفی از کارشناسان تلاش کرده تا مضامین مطرح در برنامه متنوع باشد، میگوید: اگرچه بخش سخنان علما از روتین برنامههای سحرگاهی بوده و هست اما امسال از کارشناسان متفاوتی نسبت به سالهای قبل استفاده کردهایم که قاعدتا سخنانشان نیز تنوع ایجاد خواهد کرد.
لزوم ایجاد ساختار جدید در برنامههای معارفی
باید تأکید کرد که ارزش برنامههای سحرگاهی در دیده شدن یا رقابت نیست. این برنامهها قرار نیست پربازدیدترین یا پرگفتوگوترین محصولات رمضانی باشند. اهمیت آنها در ایفای نقشی است که کمتر دیده میشود اما عمیقا اثرگذار است. تنظیم ریتم معنوی روزهدار، حفظ پیوند رسانه با سنت دینی و احترام به سکوت معنادار سحر این نقش را تأثیرگذار میکند. هر رسانهای که این نقش را جدی بگیرد درواقع به یکی از اصیلترین کارکردهای خود وفادار مانده است. در همین رابطه صاحبجمعیان معتقد است باید بودجه ثابتی در سال به پژوهش و رسیدن به ساختارهای جدید و متنوع در برنامههای معارفی اختصاص داده شود.
وی با اشاره به ضرورت تولید برنامههای معارفی میگوید: بهنظرم باید یک بودجه ثابت سالانه برای گروه معارف شبکههای مختلف در نظر گرفته شود و با آزمون وخطا درساختارها ومضامین برنامهسازی به رویکردهای نو و پرمخاطبی در این جنس برنامهها برسیم؛ کاری شبیه برنامهای مثل «محفل» که البته برای ساخت و تبلیغ آن میلیاردها تومان هزینه و وقت زیادی صرف شده است. درغیر این صورت اگر در بازه زمانی کوتاهی تا ماه رمضان هرسال دست به برنامهسازی بزنیم، با تکرار مواجهمیشویم.
«ماه خدا»؛ نمونهای از اخلاق سحرگاهی
«ماه خدا» یکی از باسابقهترین و تثبیتشدهترین برنامههای سحرگاهی تلویزیون است که هویت خود را نه از تنوع فرمی و نه از چهره محوری بلکه از پیوستگی آیینی و ثبات معنایی میگیرد. این برنامه، در ساعتهایی روی آنتن میرود که مخاطب درآستانه امساک، دروضعیتی میان خواب و بیداری و اغلب درخلوت فردی قرار دارد؛ وضعیتی که منطق رسانهای خاص خود را میطلبد و این برنامه دقیقا براساس همین منطق طراحی شده. شاید به همین دلیل است که صاحبجمعیان اعتقاد دارد یکی از نکات برنامههای معارفی، انتزاعی بودن آنهاست.
وی بیان میکند:مصداقسازی در اینگونه برنامهها اهمیت زیادی دارد وهمچنین نیازمند پژوهش مفصل دربرنامهسازی است که در این زمینه منابع زیادی در دسترس داریم اما وقتی زمان کمی به تولید اختصاص یابد،عملا شاید نتوان کار جدی کرد.
از حرفهای این تهیهکننده سیما میتوان نتیجه گرفت که اهمیت «ماه خدا» را باید در تمایز روشن آن با ویژهبرنامههای افطار جستوجو کرد. اگر افطار زمان اجتماع، گشودگی و آیین جمعی است، سحر زمان تمرکز، انضباط درونی و آمادگی ذهنی برای روزهداری است. «ماه خدا» با پرهیز از الگوهای مرسوم افطاری، از گفتوگوی پرحجم گرفته تا ریتم نمایشی، این تمایز را حفظ کرده و به منطق زیستی و روانی سحر وفادار مانده است. شاید به همین دلیل است که در این برنامه، سکوت، مکث و تداوم به اندازه کلام اهمیت دارند.
از منظر رسانهای «ماه خدا» نمونهای از اخلاق سحرگاهی اجرا در تلویزیون است؛ اخلاقی مبتنی بر کمگویی، احترام به خلوت مخاطب و پرهیز از خودنمایی رسانه. این رویکرد-بهویژه در سالهایی که تلویزیون بهسمت شلوغی فرمی و رقابت برای دیده شدن حرکت کرده-اهمیت مضاعف پیدا میکند. «ماه خدا» نشان میدهد در سحر، دیده نشدن پررنگ، گاه نشانه درک درست موقعیت است.
«ماه خدا» بیش از آنکه یک برنامه مناسبتی باشد، بخشی از حافظه سحرگاهی رمضان در تلویزیون ایران است. تکرار سالانه، ثبات ساختاری و وفاداری به یک الگوی مشخص، این برنامه را به مرجعی آشنا برای مخاطبانی تبدیل کرده که سحر را با صدا و ریتم خاصی تجربه میکنند. ارزش «ماه خدا» دقیقا در همین استمرار آرام نهفته است؛ برنامهای که قرار نیست هیجان بسازد بلکه وظیفهاش تنظیم ریتم معنوی آغاز روز است.
به باور تهیهکننده برنامه «ماه خدا» زمان سحر موقعیت مناسبی برای جذب مخاطب است چراکه این زمان قاعدتا مخاطبانی دارد که با هدف از خواب بیدار میشوند و همانطور که منتظر رسیدن ماه رمضان هستند، ویژهبرنامههای تلویزیونی این ماه را هم دنبال میکنند. ایجاد تغییراتی اساسی در ساختار برنامههای رمضان سیما شاید ابتدا با ریزش نسبی مخاطبان همراه باشد اما بهنظرم در سالهای بعد موفقیتآمیز خواهد بود.
برنامههای سحرگاهی ماه رمضان از دیروز تا امروز
برنامههای سحرگاهی ماه رمضان از قدیمیترین و ریشهدارترین قالبهای مناسبتی در تلویزیون ایران بهشمار میآیند؛ قالبی که از همان سالهای نخست شکلگیری تلویزیون با هدف همراهی معنوی مخاطب در آستانه امساک طراحی شد و بهتدریج به یک سنت تثبیتشده رسانهای تبدیل گردید. سحر بهعنوان زمانی حداقلی، آرام و مبتنی بر خلوت فردی، از ابتدا منطق تولید متفاوتی را نسبت به دیگر ساعات پخش طلب میکرد؛ منطقی که بر سکون، تداوم و پرهیز از هیجان استوار بود. دهه ۱۳۸۰ را میتوان دوره تثبیت هویت برنامههای سحرگاهی دانست. در این دوره، برخی برنامهها با نام و ساختار مشخص، بهصورت سالانه روی آنتن رفتند و حافظه شنیداری_بصری مخاطب را شکل دادند. انتخاب لحن آرام، موسیقی حداقلی، تصویرسازیهای ساده و تأکید بر استمرار، به الگوی غالب سحرگاه تبدیل شد. تفاوت این برنامهها با دیگر ویژهبرنامههای رمضانی نهتنها در زمان پخش بلکه در اخلاق رسانهای آنها تعریف میشد. در سالهای اخیر با وجود تغییرات گسترده در ذائقه رسانهای و افزایش رقابت برای دیده شدن، برنامههای سحرگاهی عمدتا از ورود به فضای شلوغ و نمایشی پرهیز کردهاند. این مقاومت در برابر تغییرات شتابزده، نشاندهنده درک یک واقعیت مهم است: سحر زمان ثبات است نه نوآوریهای پرریسک. مخاطب در این ساعت، بیش از تنوع، به آشنایی و تداوم نیاز دارد.