آنچه تاکنون از ادبیات رایج نظامی ایران در فضای عمومی منعکس میشد، این بود که نظریه نظامی کشور بر دو پایه استوار است: نخست اقدامات پیشگیرانه و دوم دفاع همهجانبه. اقدامات پیشگیرانه ناظر بر تمهیداتی است که مانع وقوع جنگ شود؛ تمهیداتی که با آموزههای قرآنی از جمله آیه شریفه «وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّه وَ مِن رِباطِ الخَیلِ تُرهِبونَ بِهِ عَدُوَّ الله وَعَدُوَّکم…» همخوانی دارد. در این چارچوب، نمایش قدرت از طریق مانورهای نظامی یا دستیابی به سطحی از توان تسلیحاتی که دشمن احساس ناتوانی در مواجهه با آن کند، مصداق اقدامات پیشگیرانه تلقی میشد. در کنار آن، نظریه دفاع همهجانبه نیز کاملا شناختهشده بود؛ به این معنا که اگر ایران با تهدید یا اقدام نظامی مواجه شود، پاسخی متناسب با همان تهدید یا اقدام خواهد داد. پاسخ به این پرسش که جمهوری اسلامی در صورت مواجهه با اقدام نظامی دشمن چه خواهد کرد، همواره روشن بود: دفاع ایران، دفاعی کامل و همهجانبه خواهد بود. اما درباره اینکه آیا در دکترین نظامی ایران جایی برای عملیات پیشدستانه وجود دارد یا نه، تاکنون بهصراحت سخنی گفته نشده بود و تأکید همواره بر این بود که اگر دشمن به ایران حمله کند، پاسخ سختی دریافت خواهد کرد. اکنون اما با توجه به تغییراتی که در ساختارهای نظامی، تسلیحاتی، سیاستها، ابزارها و هدفگذاریهای نظامی در جهان رخ داده است، بهویژه با ظهور هوش مصنوعی و توسعه سلاحهای خودمختار، این پرسش جدیتر مطرح شده که آیا راهبردها و تئوریهای نظامی گذشته همچنان کفایت میکند یا نیازمند بازخوانی و تجدیدنظر است. موضع رسمی و صریح شورای عالی نظامی کشور و همچنین اظهارات برخی مقامات نظامی نشان میدهد در تئوریهای نظامی ایران تغییری حاصل شده است. پاسخ به این سؤال که آیا در برنامه ایران اقدامی پیشدستانه، به معنای تهاجم پیش از عملی شدن تهاجم دشمن، وجود دارد، اکنون مثبت است. دلیل این تغییر نیز ورود جهان به فضای جدیدی از سلاحها و برنامهریزیهای نظامی عنوان میشود. بر این اساس، اقدام پیشدستانه در کنار اقدام پیشگیرانه و دفاع همهجانبه، بهعنوان مسیر سوم پیشروی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی قرار گرفته است. این در حالی است که دشمن از گذشته تئوری خود را بر عملیات تهاجمی بنا کرده و آن را «پیشدستانه» نامیده، در حالی که در بسیاری از موارد چنین نبوده است. نمونه روشن آن جنگ ۱۲ روزه است که ایران اساسا برنامهای برای حمله نظامی نداشت اما طرف مقابل اقدام خود را بهدروغ عملیات پیشدستانه نامگذاری کرد. طی شش تا هفت سال گذشته، از زمان ترور شهید بزرگوار سردار سلیمانی تا امروز، آمریکاییها چندین بار دست به اقداماتی زدهاند و سپس مدعی شدهاند که این اقدامات پیشدستانه بوده، در حالی که ایران برنامه تهاجمی نداشته و این ادعاها فاقد واقعیت بوده است. تحول جدید به این معنا نیست که ایران در کوتاهمدت قصد تهاجم دارد. مسأله این است که ایران از محدودیت پیشین، یعنی محصور شدن در دو چارچوب اقدام پیشگیرانه و دفاع همهجانبه، عبور کرده و وارد فاز سومی شده است. این به معنای اقدام فوری یا قریبالوقوع نیست، بلکه پیام روشنی به دشمن دارد: اگر تمهیداتی برای حمله به ایران اندیشیده شود و نشانههایی از آرایش دشمن برای اقدام نظامی، حتی در روزها یا ساعات آینده، مشاهده شود، جمهوری اسلامی پیش از شلیک دشمن، کانونهای نظامی او را هدف قرار خواهد داد. به بیان دیگر، به محض مشاهده علائم جدی از قصد دشمن برای اقدام علیه ایران، واکنش میتواند پیش از آغاز حمله صورت گیرد. این نکته اکنون برای دشمن روشن شده است که هرگونه تمهید عملیات علیه جمهوری اسلامی ممکن است بلافاصله با واکنش ایران مواجه شود؛ واقعیتی که خود میتواند نقش مهمی در بازدارندگی و مهار ادبیات و رفتار تهدیدآمیز ایفا کند.