
در سالهای اخیر، موجی از همایشها، کارگاهها و دورههای موسوم به «رشد فردی» و «توانمندسازی» در فضای مشاوره خانواده شکل گرفته که بخشی از آن، بهجای ترمیم روابط خانوادگی، ذهنها را به سمت جدایی و گسست سوق میدهد. این روند، نگرانی جدی بسیاری از متخصصان و دغدغهمندان حوزه فرهنگ و اجتماع را برانگیخته است.
در همین زمینه، جامجمآنلاین یزد در گفتوگویی اختصاصی با دکتر کاظم یاورینسب، استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه خانواده، به بررسی ابعاد اجتماعی، فرهنگی و حکمرانی این پدیده پرداخته است؛ گفتوگویی درباره اینکه چرا بخشی از جریان مشاوره به مسیری انحرافی رسیده و حاکمیت چگونه باید برای صیانت از ساختار خانوادهها ورود فوری و مؤثر داشته باشد.
آقای دکتر یاورینسب، در ماههای اخیر نگرانیهایی از سوی جامعه نسبت به محتوای برخی دورهها و کارگاههای مشاوره خانواده دیده میشود. ارزیابی شما از این وضعیت چیست؟
خانواده، نخستین و مهمترین نهاد اجتماعی است؛ جایی که انسان معنا، امنیت و عشق را میآموزد. فروپاشی خانواده، حتی اگر در ظاهر جامعه نظم و رونق ظاهری وجود داشته باشد، نشانه یک بحران تمدنی عمیق است. متأسفانه در بخشی از جریان مشاوره خانواده، روندی آرام اما نگرانکننده در حال شکلگیری است؛ مشاورهای که به جای ترمیم روابط، عملاً مسیر جدایی را رسمیت میبخشد. این تهدیدی نرم اما بسیار جدی برای بافت اجتماعی ماست.
یعنی برخی مشاوران به جای درمان، جدایی را تجویز میکنند؟
نمیتوان همه را با یک نگاه دید . بخش عمدهای از مشاوران، انسانهای متعهد و اخلاقمداری هستند که از فروپاشی خانوادهها رنج میبرند. اما متأسفانه در میان آنها، اقلیتی وجود دارند که یا بهدلیل فشارهای اقتصادی یا بهدلیل گرایش به الگوهای غربی، مسیر را از رسالت حرفهای جدا کردهاند. توصیههایی نظیر «به خودت فکر کن» یا «اگر خوشحال نیستی، نمان» در ظاهر مشوق رشد فردیاند، اما در عمق، بنیان تعهد و سازگاری را تضعیف میکنند.
برخی از این جریانها در قالب همایشها و کارگاههای رشد فردی فعالیت میکنند. جامعه از این فضا آسیب میبیند؟
بله؛ این مسئله فقط فرهنگی نیست، ابعاد اقتصادی و ساختاری نیز دارد. دورههای «توانمندسازی زنان» یا «خودشناسی» که بلیتهای چندصدهزار تومانی دارند، گاه به بازتولید فردگرایی افراطی منجر میشوند؛ یعنی شکلی از خودمحوری که تعهد خانوادگی را مانع پیشرفت میبیند. وقتی چنین محتواهایی بدون نظارت علمی و اخلاقی در جامعه گسترش مییابد، آسیبهای عاطفی و نسلی در پی خواهد داشت. فرزندان متأثر از طلاق، مشکلات دلبستگی، بیاعتمادی و پرخاشگری را با خود حمل میکنند و این، مسئلهای است که باید حاکمیت نسبت به آن حساس باشد.
به نظر میرسد شما بر نقش حکمرانی در این حوزه تأکید ویژه دارید. این نقش را چگونه تعریف میکنید؟
صیانت از خانواده صرفاً وظیفه نهادهای فرهنگی نیست، بلکه مسئولیت مستقیم حکمرانی است. دولت و ساختارهای استانی باید با تنظیمگری و نظارت مؤثر بر عملکرد مراکز مشاوره، استانداردسازی پروتکلهای درمانی، ممیزی علمی همایشها و آموزش حرفهای مشاوران ورود کنند. همچنین، پیش از هر طلاق، الزام به جلسات «ترمیم خانوادگی» باید در نظام حقوقی نهادینه شود. سیاستهای کودکمحور، حمایت اقتصادی از خانوادههای در بحران و تغییر روایت رسانهای از طلاق نیز میتواند گامهای عملی مؤثر باشد.
برخی معتقدند مشاورههای نوین جهانی بر پایه آزادی فردی و رشد شخصی بنا شدهاند؛ آیا مخالفت با این رویکرد نوعی عقبنشینی از علوم روانشناسی نیست؟
مخالفت با علم نیست، بلکه نقدِ بومیسازی نشده علم است. روانشناسی خانواده در غرب بر مبنای فرهنگ فردمحور شکل گرفته؛ اما در ایران، خانواده محور هویت اجتماعی است. ما نیازمند بازنگری در منابع آموزشی و الگوسازی بومی هستیم تا مشاوره خانواده به ترمیم روابط و بازسازی سرمایه اجتماعی بینجامد، نه فروپاشی.
در پایان، پیام شما به مسئولان و جامعه چیست؟
امروز جامعه از حاکمیت مطالبهای روشن دارد: ورود جدی، نظارت فوری و حمایت ساختاری. اگر نظام حکمرانی خانواده را تنها بگذارد، بحران امروز تبدیل به فروپاشی نسلی خواهد شد. خانواده سنگر اول و آخر تمدن است؛ اگر این سنگر فروبریزد، هیچ توسعهای پایدار نخواهد ماند.
گفتوگوی ما با دکتر کاظم یاورینسب، استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه نهاد خانواده، نشان داد که مسئله مشاورههای انحرافی نه صرفاً یک دغدغه فرهنگی، بلکه یک چالش حکمرانی است. او تأکید کرد که هنوز فرصت برای اقدام وجود دارد، اگر ارادهای واقعی برای صیانت از خانوادهها شکل گیرد.
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد