دانشگاه، سینما، احزاب غربگرا 

می‌توان بی‌درنگ با یک نگاه چندوجهی و با لایه‌هایی تو در تو، درخصوص مسائل گوناگون ایران موافق بود، اذهان ناتوان از عبور از سطح عمومی و همگانی ادراک یک مسأله، قادر به ژرف‌بینی و تشخیص پیچیده علل درد مزمن و در نتیجه درمان موثر آن نیستند. 
کد خبر: ۱۵۴۴۴۸۶
نویسنده احمد میراحسان

اما این خطر سطحی‌نگری و نگرش تک‌بعدی، تنها معضل کنونی معرفتی در جامعه پرتکاپو و جوشان ایران نیست بلکه ممکن است دیدگاه‌هایی با وجود ناظر بودن بر عمق پیچیدگی بحران، خود باز به علل غفلت از حقیقت بنیانی چالش‌ها، خطر‌های بزرگ‌تر شناختی ترکیبی بسیار غریبی بسازند.

اگر پایه فلسفی و هستی‌شناسی نگرش ما آلوده به تمدنی ذاتا گرفتار بحران معرفتی _ وجودی عصری بحران‌زا باشد، مطمئن باشید با فوق‌العاده‌ترین هوشمندی هم در چاچوب آن نگاه، نخواهید توانست نه درک درستی از پدیده‌هایی مثل ماجرای ایران و انقلاب اسلامی و گذار کنونی جهان و گسست‌های ارزشی تحت‌تاثیر یک موقعیت هجو جهان پسامدرن پیدا کنید و نه راه‌حل درستی جز تسلیم یا گریز درویشانه از جهان، برای آن بیابید. 

اساتیدی در اعماق قلبم دارای احترام بی‌حسابی هستند، اما با این همه باید بگویم جای خالی ادراک وجود شناختی معطوف به طنین و تصادم ندای سرچشمه هستی برابر سد صدا‌های دنیایی و دیواره متحجر مدرنیته در ایران امروز، خود مهم‌ترین مشکلات‌شان در فهم صحیح شکاف‌ها و چالش‌های درونی ایران و البته جهان است.

وجود جاری غیب در مسائل عالم شهاده روزمره ما، اگر در چشم انسان غرق دنیا، مشتی مفهوم انتزاعی و بی‌اثر در ماجرای ایران و جهان باشد، در اصل دلیلی بر صحت این دیدگاه و نفی نقش عظیم جهانی آن در شناخت درست واقعیت‌ها و بحران‌ها و جدال‌های زندگی ایرانی و جهانی نیست. این پایه ادراک ماهیت بحران گذار جهان کنونی از مدرنیته به پسامدرنیته نه سبب ندیدن انواع اغتشاش و بلبشو و بی‌نظمی و انضباطی‌های درون حکمرانی جهان و ایران می‌شود و نه قصد توجیه ناتوانی‌های عینی و ذهنی، مفهومی و ساختاری ما را در درک درست و اداره استوار کشتی متلاطم وطن دارد.

فقط از این منظر، حقیقت بحران‌زایی زیر پا نهادن تنها حقیقت معتبر هستی و نقش این نابینایی، در نابسامانی و بحران‌زایی بنیادین جدید و جهل و سرگشتگی عمیق‌تر در درک علت اصلی بحران مورد توجه قرار می‌گیرد.

با لحاظ حقیقت هستی ما ناگزیر خواهیم بود به رویداد‌ها به گونه دیگر بنگریم و دچار فریب علم ناقص در نفی اثر ایمان و معرفت به ارتباط عالم غیب و عالم شهاده‌ای نشویم که معنایش درک توحیدی از مسائل انسان هبوط کرده بر زمین است و بدون آسمان و ادامه عالم غیب دردش درمان نمی‌شود. از منظر انسان ایرانی انقلابی مومن به عالم غیب و ذات و سر چشمه وجود یعنی انسان در حال جهد و استقامت علیه خطای اصلی معرفتی انسان و علیه تحجر و دیواره بینش دنیوی امروزین بازگشت به وحی تنها راه نجات جهان در هر کنش خرد و کلان و فردی و اجتماعی است.

انسان مقاوم در برابر غلط فاحش مدرنیته و عقل و جهان خودبنیان و طبعا ادامه زنده‌اش پسامدرنیته است که قادر است فردی و اجتماعی از بحران جهانی عبور کند و کفر و ظلم شیطانی و باطل حاکم می‌خواهد مانع حق شود و با در دست گرفتن مهار تغییر همچنان، حکومت جور جهانی هولناک‌تری را رهبری کند.

انسان مومن می‌داند با فائق آمدن به هجو نیست انگاری پسامدرن است که، نخستین گام بنیانی در حل مسائل دنیای امروز را می‌توان برداشت؛ و راه‌حل مسائل جاری انسان، مرتبط به عالم غیب است و عدم ایمان همان عامل بزرگ ایجاد اختلال در دستیابی به فهمی رهایی‌بخش است. ممکن است دید الحادی بپرسد، مشکل ما درست اداره نکردن امر انضمامی، یعنی ساختن این سوزن، این دبستان، این اعتراض، این گفت‌و‌گو، این بشکه نفت. است.

این چه ربطی به هستی‌شناسی غیب دارد. در اداره یک دولت، یک کارخانه و یک خانه دارد؟ تازه این خطای فهم و اداره نادرست متعلق به همین نظام است که اتفاقا دینی است و همین امر شاید سر منشأ بحران‌ها و گسست‌هاست؟! خواهیم دید اولا ربط وجودی دارد و ثانیا اتفاقا بحران‌های ایران با دو منشأ در هم جاری داخلی و خارجی، در همین زیر پا نهادن حقیقت ریشه دارد که هر دو همان فراموشی انوار هدایت و ولایت الهی و غرق شدن در ظلمات جهانی کفر است که این دو در محضر الهی هر دو یک چیزند نه دو چیز. چه نیروی مدرنیته پیرامونی و مخرب داخلی ما که زاده مدرنیته جهانی و سیطره قدرت زاده شده از آن است و چه خود مدرنیته جهانی و قدرت تمدنی و نظام سیاسی منبعث از آن و جهان مدرن و پسامدرن و نظام سیاسی و اقتصادی این فرهنگ، مطلقا بحرانش از ترک و گسست با همین ندای رب‌العالمینی و روح‌الامینی حاکم بر رمین و زمان بر می‌خیزد.

ایران عرصه ظهور تضاد‌های تمدنی، فراتمدنی و هستی‌شناختی است. این رویارویی البته در عین حال حامل حالات همه کشمکش‏های زیرمجموعه ایرانی این چالش آخرالزمانی هم هست.

اگر به وضع قدرت، تولید، دانش، تفکر، به وضع گسست، زایش، ریزش، به وضع عینی آموزش و پرورش، دانشگاه، ارز، سینما، بیمارستان، به موشک، جنگ ما، رسانه، مالیات، مقاومت احزاب، فردافرد ما و هر چیز کوچک و بزرگ ما و جهان و. بنگریم، عمیقا خواهیم دید اول، ربط وجودی فراموشی ندای هستی با بحران مدرنیته کانونی و غربی و نظام پیرامونی وضوح قطعی دارد و با رها کردن این ربط عالم غیب و شهاده، هیچ راه برون‌شدی از ظلمات زمین نیست و دوم آن‌که همه مشکلات داخلی این حکومت اسلامی آن است که به قول امام و رهبر معزز، هنوز اسلامی نیست و در درون حکمرانی و جامعه پشت پا زدن به قرار‌های انقلاب اسلامی با خدا به‌وسیله غربگرایی و تحجر نفاق‌آلود، سرچشمه بحران‌هاست و نقش کفر جهانی هم که مبرهن است. مشکل جمهوری اسلامی و بحران آن شهادت و حتی تکه پاره شدن عاشورایی نیست. این خود حیات سرشار است و خدا می‌داند چه می‌کند.

مشکل در جمهوری اسلامی آن است که ما نمی‌دانیم چه می‌کنیم و از دولت موقت تا دولت‌های هاشمی خاتمی، احمدی نژاد، روحانی و امروز مدام به ولایت الهی، ولایت قران، ولایت معصوم زنده عج و ولایت فقیه خیانت شده و شیاطین خارجی و داخلی مدام در راه به قتل رساندن اسلام و استحاله جمهوری اسلامی و نفی خدا در زندگی سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و اخلاقی و قلبی و فکری و روانی افراد و اقشار و اجتماع و کل ایران کوشیده‌اند و مدرن‌ها و التقاطی‌ها از مرحوم بازرگان‌ها و یزدی‌ها و امیر انتظام‌ها و مجاهدینی خلقی‌ها و مجاهدین انقلاب اسلامی‌ها و بنی صدر‌ها و مذهبی‌ترین شان آرمین‌ها و آقاجری‌ها و نبوی‌ها و حجاریان‌ها و چپ و راست تا امروز، همان نگرش سکولار و غربگرا و نولیبرالی و البته اسلام اترافی و اسرافی و واشرافی و متحجر و حجتیه‌ای و اسلام چپ و راست آمریکایی و دارای منافع رانتخوارانه کارش همین بوده است؛ و امر بحران زا همین گسست از امر خدا و عدم انجام‌تکالیفی بوده که بر عهده نظام اسلامی تعهد شده بود و با دولت‌ها و تخطی شد. در عجز جبری و عصری و غیر اختیاری، حتی پیامبران مسئول نیستند و مشیت الهی جاری است و باید شرایط خارج ار اختیار ما سیرش را بکند، اما آن چه که مورد مناقشه است اختیار ماست. اختیار هستی شناسی حاگم‌بر تفکر مدرن و‌پست‌مدرن و کفر و گسست از عالم غیب، جهان و ایران را بی تردید گرفتار تباهی خودکشی تمدنی می‌کند. شکاف و گسست از تمدن‌کفر، در انقلاب اسلامی مایه بیچارگی و فساد در زمین نشده، گسست از خدا، بوسیله ایدئولوژی‌ها و نظام‌های قدرت مدرن، جوامع غرب و کل جهان را گرفتار وضعیت مضطر کرده است.

اگر ربط بحران ما و جهان را با کنش فکری و اقتصادی و سیاسی و. کافرانه و ظاامانه در نیابیم با راه حل‌های مدرن و پسامدرن جز تعمیق بحران و دوزخ ظلم و ظلمت در زمین و بهت و گمگشتگی و تباهی به هیچ جا نخواهیم رسید.

اکنون‌دیگر یک جمله کافیست. به دانشگاه گسسته از خدا، سینمای گسسته از خدا و احزاب گسسته از خدا، دانش و متخصصان، سیاستمداران و هنرمندان و اساتید و روشنفکران و‌متفکران گسسته از عالم غیب در مدیریت وتفکر و هنر و سیاست کشور داری بنگرید، این بحران زایی آشکارا در خدمت سرمایه سالاری جهانی شیطنت بار و سردمداران عفن نظام قدرت یهودیت جهانی، و ابزار سرمایه صهیونیستی حاکم بر جهان، و کارگزاران ایرانی‌ی ترامپ‌ها و نتانیاهو‌ها و ماموران بحران زایی‌های اقتصادی و اجتماعی و سباسی و فرهنگی و اخلاقی و روانی، چه کسانی جز گسیختگان از عالم غیب هستند؟

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها