
مرور تجربههای گذشته، از جمله جنگ موسوم به «۱۲ روزه»، نشان میدهد همزمان با جریان داشتن مذاکرات، طرف آمریکایی دست به اقدام نظامی زد و در همان مقطع نیز دونالد ترامپ صراحتا از «تسلیم کامل» مردم ایران سخن گفت.
با این حال، نتیجه آن مقطع روشن بود: این ایران نبود که به دنبال آتشبس رفت، بلکه طرف مقابل، پس از ناکامی در تحقق اهداف خود، ناگزیر از درخواست توقف درگیری شد.
واقعیت آن است که آمریکای امروز، آمریکای ۳۰ یا حتی ۲۵ سال پیش نیست. این کشور با مشکلات عمیق اقتصادی، شکافهای اجتماعی و بحرانهای داخلی دست و پنجه نرم میکند و همزمان درگیر رقابت فرساینده با چین است. شکست در تحقق اهداف در جنگ اوکراین و ناکامی در پروندههایی حتی کم وزنتر مثل ونزوئلا نیز نشانهای روشن از کاهش توان راهبردی واشنگتن به شمار میرود. در مقابل، ایران و بسیاری از کشورهای مستقل، از جمله اعضای بریکس، نسبت به گذشته از قدرت و ظرفیت بیشتری برخوردار شدهاند.
بر این اساس، بخش مهمی از تهدیدهای اخیر را باید در چارچوب «ارعاب» و جنگ روانی تحلیل کرد؛ هرچند این امر به معنای نفی مطلق احتمال اقدام نظامی نیست. با این حال، چه در صورت حمله و چه در صورت عدم آن، آمریکا در این مسیر با شکست مواجه خواهد شد و هرگونه اقدام نظامی، هزینههای سنگینتری برای خود این کشور به همراه خواهد داشت. از همین رو، استمرار این روند برای واشنگتن قابل دوام نیست.
نکته قابل توجه دیگر آن است که متحدان آمریکا در منطقه نیز هماکنون تحت فشارهای شدید اقتصادی و روانی قرار دارند و همین وضعیت، آنان را نسبت به وقوع یک جنگ فراگیر بهشدت نگران کرده است؛ چراکه در صورت تهاجمی منافع و ثبات ساختارهای حاکم در این کشورها مستقیما در معرض تهدید وجودی قرار میگیرد.
در چنین فضایی، راهبرد جمهوری اسلامی ایران باید ترکیبی از تقویت بازدارندگی و ابتکار عمل فعال باشد. بخشی از این راهبرد، به نقش رسانههای داخلی و مردم بازمیگردد.
آگاهیبخشی هوشمندانه رسانههای داخلی همزمان بیاعتنایی عمومی به فضاسازی رسانههای فارسیزبان وابسته به غرب که با الگوگیری از شبکههای تبلیغاتی منافقین در دوران دفاعمقدس هشت ساله طراحی شدهاند، میتواند بخش مهمی از جنگ روانی دشمن را خنثی کند. البته حتما برخی تحت تأثیر این عملیات روانی قرار گرفتهاند اما در نهایت ملت فهیم ایران با هوشیاری بالا نقش تعیینکنندهای در عبور از این شرایط بازی کرده و میکند.
در کنار آن، وظیفه حاکمیت نیز ایجاد آرامش در بازار، تقویت اقتدار دفاعی و ارسال پیام روشن به افکار عمومی جهان است؛ پیامی مبنی بر اینکه ایران همواره در چارچوب حفظ حقوق ملی خود آماده مذاکره بوده و است. از دوران جنگ تحمیلی گرفته تا دوره تحریمها و حتی در مواجهه با تجاوزات رژیم صهیونیستی، جمهوری اسلامی هرگز میز مذاکره را ترک نکرده اما همزمان بر خطوط قرمز خود ایستاده است.
ایران کشوری مستقل، مقتدر و صلحطلب است اما حاضر نیست حقوق ملی خود را معامله کند. تجربه نیز نشان داده است که هرگونه عقبنشینی، نهتنها به رضایت طرف مقابل نمیانجامد، بلکه او را دچار طمع بیشتر کرده و زمینه زیادهخواهی او خواهد شد؛ چنانکه امروز مطالبات هستهای، موشکی و منطقهای را بهصورت همزمان مطرح میکند و در صورت عقبنشینی این فهرست پایانی نخواهد داشت.
بر همین اساس، ایستادگی قاطعانه و هوشمندانه، رمز عبور ما از این مرحله است و به فضل الهی، نتیجه نهایی آن خارج شدن آمریکا از منطقه خواهد بود در حالی که نسبت به گذشته گرفتارتر و پرچالشتر خواهد بود.
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد