همسر مقتول در اظهاراتش گفت: من 17 سال با مقتول زندگی کرده بودم و ثمره آن 2 فرزند بود. من شوهرم را دوست نداشتم و با هم اختلاف داشتیم. هر وقت از او می خواستم مرا طلاق دهد، قبول نمی کرد. پس از مدتی من به مواد مخدر اعتیاد پیدا کردم و اختلاف هایمان بیشتر شد و هر روز از او دورتر می شدم تا این که از یک سال و نیم پیش برای پسرم معلم خصوصی گرفتیم.
امید، معلم خصوصی پسرم پس از مدتی رفت و آمد به منزلمان متوجه اختلاف های من و شوهرم شد و کم کم درباره زندگی ام برایش گفتم و ارتباط میان ما 2 نفر شکل گرفت. قصد ازدواج با هم را داشتیم ، اما باردار بودم و شوهرم طلاقم نمی داد، تا این که با هم تصمیم گرفتیم شوهرم را که سد راهمان بود، به قتل برسانیم.
بنابراین ، او ماجرا را با برادرش امیر و دوستش احمد در میان گذاشت و آنها قبول کردند. متهم ادامه داد: من و فرزندانم به منزل خواهرم رفتیم و با کلیدی که در اختیارشان قرار دادم ، به منزلم رفتند و شوهرم را به قتل رساندند و قرار شد پس از چند ماه با هم ازدواج کنیم که ناکام ماندیم.
به دنبال اعترافات متهم ، 2 همدستش هم به جرم خود اعتراف کردند.
امید متهم به قتل پس از پذیرفتن اعترافات همسر مقتول در اظهاراتش گفت: نیمه های شب ، طبق نقشه قبلی به منزل مقتول رفتیم و او را در بستر خواب غافلگیر کردیم و پس از بستن دست و پایش ، با انداختن شیلنگ دور گردنش او را خفه کردیم و گوشی تلفن همراه و 10 هزار تومان پول را از منزل مقتول سرقت کردیم و بعد جسد را داخل پتویی پیچاندیم و با خودروی پراید به جاده آبعلی بردیم و خودرو را در دره رها کردیم و متواری شدیم.
به دنبال اظهارات متهمان ، 2 روز قبل ، امیر دیگر همدست آنها هم دستگیر شد و به همکاری با دیگر متهمان اعتراف کرد. بنابر این گزارش ، متهمان با قرار قانونی از سوی بازپرس اصغرزاده ، رئیس شعبه دوم دادسرای امور جنایی تهران روانه بازداشتگاه پلیس شدند تا پس از بازسازی صحنه قتل ، روانه زندان شوند.