گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
فیلم شرح موقعیتی است که حدود ۱۳۵ دقیقه طول میکشد و تلاش دارد تماشاگر را در موقعیت خوف و رجا قرار دهد. در صحنه اول فیلم یک روحانی مقابل پنج نفر ایستاده و برای آنها که زیر دوش حمام در حال غسل هستند آیه توبه را تکرار میکند. پس مخاطب در همان آغاز فیلم درمییابد مسأله اعدام در پیش است و قصه در مورد این پنج چهرهای است که در ادامه فیلم انتظار میرود فراز و فرود داستان هر کدام را به تماشا بنشیند، اما داستانک محکومیت هر یک از این پنج نفر سریع و هنرمندانه و به موازات مشخص میشود تا به یک نقطه واحد میرسد: قصاص!
فیلم روایت لحظهای است که مأمور اجرای حکم مرتضی زند (با بازی بهرام افشاری) در محوطه زندان حاضر میشود تا طبق قواعد در سحرگاه حکم را اجرا کند و این زمان تمام فیلم را شکل میدهد.
دانشی به گفته خودش بارها بهواسطه مستندسازی در صحنه اعدام حاضر بوده و آگاهی او از پروندههای قضایی توان او را برای ساخت فیلمهایی از این دست قوت بخشیده است. پس زندهشور فیلمی شبیه «علفزار» و «بیبدن» است با همان تلخی و سنگینی و البته رویکردی که در دیگر آثار این دوره از جشنواره فیلم دیده میشود. یعنی وفور آثار جنایی، پلیسی، کارآگاهی که قاطبه تولیدات کارگردانان را در بر گرفت تا بهطور قطع دستاورد و پیام اثرگذاری به ارمغان بیاورد و دگردیسی در نگرههای اجتماعی و فرهنگی ایجاد کند. حال آنکه آیا فیلم توانسته از مسیری کوتاه و درست و با پردازشی آگاهانه به این مهم دست یابد جای پرسش و تأمل دارد.
فیلمساز سعی دارد پیام مهم «بخشش و گذشت» را برای مردم جامعه یادآوری کرده و مفهوم انتقام را از منظری نو باز تعریف کند. این موضوع که تمام انسانها در زندگی به داشتن حال خوب و روان سلامت و آرام نیاز دارند ولی وقتی به ناچار در موقعیتهای ناخوشایند و مشمئزکننده قرار میگیرند چه عامل باشند و چه ناظر، از تحمل این احساس بد ناگزیرند. پس چه بهتر که با منشی انسانپسندانه روشی را انتخاب کنند که کامشان تلخ و وجدانشان در رنج و فشار نباشد.
اما مشکل اصلی در ناتوانی کارگردان برای انتقال باورپذیر لحظه ملتهب قصاص است چراکه تماشاگر نهتنها میخکوب پرده نشده تا ببیند بالاخره کار به کجا میرسد و چه اتفاقی خواهد افتاد بلکه در یک سوم پایانی با بیحوصلگی از کشدار بودن این ماجرا و عدم درک تناقضات مشهود حقوقی با خیالی آسوده از رهایی محکومان، فقط منتظر است ببیند بالاخره کارگردان چه تدبیری برای پایانبندی فیلمش اتخاذ کرده. سوالات معلق در کنار قابهای تکراری، موقعیت تکمحور، دیالوگهای اضافی و پرگو، چالشهای نخنما و تکراری فرد در برابر نهاد و البته تقابل ضعیف زند و خانم تفقد (معاون اعزامی دادستان)، نور کم و اکتهای ضعیف و در نهایت سحرگاهی که پس از کلی کشمکش هنوز به صبح نرسیده ذهن و خاطر مخاطب را میآزارد و از باور باز میدارد.
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد