از سوی دیگر، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در تلاش برای آرامسازی، گفت که واشنگتن به دنبال «جدایی» نیست، بلکه «احیای» اتحاد را میخواهد و اروپا را به تقویت خود دعوت کرد. بهرغم اظهارات رئیس دستگاه سیاست خارجی واشنگتن، بهنقل از پولتیکو اروپاییها این اظهارات را ظاهری میدانند، زیرا سیاستهای ترامپ مانند تهدید به تصرف گرینلند، تعرفههای تنبیهی و حمایت از احزاب راست افراطی اروپا، پایههای اعتماد را نابود کرده است.
در راستای همین روند، گزارش رسمی کنفرانس مونیخ با عنوان (Under Destruction) سیاستهای «ویرانگر» دولت ترامپ را عامل تخریب نظم بینالمللی پس از جنگ جهانی دوم دانسته و هشدار میدهد که این رویکرد، اعتماد قارهسبز به آمریکا را بهمحاق برده است.
جدال لفظی شرکای دیرینه
در جریان پنل «نقطه شکست» کنفرانس امنیتی مونیخ ۲۰۲۶، مایک والتز، سفیر آمریکا در سازمان ملل، با تأکید بر لزوم خوداتکایی اروپا در امور دفاعی، سیاستهای دولت ترامپ را دفاع کرد و گفت که مردم آمریکا از جنگ جهانی دوم تاکنون هزینههای سنگین نظم جهانی را پرداخت کردهاند. مشاور امنیت ملی سابق ترامپ، اروپا را به افزایش بودجه دفاعی و کاهش وابستگی به واشنگتن فراخواند و هشدار داد که وضعیت موجود پایدار نیست، زیرا واشنگتن دیگر نمیتواند بار اصلی را به دوش بکشد.
در طرف مقابل، کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، در پاسخ تند به والتز، گفت که وقتی روسیه به جنگ میرود، تنهاست زیرا متحدی ندارد اما وقتی آمریکا وارد جنگ میشود، اروپا همراه است و افرادش را از دست میدهد. این سیاستمدار استونیایی تأکید کرد که کاخسفید برای حفظ جایگاه ابرقدرتی خود به اروپا نیاز دارد و نمیتواند به تنهایی عمل کند. کالاس اروپا را بهعنوان شریک برابر توصیف کرد و گفت که قاره سبز در بودجههای بینالمللی و عملیات نظامی سهم خود را ادا کرده است. درواقع، وضعیت فعلی آمریکا نقطهای است که بسیاری از قدرتهای فرامنطقهای تاریخ بهآن مبتلا شدند؛ تصمیمسازان جدید واشنگتن گمان میکنند، و منابع کاخسفید پس از جنگ سرد بهجای تحقق منافع آمریکا در خدمت یک شبکه لیبرالی جهانی است. بنابراین دولت ترامپ بهعنوان نماینده اقشار ناراضی از سیاستهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جهانیشدن بهجان الباقی کشورهای جهان افتاده است.
گامهای استقلال
در جریان کنفرانس امنیتی مونیخ، امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، با تأکید بر پیام امید و اراده، اروپا را بهعنوان الگویی برای جهان توصیف کرد و گفت که قاره سبز باید به دستاوردهای خود در زمینههای زندگی طولانی، علم و سیاست اقلیمی افتخار کند. ساکن کاخ الیزه بر لزوم جسارت اروپا تأکید کرد و گفت که زمان مناسب برای تبدیلشدن به قدرت ژئوپلیتیکی فرا رسیده، جایی که اروپا دیانای خود را تغییر دهد و مستقل عمل کند.
