مبارزه طلبی نابخشودنی

مهمترین ابزار این رژیم ، سازمان پلیس مخفی DINA بود که اطلاعات نظامی ایالات متحده آن را همردیف KGB و گشتاپو می دانست.
کد خبر: ۱۵۳۸۳۳

با این وجود ، واشنگتن بشدت از رژیم خشونت و ترور آگوسته پینوشه حمایت و نقش قابل توجهی در پیروزی اولیه آن ایفا کرد.
آمار رسمی کشته شدگان 11سپتامبر اول ، 3200نفر بود. میزان واقعی حدود 2برابر این رقم تخمین زده می شود. به نسبت جمعیت ، رقم مشابه برای ایالات متحده می تواند مابین 50هزار تا 100هزار کشته باشد. یک بررسی رسمی که 30سال پیش از کودتا انجام شد، شواهد 30هزار مورد شکنجه را یافت ، یعنی حدود 700هزار مورد به نسبت جمعیت ایالات متحده . پینوشه بلافاصله دیگر دیکتاتوری های نظامی مورد حمایت ایالات متحده در امریکای لاتین را به ایجاد یک برنامه ترور دولتی بین المللی دعوت کرد که عملیات کندور نام گرفت .این برنامه با سنگدلی تمام شروع به کشتار و شکنجه در منطقه کرد و عملیات های تروریستی خود را به اروپا و ایالات متحده گسترش داد. با وجود ارتکاب این جنایات هولناک و جنایات بعدی ، خیلی ها بویژه رونالد ریگان و مارگارت تاچر، پینوشه را مورد تقدیر فراوان قرار دادند. ترور ارلاندو لتلی یر، دیپلمات شیلیایی در واشنگتن دی سی در سال 1976 باعث خاتمه یافتن عملیات کندور شد؛ ولی نفرت و دشمنی همچنان در حال گسترش بود. با این حال ، سردمداران واشنگتن و مشاوران آنان ، فجایع بدتری را در آرژانتین مرتکب شدند و تروریسم دولتی را به امریکای مرکزی نیز گسترش دادند.پس از 11سپتامبر 2001 و همان طور که عموما نیز پذیرفته شده ، جهان برای همیشه تغییر یافته است ؛ ولی پس از 11سپتامبر اول چنین چیزی رخ نداد. آنانی که از ثروت ، آزادی و امکانات بهره مندند، ممکن است سوال کنند که چه تغییری در جهان پیش خواهد آمد، اگر قدیمی ترین دموکراسی قاره امریکا از طریق یک کودتای نظامی از میان برود، رئیس جمهور آن به قتل برسد، بیش از 50هزار نفر کشته شده و 700هزار نفر مورد شکنجه قرار گیرند. این مساله موجی از ترور را در سراسر قاره و فراتر از آن به راه خواهد انداخت . باید از خود بپرسیم که چه عکس العملی در برابر کسانی نشان دهیم که در چنین فجایعی شرکت می کنند یا آن را مورد تحسین قرار می دهند یا آنانی که این فجایع را نادیده می انگارند؛
ترس از ملی گرایی مستقل می تواند تا حد زیادی گسترش یابد. مثالی در این مورد، آن چیزی است که سناتور بائو کاس دلمشغولی احمقانه و بیش از حد غیرعادی دولت امریکا به کوبا نامید و به گونه ای که مشاهده می شود در دولتهای کلینتون و بوش پسر، بر مقابله با خطر ترور اولویت یافته است . سیاستگذاران خود نیز معتقدند این دلمشغولی ، احمقانه است ولی آن را غیرعادی نمی پندارند. دلایل اصلی این نگرش در اسناد به دست آمده از سال های زمامداری کندی جانسون به تفصیل بیان شده است . برنامه ریزان وزارت خارجه هشدار دادند دلیل اصلی دوام رژیم کاسترو مبارزه طلبی موفقیت آمیز آن در برابر سیاست های 150 سال گذشته ایالات متحده در کوبا است .در این مورد روس ها دیگر تهدید نیستند؛ بلکه تهدید فعلی ، مبارزه طلبی نابخشودنی در برابر ابرقدرت کره زمین و دقیقا شبیه جرم ایرانی ها در اعتراض موفقیت آمیز در سال 1979 یا سرپیچی سوریه از دستورات کلینتون است . در ژوئن 1960 ، آدولف برل ، مشاور کهنه کار رئیس جمهوران ایالات متحده و عضو سابق گروه مشاوران فرانکلین روزولت هشدا داد که دکترین مونروئه دیگر به آخر خط رسیده است . در واقع وحشیگری و خشک مغزی تهاجم به کوبا بیش از اندازه بود تا جایی که دانشکده ارتش ایالات متحده در سال 1993 ، درباره احساس ذاتی سیاستگذاران امریکایی که کاسترو را تجسم شیطان می بینند که باید به دلیل سرپیچی از امریکا و دیگر اعمال شرم آورش مجازت شود، هشدار داد.پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ، زمانی که کاسترو به ابتکار لیبرال دموکرات ها، در مخمصه شدیدی گرفتار آمد، مجازات مردم کوبا نیز شدیدتر شد. رابرت توریچلی ، نماینده نیوجرسی در کنگره که بعدها سناتور شد، سال 1992 پیشنهادهایی برای تنگ تر کردن محاصره کوبا ارائه و اعلام کرد که هدف وی از این برنامه ها، ویران کردن کوباست . مجازات مردم کوبا مشروع پنداشته می شد، زیرا این مجازات ، خیلی وقت پیش در زمان دولت آیزنهاور تعیین شده بود.داگلاس دیلون ، معاون وزارت خارجه دولت آیزنهاور در مارس 1960 اعلام کرد که مردم کوبا مسوول نظام سیاسی فعلی کشورشان هستند. بنابراین ایالات متحده حق دارد از طریق فشارهای اقتصادی به آنان آسیب برساند.آیزنهاور، تحریم های اقتصادی را قبول کرد به این امید که اگر مردم کوبا گرسنگی بکشند، کاسترو را ساقط خواهند کرد. کندی هم موافق بود که تحریم اقتصادی در اثر گسترش نارضایتی فزاینده در بین کوبایی های گرسنه ، سقوط کاسترو را تسریع خواهد کرد.جان اف کندی ، علاوه بر گسترش تحریم ها، عملیات تروریستی وسیعی را علیه کوبا آغاز کرد که هدف رئیس آن عملیات ، یعنی رابرت کندی (طبق گفته های زندگینامه نویس وی) آرتور اشلسینگر، ایجاد تمامی ترس های دنیا در کوبا بود.
لستر مالوری ، مشاور وزیر خارجه امریکا در آوریل 1960 ، عقیده اصلی را این چنین بیان کرد: فیدل کاسترو باید از طریق سرخوردگی و طغیان ایجاد شده از نارضایتی و مشکلات اقتصادی سرنگون شود، بنابراین با ایجاد گرسنگی ، درماندگی و ساقط کردن دولت کوبا، باید به سرعت و با هر وسیله ممکن برای تضعیف زندگی اقتصادی کوبا، دست به کار شد.لوئیس پرز، پژوهشگر امریکای لاتین با جمع بندی 40سال ترور و جنگ اقتصادی امریکا علیه کوبا می نویسد که سران واشنگتن نمی توانند سرپیچی کوبا از تسلیم شدن به ایالات متحده ، یعنی واکنش ملتی که هنوز به حق تعیین سرنوشت و حاکمیت ملی خود معتقدند را تحمل کند. اسناد موجود، اصولی را نشان می دهد که به خوبی تثبیت شده اند و از نظر داخلی ، مسلم بوده و برای قربانیان به حد کافی ملموسند ولی در دنیای عقلانی عاملان آن ، قابل مشاهده نیستند.

اثر: نوام چامسکی
مترجم : یعقوب نعمتی ورو جنی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها