در شرایط پرتلاطم امروز، رسانههای اجتماعی به بخشی جداییناپذیر از زندگی روزمره ما تبدیل شدهاند. پلتفرمهایی مانند اینستاگرام، یوتیوب و تیکتاک با ویدیوهای کوتاه و محتوای فوری، سعی در جذب و نگهداشتن توجه کاربران دارند. اما برای ما نسل جوان با وجود جذابیت این محتواها، سوالاتی جدی در مورد تاثیر آنها بر رفتار، تفکر و تصمیمگیری افراد بهویژه جوانان به وجود آمده است. آیا این ویدیوها فقط لحظاتی از تفریح و سرگرمی هستند یا اینکه اثرات عمیقی بر روی ذهن و انتخابهای ما میگذارند؟
پژوهشهای اخیر در زمینه علوم اعصاب و روانشناسی نشان دادهاند که مصرف مفرط و اعتیادآور ویدیوهای کوتاه میتواند ساختار مغز را تغییر دهد و باعث شتاب در تصمیمگیریها و کاهش توانایی در ارزیابی ریسکها شود. طبق تحقیقات منتشر شده در مجله NeuroImage، فعالیت مغزی کاربران این پلتفرمها در بخشهایی از مغز که مسئول ارزیابی پاداش و تصمیمگیری هستند، تغییراتی را نشان میدهد. این تغییرات میتوانند به معنای حساسیت کمتر نسبت به زیانها و افزایش تمایل به انتخاب پاداشهای فوری در مقابل پیامدهای بلندمدت باشند. به عبارت دیگر، مصرف مداوم این محتواها میتواند ما را به سمت انتخابهای عجولانه و کوتاهمدت سوق دهد که ممکن است در درازمدت به زیانهای جدی منجر شود.
این روند هم در زمینه تصمیمگیریهای مالی و هم در جنبههای اجتماعی و روانشناختی نیز قابل مشاهده است. افراد در معرض این نوع محتواها بیشتر تمایل دارند که به جای توجه به جوانب مختلف یک موضوع، تنها به جنبههای سطحی و فوری آن پرداخته و بهسرعت درباره آن نظر بدهند. این امر باعث میشود که افراد نتوانند بهطور عمیق به مسائل نگاه کنند و در نتیجه، قدرت تحلیل و نقد خود را از دست دهند.
در کنار اینها، از آنجا که اکثر این ویدیوها بهطور شخصیسازی شده و بر اساس الگوریتمهای پیچیده طراحی میشوند، باعث میشوند که کاربران بیشتر به سمت محتوای مشابه و تکراری سوق پیدا کنند. این مسأله، نه تنها موجب محدود شدن افق دید افراد میشود، بلکه در بلندمدت ممکن است احساس یأس و ناامیدی در آنها ایجاد کند. بهویژه برای نسل جوان، که در حال شکلدهی به هویت و تفکرات خود هستند، این نوع محتواها میتوانند به تدریج افکار منفی و غیرواقعی نسبت به آینده بهوجود آورند.
در این شرایط، اهمیت سواد رسانهای بیش از پیش احساس میشود. سواد رسانهای به معنای توانایی تحلیل و ارزیابی محتوای رسانهای با استفاده از ابزارهای فکری و عقلانی است. این مهارت به افراد کمک میکند تا نهتنها از تاثیرات منفی محتوای دیجیتال جلوگیری کنند، بلکه بتوانند به درستی از آن استفاده کرده و از فرصتهای آن بهره ببرند. در دنیای امروز، سواد رسانهای به یک ضرورت تبدیل شده است تا افراد بتوانند در مواجهه با سیل عظیم اطلاعات، محتوای مفید و سازنده را از محتوای سطحی و مضر تمیز دهند.
در شرایط اقتصادی کنونی که کشور عزیزمان ایران درگیر چالشهای متعددی مانند تورم و مشکلات اجتماعی است، نیاز به تفکر درست و منطقی بیشتر از همیشه احساس میشود. جوانانی که امروز در حال آمادهسازی برای کنکور هستند یا در مسیر تصمیمگیریهای بزرگ زندگی خود قرار دارند، باید از تمام ظرفیتهای ذهنی خود استفاده کنند و در مواجهه با رسانهها و محتوای آنلاین، از مهارتهای فکری و تحلیلی بهرهمند باشند.
در نهایت، باید به این نکته توجه کنیم که رسانهها، بهویژه در قالب ویدیوهای کوتاه، ابزاری قدرتمند برای تغییر افکار و رفتار افراد هستند. اما این تغییرات میتوانند هم مثبت و هم منفی باشند. مسئولیت ما بهعنوان کاربران این فضاها این است که هوشیارانهتر از این ابزارها استفاده کنیم و اجازه ندهیم که این محتواها ما را به سمت تصمیمات نادرست و عجولانه و غیر منطقی سوق دهند. در این مسیر، سواد رسانهای و توانایی تفکر انتقادی نهتنها به نفع خودمان، بلکه به نفع جامعه و آینده کشورمان خواهد بود.
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد
در گفتوگوی جام جم آنلاین با حجتالاسلام دکتر قاسم خانجانی بررسی شد