گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
این تجربه بهعنوان الگویی برای بازدارندگی شناختی قابل مطالعه و مدلسازی است.
جنگهای معاصر؛ پیشی گرفتن ادراک از جغرافیا
در جنگهای معاصر، میدان نبرد پیش از آنکه جغرافیایی باشد، ادراکی است. تجربه تحولات امنیتی سالهای اخیر نشان داده که پیروزی صرف در سطح عملیات میدانی، تضمینکننده پیروزی در افکار عمومی نیست. نظریهپردازانی، چون جوزف نای با مفهوم قدرت نرم و مانوئل کاستلز با طرح قدرت ارتباطات تأکید کردهاند که توان شکلدهی به ذهنیت عمومی، خود نوعی قدرت راهبردی است. در چارچوب جنگ ترکیبی، همانگونه که در ادبیات امنیتی ناتو نیز مورد توجه قرار گرفته، پیوند عملیات سخت با عملیات روانی و رسانهای به یک ضرورت تبدیل شده است. بر همین اساس، مفهوم «بازپسگیری میدان روایت» را باید نه یک تعبیر ادبی، بلکه یک ضرورت امنیتی دانست.
تکنیکهای قابسازی؛ چگونه روایت اول را میدزدند؟
در تجربه اخیر ناآرامیها و اقدامات تروریستی، رسانههای فارسیزبان خارج از کشور کوشیدند با بهرهگیری از تکنیکهای کلاسیک فرمینگ، چارچوب اولیه بحران را تثبیت کنند. تقدم روایت بر داده، استفاده از تصاویر تقطیعشده، برجستهسازی هیجانی صحنههای درگیری و ادغام مفهومی اعتراض اجتماعی با اقدام مسلحانه، ازجمله ابزارهای شکلدهی به قاب اولیه بود. مطابق نظریه چارچوببندی رابرت انتمن، رسانهای که زودتر مسأله را تعریف کند، علت را مشخص سازد، داوری اخلاقی ارائه داده و راهحل پیشنهاد کند، عملا هژمونی ادراکی را به دست میگیرد. در چنین وضعیتی، هرگونه تأخیر یا ابهام در روایت رسمی میتواند به تثبیت قاب رقیب منجر شود و اصلاح آن هزینههای سنگین سیاسی و امنیتی در پی داشته باشد.
نقطه عطف پیروزی؛ کنشگری همزمان در ۲ میدان امنیت و روایت
آنچه اینبار (در سال ۱۴۰۴) معادله را تغییر داد، همافزایی عملیاتی ــ رسانهای میان فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران و سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران بود. این همافزایی از سطح اطلاعرسانی پسینی عبور کرد و بهنوعی کنشگری همزمان در میدان امنیت و میدان روایت تبدیل شد. برگزاری نشستهای خبری منظم با پخش زنده، انتشار تصاویر کامل از کشف سلاح و تجهیزات، بازسازی صحنههای اقدامات تروریستی با توضیح حقوقی و کارشناسی، و تفکیک صریح میان معترض و عنصر مسلح، موجب شد قاب اولیه رسانههای معارض با چالش جدی مواجه شود. در این روند، اصل رخداد انکار نشد، اما چارچوب تحلیل آن بازتعریف شد؛ از یک بحران اجتماعی یکدست به پروژه سازمانیافته ناامنسازی با بهرهگیری از پوشش رسانهای.
تصویر کامل در مقابل قطعهسازی تصویری
در جنگ روایتها، تصویر نقش تعیینکننده دارد. رسانههای معارض تلاش داشتند با قطعهسازی تصویری، روایتی احساسی و تکبعدی تولید کنند. پاسخ مؤثر، نه سکوت بود و نه انکار، بلکه ارائه تصویر کامل و مستند بود. انتشار فیلمهای غیرتقطیعشده، ارائه مستندات شبکههای سازماندهی و نمایش هزینههای انسانی اقدامات تروریستی، امکان استمرار روایت یکسویه را کاهش داد. تغییر تدریجی واژگان در بخشی از فضای عمومی و شبکههای اجتماعی، از نشانههای عینی این جابهجایی قاب بود. درواقع، هنگامیکه واژههای غالب تغییر میکند، میتوان گفت چارچوب ادراکی نیز در حال تغییر است.
سرعت حرف اول را میزند؛ روایت همزمان با عملیات
یکی از نقاط قوت این تجربه، کاهش فاصله زمانی میان عملیات امنیتی و روایت رسانهای بود. در بسیاری از بحرانهای گذشته، رسانه رسمی با تأخیر وارد میدان میشد و ناگزیر در موضع پاسخگویی به قاب تثبیتشده قرار میگرفت. اینبار، اما روایت رسمی تقریبا همزمان با تحولات میدانی منتشر شد و خلأ اطلاعاتی به حداقل رسید. چنین همزمانیای، امکان تثبیت روایت جایگزین را پیش از تحکیم روایت رقیب فراهم کرد. در واقع، عملیات امنیتی بدون عملیات روایت، هرچند ممکن است در سطح میدانی موفق باشد، اما در سطح ادراکی میتواند به سوءبرداشت گسترده منجر شود. پیوند این دو حوزه، شرط لازم برای پیروزی پایدار در جنگ ترکیبی است.
اعتماد عمومی؛ نتیجه انسجام نهادها
پیامد راهبردی این همافزایی، بازتولید سرمایه اعتماد نهادی بود. اعتماد عمومی زمانی تقویت میشود که اطلاعرسانی سریع، مستند و نسبتا شفاف باشد و نهادهای مسئول پیام واحد و منسجم ارائه دهند. در تجربه اخیر، انسجام سخنگویی و تداوم روایت رسمی موجب شد بخشی از مخاطبان مردد از وضعیت همدلی هیجانی با روایتهای خارجی فاصله بگیرند و به تحلیل امنیتی ــ حقوقی نزدیک شوند. این جابهجایی ادراکی، همان بازپسگیری میدان روایت است؛ یعنی خروج رسانههای معارض از موقعیت مرجع اولیه و بازگشت مرجعیت خبری به منابع داخلی.
بازدارندگی شناختی؛ الگویی برای فردا
در نهایت، تجربه همافزایی میان فراجا و رسانهملی نشان داد که در جنگ ترکیبی، برتری صرف در خیابان کافی نیست؛ قاب تصویر و چارچوب تحلیل نیز باید مدیریت شود. بازپسگیری میدان روایت نه با شعار، بلکه با سرعت، انسجام، مستندسازی و تفکیک مفهومی دقیق محقق میشود. هرچه فاصله میان عملیات امنیتی و عملیات روایت کمتر و هماهنگی نهادی بیشتر باشد، هزینه عملیات روانی برای طرف مقابل افزایش مییابد. از این منظر، تجربه اخیر میتواند بهعنوان یک الگوی ملی در دکترین بازدارندگی شناختی مورد مطالعه و مدلسازی قرار گیرد؛ الگویی که نشان میدهد در عصر ارتباطات، امنیت پایدار بدون مدیریت هوشمندانه روایت ممکن نیست.
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد
در گفتوگوی جام جم آنلاین با حجتالاسلام دکتر قاسم خانجانی بررسی شد