«جام‌جم» در گفت‌وگو با یک جامعه‌شناس بررسی کرد

وحدت و امید پادزهر توطئه دشمن

اتفاقات اخیر کشور نشان می‌دهد که نسل جوان و فضای دیجیتال به هدف اصلی دشمن ‌‌تبدیل شده است. شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های دیجیتال، با گسترش امکان دسترسی، تعامل و تولید محتوا، نه‌تنها شیوه دریافت اطلاعات را تغییر داده‌اند، بلکه سبک زندگی و نحوه بیان مطالبات اجتماعی را نیز متحول کرده‌اند. نسل جوان که بیشترین حضور را در این شبکه‌ها دارد، با چالش‌ها و فرصت‌های منحصر به‌فردی روبه‌روست. برخی کارشناسان معتقدند ‌کنش‌های اجتماعی جوانان نیز به‌شدت تحت تأثیر فضای دیجیتال قرار گرفته است.
اتفاقات اخیر کشور نشان می‌دهد که نسل جوان و فضای دیجیتال به هدف اصلی دشمن ‌‌تبدیل شده است. شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های دیجیتال، با گسترش امکان دسترسی، تعامل و تولید محتوا، نه‌تنها شیوه دریافت اطلاعات را تغییر داده‌اند، بلکه سبک زندگی و نحوه بیان مطالبات اجتماعی را نیز متحول کرده‌اند. نسل جوان که بیشترین حضور را در این شبکه‌ها دارد، با چالش‌ها و فرصت‌های منحصر به‌فردی روبه‌روست. برخی کارشناسان معتقدند ‌کنش‌های اجتماعی جوانان نیز به‌شدت تحت تأثیر فضای دیجیتال قرار گرفته است.
کد خبر: ۱۵۳۹۶۹۸
نویسنده تهمینه سبحانی شاد - گروه جامعه
 
درچنین شرایطی، نقش نخبگان و دانشگاهیان در تحلیل مسائل، ارائه راهکارهای علمی و اجتماعی و تقویت امید و اعتماد عمومی بیش از پیش اهمیت پیدا می‌کند. این تغییرات، هم فرصت‌هایی برای نوآوری و مشارکت ایجاد کرده و هم تهدیداتی برای انسجام اجتماعی به همراه دارد. در گفت‌وگوی پیش‌رو با دکتر علی انتظاری، جامعه‌شناس به بررسی‌ ابعاد مختلف این تغییرات پرداخته‌ایم. تغییراتی که پیامدهای آن بر هویت و سبک زندگی مشهود است.
 
حوادث اخیر‌ کشور را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ ‌
اتفاقات اخیر در کشور، به‌عنوان تحولات اجتماعی، بیانگر دگرگونی در پیکربندی و فرماسیون اجتماعی است و ما شاهد شکل‌گیری هویت‌های چندگانه‌ای هستیم. تحول اساسی‌ای که رخ داده، متأثر از گسترش فرآیندهای فراملی است‌؛ فرآیندی که غربی‌ها آن را جهانی‌شدن می‌نامند اما آنچه در واقعیت رخ می‌دهد، بیشتر فراملی‌شدن است تا لزوما جهانی‌شدن. این فراملی‌شدن به قطبی‌شدن می‌انجامد. ما با قطب جهان غرب، جهان اسلام و قطب‌های دیگری که امکان بروز و ظهور دارند مواجهیم. عضویت در این قطب‌ها اشکال متنوعی از هویت را پدید می‌آورد. به همین دلیل، ما با هویت‌های ایرانی ــ اسلامی، هویت جهان‌وطن و هویت‌های قطبی نیز روبه‌رو هستیم. 

این تغییرات چه تأثیری بر زندگی مردم داشته است؟
در اثر گسترش ارتباطات و توسعه رسانه‌های اجتماعی، شرایطی به وجود آمده که در کنار هویت‌های متنوع، شاهد شکل‌گیری سبک‌های زندگی متنوع نیز هستیم. این سبک‌های زندگی تحت تأثیر فعالیت‌های رسانه‌ای افراد شکل می‌گیرند‌؛ به این معنا که کاربران در فضای رسانه‌ای، در عین حال که دریافت‌کننده پیام هستند، ارسال‌کننده پیام نیز به شمار می‌آیند. در گذشته، مردم مخاطب رسانه‌های سنتی مانند رادیو و تلویزیون بودند و این امکان وجود داشت که پیام ارسال‌شده به شیوه‌های مختلف تفسیر شود‌؛ به‌گونه‌ای که معنای دریافت‌شده لزوما با معنای مورد نظر ارسال‌کننده یا مدیران رسانه مطابقت نداشت. بسیاری از برنامه‌های تلویزیونی پخش‌شده برای عموم، به شکل‌های گوناگون تفسیر می‌شد و الزاما با نیت تولیدکنندگان آن هم‌خوانی نداشت. 
وحدت و امید پادزهر توطئه دشمن

رسانه‌های نوین چه نقشی در شکل‌‌گیری هویت و سبک‌های زندگی ایفا می‌کنند؟
در رسانه‌های اجتماعی جدید، مانند اینستاگرام، تلگرام، توییتر، واتساپ و فیس‌بوک، شرایط به‌گونه‌ای دیگر رقم خورده؛ به نحوی که افرادی که قرار است دریافت‌کننده پیام باشند، در نقش ارسال‌کننده پیام نیز ظاهر می‌شوند. این امر شدت دریافت و میزان تأثیرگذاری را به‌طور قابل‌توجهی افزایش می‌دهد و به همین سبب، ما شاهد شکل‌گیری سبک‌های زندگی جدید هستیم. این اتفاق نیز یکی از تحولات مهمی است که رخ داده و با توجه به هژمونی فرهنگ غرب، شاهد گسترش سبک‌های زندگی رایج جوامع غربی در جامعه خود هستیم.  
 
با توجه به حضور گسترده نسل جوان در رسانه‌های نوین، این حضور چه تأثیری بر شیوه بیان مطالبات و کنش‌های اجتماعی آنان دارد؟
بخشی از سرنخ این گروه سنی در اختیار ما نیست. وقتی پلتفرم‌هایی مانند گوگل‌پلی وجود دارد و جوانان بازی‌های خود را تحت پروتکل‌های آن انجام می‌دهند، درواقع با نوعی ‌ساز‌و‌کار بیرونی مواجه هستیم. یعنی در کنار ما نوعی سربازان جنگ‌شناختی حضور دارند که هر زمان اراده شود، می‌توان آنها را برای انجام عملیات گسیل کرد. اتفاقاتی که در روزهای اخیر رخ داد نیز نشان داد که این ارتش جنگ شناختی و حتی حلقه‌های تروریستی آموزش‌دیده، توانستند از این سربازان که مقام معظم رهبری از آنها به‌عنوان پیاده‌نظام یاد کردند، بهره بگیرند و آنها را به انجام اقداماتی وادار کنند که برای بسیاری غیرقابل تصور بود. درواقع، نوعی حالت مسخ‌شدگی در برابر این ارتش جنگ شناختی و ساز و کارهای آن وجود دارد. اگر ما به این پدیده نپردازیم، آن را مطالعه نکنیم و به‌درستی نشناسیم، قاعدتا قادر نخواهیم بود آنچه رخ داده و آنچه ممکن است در آینده رخ دهد را مدیریت کنیم.
 
دغدغه‌های این افراد را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
نسل جوان درواقع با مسأله اقتصادی مواجه نیست. مشکلات اقتصادی یا حتی مسائل مربوط به حکمرانی، الزاما مشکلات مشترک همه جوانان نیست. درون هر گروه سنی، ما با گروه‌های اجتماعی متنوعی روبه‌رو هستیم از کسانی که غرب قبله آمال شان است و هویت‌های جهانی و جهان‌وطن دارند تا افرادی که ولایتمدارند، اربعینی‌اند، هویت‌های قطبی دارند و بر استقامت در برابر فرهنگ غرب تاکید می‌کنند. درواقع، با یک طیف بسیار گسترده از هویت‌ها و سبک‌های زندگی مواجه هستیم و نمی‌توان نگاه واحدی به همه آنها داشت. هرچند این گروه‌ها تجربه‌های مشترکی هم دارند؛ برای مثال، مجازی‌شدن و تجربه‌های زیست در فضای مجازی نوعی اشتراک میان آنها ایجاد کرده است. با این حال، اشتراکات دیگری نیز میان این گروه‌های سنی و گروه‌های سنی دیگر وجود دارد که نگاه صرفا نسلی را تا حدی نفی می‌کند. به‌طور کلی می‌توان گفت جوانان مطالبات و انتظاراتی دارند که برخاسته از سازه‌های ذهنی شکل‌گرفته در آنهاست و این انتظارات امری ثابت و ایستا نیست؛ به این معنا که با تامین یک خواسته، همه‌چیز به پایان نمی‌رسد.
 
برای تحلیل دقیق‌تر این مسائل چه رویکردی را باید دنبال کرد؟
نقش اساتید دانشگاه، روشنفکران و صاحب‌نظران در صورت‌بندی مسائل بسیار تعیین‌کننده است. منظور از صورت‌بندی، ارائه تصویری امیدوارکننده از مسائل است؛ صورتی که بتواند این پیام را منتقل کند که هرچند شرایط کنونی ممکن است نامطلوب یا دشوار باشد اما امید به تغییر وجود دارد. این تغییرات نیز باید هم شدنی باشند وهم امیدبخش. همه جوامع، حتی جوامع پیشرفته‌ای که زیرساخت‌های عقلانی و سازوکارهای مشارکت برای اعتراضات ومطالبات مردمی دارند،بامسائل و آسیب‌های متعددی مواجه‌اند. به بیان دیگر، درهمه جوامع این مشکلات وجوددارد؛ تنها تفاوت در این است که برخی جوامع در پرداختن به مسائل کلان و خرد، در مقایسه با دیگران، موفق‌تر عمل می‌کنند. آنچه اهمیت دارد، توانایی جامعه در صورت‌بندی این مسائل است. حکومت و حاکمیت می‌توانند این توانایی را با اتکا به دانشگاهیان و روشنفکران تقویت کنند. 
 
در این میان‌ حفظ وحدت و انسجام اجتماعی نیز بسیار اهمیت دارد و دشمنان برای ضربه زدن به آن تلاش می‌کنند.
هدف دشمن، از بین بردن وحدت ملی، تضعیف انسجام اجتماعی و روح جمع‌گرایی است؛ به‌ویژه با تمرکز بر کاهش امید در نسل‌های جوان‌تر جامعه یعنی دانشجویان و دانشگاهیان. این هدف از طریق فضاهای رسانه‌ای و نیز گفتمان‌ها و تولیدات محتوای علمی، به‌ویژه در حوزه علوم انسانی، از مسیرهای مختلف پیگیری می‌شود.بدون تردید،این روند می‌تواند آسیب‌های جدی به وحدت اجتماعی وارد کند، جامعه را دچار نزاع‌های اجتماعی سازد و آن را به سمت قطبی‌شدن سوق دهد. سبک‌های زندگی رقیب می‌توانند در برابر یکدیگر حالت تنافر پیدا کنند و همین امر، قطبی‌شدن جامعه را تشدید می‌کند. البته در کنار این مسأله، عوامل دیگری نیز اهمیت دارند؛ ازجمله تحقق عدالت،جلوگیری از رانت‌خواری، تقویت احساس عدالت و احساس شایسته‌سالاری در جامعه. این موارد باید به‌طور جدی مورد توجه قرار گیرند. با این حال، آن تقابل بیرونی می‌تواند به گسترش وحدت اجتماعی کمک شایانی کند. همان‌گونه که درجنگ ۱۲روزه شاهد انسجام ملی به‌مراتب قوی‌تری بودیم و مردم با تنوع دیدگاه‌ها و سلایق، در حمایت از نظام و رهبری و در تقابل با صهیونیسم و آمریکا وارد میدان شدند. این وضعیت یک فرصت مغتنم بود که می‌شد بهره‌برداری بیشتری از آن کرد.
newsQrCode
برچسب ها: تحولات اجتماعی
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۱ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها