
۱. درست است که نسلهای گذشته انقلاب کردند، اما انقلاب محدود به آن نسل نبوده و حضور نسل جوان در دفاع از ارزشهای انقلابی و اسلامی و ترسیم صحنههای زیبای همراهی با انقلاب اسلامی از سوی این نسل که حضرت امام و جنگ و بسیاری از حوادث را ندیدهاند، در راهپیمایی ها، انتخابات، مراسمات مذهبی، تشییع پیکر شهدا، شرکت در گروههای جهادی و خدمت به مناطق محروم و حضور در دفاع از حرم، امنیت و ... نشان از زنده بودن آرمانها و ارزشهای انقلاب در میان نسل حاضر دارد. تداوم همین پشتوانه مردمی نظام موجب شده تا دشمنان با وجود استفاده از همه ظرفیتهای خود در مقابله با انقلاب اسلامی، ناکام بماند.
اختلاف میان نسلها امری طبیعی است، امّا طرح مسأله شکاف نسلی و ادعای تفاوت ارزشهای سیاسی نسل نو با نسل گذشته، از سوی دشمنان با هدف تأثیر گذاری بر اذهان جامعه و تضعیف نظام صورت میگیرد، کیست که نداند دشمنان نظام و رسانههای وابسته و معلوم الحال که برای نسل کنونی کشور ما به ظاهر دل میسوزانند، با وجود گذشت چندین قرن از انقلابهای خود و انتخاب نوع نظام سیاسی توسط نسلهای بسیار دور و مخالفتها و اعتراضهای جدی با نظامهای حاکم و ادعای آزادی، حتی اجازه طرح چنین دیدگاههایی را نمیدهند.
۲. اصول و مبانی حاکم بر نظامهای سیاسی چیزی نیست که محدود به یک نسل باشد، بلکه برای نسلهای متعدد در نظر گرفته میشود. مبانی حاکم بر فرهنگ و تمدن غربی همچون سکولاریسم، اومانیسم و لیبرالیسم خود را محدود به یک نسل نمیداند و به نسلهای بعد نیز اجازه نمیدهد که آن را زیر سؤال ببرند.
اصول و ارزشهای اسلامی و انقلابی در کشور ما از اموری فطری بوده و چیزی نیست که زمانمند و موقتی و محدود به نسل خاصی باشد، همانگونه که مقام معظم رهبری فرمودند: «برای همهچیز میتوان طول عمر مفید و تاریخ مصرف فرض کرد، امّا شعارهای جهانی این انقلاب دینی از این قاعده مستثنا است؛ آنها هرگز بیمصرف و بیفایده نخواهند شد؛ زیرا فطرت بشر در همه عصرها با آن سرشته است. آزادی، اخلاق، معنویّت، عدالت، استقلال، عزّت، عقلانیّت، برادری، هیچ یک به یک نسل و یک جامعه مربوط نیست تا در دورهای بدرخشد و در دورهای دیگر افول کند. هرگز نمیتوان مردمی را تصوّر کرد که از این چشماندازهای مبارک دلزده شوند. هرگاه دلزدگی پیش آمده، از رویگردانی مسئولان از این ارزشهای دینی بوده است و نه از پایبندی به آنها و کوشش برای تحقّق آنها. انقلاب اسلامی همچون پدیدهای زنده و بااراده، همواره دارای انعطاف و آماده تصحیح خطاهای خویش است، امّا تجدید نظرپذیر و اهل انفعال نیست. به نقدها حسّاسیّت مثبت نشان میدهد و آن را نعمت خدا و هشدار به صاحبان حرفهای بیعمل میشمارد، امّا به هیچ بهانهای از ارزشهایش که بحمدالله با ایمان دینی مردم آمیخته است، فاصله نمیگیرد... جمهوری اسلامی، متحجّر و در برابر پدیدهها و موقعیّتهای نو به نو، فاقد احساس و ادراک نیست، امّا به اصول خود بشدّت پایبند و به مرزبندیهای خود با رقیبان و دشمنان بشدّت حسّاس است. با خطوط اصلی خود هرگز بیمبالاتی نمیکند و برایش مهم است که چرا بماند و چگونه بماند. بیشک فاصله میان بایدها و واقعیّتها، همواره وجدانهای آرمانخواه را عذاب داده و میدهد، امّا این، فاصلهای طیشدنی است و در چهل سال گذشته در مواردی بارها طی شده است و بیشک در آینده، با حضور نسل جوان مؤمن و دانا و پُرانگیزه، با قدرت بیشتر طی خواهد شد». (بیانیه گام دوم انقلاب)
۳. اگر به راستی مردم و نسل کنونی انقلاب را قبول ندارند، نباید شاهد حضور گسترده آنان در تجمعات و اعتراضات باشیم؟ در حالی که جمعیتی که در محکومیت اغتشاشات و فتنههای گذشته به میدان آمدند، قابل مقایسه با افراد حاضر در آنها نبوده و در همه آشوبها با روشن شدن ابعاد و پشت پردهها و فروکش نمودن غبار دروغها و شایعات، مردم صف خود را از عناصر آشوبگر جدا کردند. در اغتشاشات پائیز ۱۴۰۱ و اغتشاشات دی ماه ۱۴۰۴ با وجود جنگ ترکیبی گسترده دشمنان و به میدان آوردن تمامی ظرفیتها و عناصر خود و فراخوانهای متعدد، شاهد بی اعتنایی مردم بودیم که همین نشانگر آن است که مردم با وجود مشکلات و برخی گلایهها و نارضایتیها پای ارزشها و آرمانهای انقلاب ایستادهاند و حساب اصل نظام را از عملکرد برخی از مسئولان جدا دانسته و اجازه دخالت به بدخواهان این مرز و بوم نخواهند داد.
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد