این نوع نمایش از دهه۸۰ و بعد در دهه ۹۰ بهطور گسترده و منسجمتر در ایران و بهخصوص تهران با «شب آفتابی» شروع و با«جانفدا» و«ایرانمرد» به راه خود ادامه میدهد.نمایش ایرانمرد به کارگردانی محمدحسین زائری و تهیهکنندگی سیدمجتبی حسینینسب ــ پیش از ناآرامیها ــ کار خود را در بوستان ولایت شروع کرد و فعلا متوقف شده است. زائری در این اثر با نگاهی به تاریخ و هویت ایرانی تلاش میکند تا پیامی فراگیر به مخاطبان منتقل کند. این نمایش که ابعاد آن فراتر از یک اجرای صحنهای صرف است، گامی در جهت پاسداری از تمامیتارضی و سرزمینی ایران است و از آن گذشته به تمام قهرمانانی که در طول تاریخ حضور، حافظ این کشور و مرزهای آن بودند، ادای احترام میکند. کارگردان این نمایش معتقد است نقطه اوج داستان، ظهور «دیوار حاجقاسم سلیمانی» است. این دیوار که از همه دیوارهای قبلی بزرگتر و همسنگ تمام آنهاست، نمادی از اقتدار، مقاومت و جایگاه بیبدیل سردار سلیمانی در دفاع از ایران است. تقابل دشمن با این دیوار، ناتوانی او را در برابر اراده پولادین مدافعان ایران به نمایش میگذارد و عمق تأثیرگذاری شهید سلیمانی را برجسته میکند. او میگوید: این نمادگرایی، به نمایش عمق و لایههای معنایی بیشتری میبخشد. در گفتوگویی که با محمدحسین زائری، کارگردان این اثر داشتیم، او اصلیترین دغدغه خود را اینگونه معرفی میکند که دوست دارد طیف وسیعی از مخاطبان به تماشای این اثر بنشینند.

ما درگذشته فضاهایی شبیه این نمایش را تجربه کرده بودیم اماایده اجرای ایرانمردچطورعملی شد وبه مرحله اجرا رسید؟
اصلیترین هدفم از اجرای این نمایش این بود که بخش عمدهای از مخاطبان را در بربگیرد و منحصر به مخاطبان خاصی نباشد و به همین جهت تاریخ ایران را مبدأ قصه خود قرار دادیم و نگاه اصلی ما نیز دفاع از ایران و هویت یا دفاع از تمامیتارضی و سرزمینی ایران است. بهعبارتی قهرمانانی که در طول تاریخ از تمامیت ایران پاسداری کردند و بهتدریج ما به قهرمانی مانند حاجقاسم سلیمانی میرسیم. داستان نمایش در یک دنیای موازی روایت میشود. ما قلعهای به نام قلعه ایران داریم که دیوارهای آن را تمام ایرانمردان در طول تاریخ محافظت کردهاند؛ از کوروش، آرش و کاوه تا قهرمانان اسطورهای شاهنامه و شخصیتهای واقعی تاریخ معاصر مانند ستارخان، باقرخان، مصدق و میرزاکوچکخان و... این قلعه نمادی از ایران است که همواره با هجوم دشمنان روبهرو بوده اما هر بار با کمک این ایرانمردان حفظ شده است. در این روایت، افراسیاب بهعنوان دشمن اصلی در پوشش و لباس جریانهای استکباری حضور دارد که در ایرانمرد نمادی از جریانهای استکباری معاصر ازجمله آمریکا و اسرائیل است. اینبار افراسیاب آمده تا قلعه ایران را بهطور کامل ویران کند اما در برابر چنین دشمنی، قهرمانی بزرگتر باید وارد میدان شود. در این نقطه، دیواری تازه به قلعه اضافه میشود؛ دیوار حاجقاسم سلیمانی. این دیوار از همه دیوارهای قبلی بزرگتر است و به تنهایی همسنگ تمام آنهاست. دشمن وقتی با این دیوار روبهرو میشود، متوجه میشود که توان عبور از آن را ندارد و همین تفاوت، راهی برای توصیف شخصیت و جایگاه شهید سلیمانی در نمایش است.
برای روایت داستان نمایش و تلفیق آن با گذشته و حال به کدام کتابها و منابع رجوع کردید؟
من از گذشته به مطالعه تاریخ و فلسفه علاقهمند بودم و این موضوع تنها معطوف به زمان حال نمیشود. مجموع این عوامل باعث شده دیدگاهمان نسبت به روایت تاریخی تغییر کند. تلاش کردم منابع مطالعاتیام برای این کار مرجع باشد.
با توجه به قرارگیری در فصل زمستان چه چالشهای فنیای را برای اجرای این نمایش پشت سر گذاشتید؟
بزرگترین مانع برای ما نه زمستان و سرما، بلکه بازه زمانی محدود آمادهسازی این اثر بود. من در چندین مقطع بهطور جدی درخواست داشتم با توجه به محدودیت زمان، نمایش را اجرا نکنیم، اما از ابتدا اراده جدی بر اجرای آن وجود داشت. هرچند نواقص اجرایی ما ممکن است زیاد باشد و پختگی لازم را در اثر نبینیم، اما با توکل و توسل، تمام تلاشمان را به کار گرفتیم تا کار بهموقع آماده شود و به نتیجه برسد. بااینحال برای اینکه مطالب درباره مشکلات فنی ناگفته نماند میگویم؛ برای پوشش وسعت صحنه، از نورپردازی گستردهای استفاده شده است. در این میان بخش جلوههای ویژه میدانی نیز با دشواریهای زیادی مواجه بود، چون توصیه شده انفجارها صدای آزاردهندهای برای همسایههای اطراف ایجاد نکند. تیم اسپشیال مجبور بود حجم بالایی از انفجار را با حداقل صدا طراحی کند که کار آسانی به نظر نمیرسید. همچنین ایجاد و حفظ دود فراوان، بهویژه با توجه به شرایط فصلی، یکی دیگر از چالشهای مهم این بخش است که همچنان روی آن کار میکنیم. همچنین طراحی صدا و تصویر نمایش بهصورت چندجهتی است. در حوزه صدا، اتفاق تازهای را رقم میزنیم و آن استفاده از صدای سوراند (Surround) یا همهجهتی است؛ هم درخلق و هم در پخش. این نمایش در گونه ایمرسیو آرت (Immersive Art) یا هنر همهجهتی قرار میگیرد و بههمیندلیل، نور، صحنه و سایر اجزا بهصورت ۳۶۰ درجه طراحی شدهاند و صدا نیز از این قاعده مستثنا نیست. در زمینه صدا لازم است به سوابق استفاده از صدای همهجهتی در آثار پیشین اشاره کنم. برای نخستین بار این شیوه در برنامه «شب آفتابی» اجرا و سپس در نمایشهای «ستاره صبح» و «گودال سرخ» تکرار شد؛ جایی که صدا نهتنها در افق، بلکه در ارتفاع نیز حرکت میکرد؛ چیزی شبیه به آنچه امروز با عنوان دالبی اتموس (Dolby Atmos) شناخته میشود. حالا بعد از چند سال، دوباره در نمایش ایرانمرد از این فناوری استفاده میکنیم.
در اجراهای قبلی نمایش میدانی انفجارهای متعدد و استفاده از جلوههای ویژه قدری به جذابیت ماجرا اضافه میکرد. چقدر در این نمایش سعی کردید بین روایت مطرحشده و این جذابیتهای بصری تعادل برقرار کنید؟
به جهت اینکه کار در بوستان ولایت و شهر اجرا میشود، خودم اصرار دارم مسائل اخلاقی را رعایت کنیم و بعد از جنگ تحمیلی ۱۲روزه همه حساس شدند و این ترس و نگرانی در دل کوچکترها و بزرگسالان وجود دارد و من خیلی جنگیدم که تا حد امکان وارد مباحث مربوط به انفجار برای افزایش جذابیت بصری و محتوایی داستان نشویم. ممکن است جذابیت کار کم شود، اما رعایت مسائل اخلاقی برایم اولویت دارد.
ساخت موسیقی این نمایش به چه ترتیبی بود؟
بهدلیل محدودیت زمانی، موسیقی نمایش مبتنی بر آرشیو است. بخش عمده صداهای پخششده آرشیوی هستند که یا کمی تغییر داده شدهاند یا با ایجاد پیوند میان آنها، به شکلی یکپارچه درآمدهاند تا درنهایت بهعنوان یک قطعه منسجم شنیده شوند.
احساس و تجربیات شما قبل و بعد از اجرای نمایش چه تغییری کرد؟
از نظر منطقی این کار را غیرممکن میدانستم اما لحظهای که اراده بر انجام کار شد، سعی کردم نگاهی سریع و عمیق به شخصیت حاجقاسم سلیمانی داشته باشم، چون ایشان بهنوعی نماد انجام کارهای نشدنی است. بنابراین، تکلیف بر من تمام بود و دوست داشتم این کار را انجام دهم.