در راستای همین روند، کییر استارمر، نخستوزیر انگلستان نیز در سخنرانی خود در مونیخ، بر لزوم ساخت قدرت سخت تأکید کرد و گفت که این «ارز عصر حاضر است» و اروپا باید آماده دفع تهاجم و حتی جنگ باشد تا مردم، ارزشها و شیوه زندگی خود را حفظ کند. او انگلیس را دیگر کشور دوران برگزیت ندانست و به همکاری عمیقتر با اتحادیه اروپا در زمینههای اقتصادی و دفاعی فراخوان داد. درواقع، پیام مشترک رهبران اروپا، بازسازی اعتماد ترانسآتلانتیک بر پایه برابری نه وابستگی محض به واشنگتن قلمداد میشود.
بااین حال، جهت استقلال بیشتر از کاخسفید، اتحادیه اروپا برنامههای جامعی شامل کاهش وابستگی در حوزههای دفاعی، اقتصادی،فناوری وانرژی میشود؛این برنامههابا ابتکاراتی مانند(ReArm Europe Plan) وسرمایهگذاری بیش از ۸۰۰ میلیارد یورو در صنعت دفاع، ایجاد(Military Schengen)برای تسهیل حرکت نظامی فرامرزی وتوسعه مشترک جنگنده نسل بعدی توسط فرانسه، آلمان واسپانیا همراه است.علاوه براین، استراتژی جدیدامنیت اروپادر۲۰۲۶ بر خوداتکایی در تصمیمگیریهای ژئوپلیتیکی، تقویت قدرت بُعد سخت نظامی و استفاده از گذار سبز مانند (Clean Industrial Deal) برای امنیت انرژی و رقابتپذیری تأکید دارد، تا اروپای متحد بتواند بهعنوان بازیگری مستقل در برابر تهدیدات بازیگران قدرتمند نظام بینالملل پسالیبرالی مانند تحرکات روسیه، چین و آمریکا عمل کند.
اهداف کاخسفید در قارهسبز
براساس اسناد بالادستی آمریکا مانند سند استراتژی امنیت ملی ۲۰۲۵ (NSS) و استراتژی دفاع ملی ۲۰۲۶ (NDS)، هدف دولت ترامپ در اروپا نه جدایی کامل، بلکه بازسازی روابط ترانسآتلانتیک بر پایه یک نظم جدید است که منافع یکجانبهگرایانه آمریکا را اولویت دهد. سند استراتژی امنیت ملی تأکید دارد که اروپا باید مسئولیت اصلی دفاع متعارف خود را برعهده گیرد، بودجه دفاعی را به حداقل ۵ درصد تولید ناخالص داخلی افزایش دهد، و به سمت خوداتکایی حرکت کند، در حالی که آمریکا حمایت محدود اما حیاتی ارائه میدهد.
تحلیلهای معتبر نشان میدهد که این سیاستها بخشی از رویکرد «آمریکا اول» است که انزواگری در اروپا را ترجیح میدهد اما نه به معنای قطع کامل روابط. بروکینگز اشاره میکند که سند استراتژی امنیت ملی به نوعی «دکترین مونرو قرن ۲۱» شبیه است که انزوا از اروپا را پیشنهاد میدهد اما همزمان بر اصلاحات تمدنی در اروپا تمرکز دارد تا با ارزشهای محافظه کارانه آمریکایی همسو شود. شورای روابط خارجی (CFR) نیز تأکید دارد که اولویت به نیمکره غربی منتقل شده اما قارهسبز باید مسئولیت امنیتی منطقهای خود را افزایش دهد تا اتحاد هشت دههای دوسوی کرانه اقیانوس اطلس حفظ شود.در حالی که آمریکای ترامپ بر دفاع از نیمکره غربی و ارتقای بازدارندگی علیه چین اولویت داده، کاخسفید به دنبال نظم جدیدی است که در آن واشنگتن از طریق فشار اقتصادی، حمایت از احزاب راست رادیکال اروپایی، و انتقاد از رویههای هنجاری اتحادیه اروپا (مانند سرکوب آزادی سیاسی و مهاجرت)، قارهسبز را بدون قطع کامل اتحاد راهبردی بهسمت سیاستهای همسو با منافع یکجانبه جنبش ناسیونالیست افراطی MAGA آمریکا سوق دهد.