گزارههایی که در نهایت، ناامیدی اجتماعی را نتیجه این وضعیت معرفی میکنند. طرح چنین مباحثی در فضای انتخاباتی، نه پدیدهای جدید است و نه دور از انتظار. تجربه ادوار گذشته نشان میدهد در آستانه هر انتخاباتی، بهویژه از سوی برخی احزاب و گروهها، اظهاراتی تکراری و گاه خلاف واقع مطرح میشود؛ اظهاراتی که بیش از آنکه ریشه در تحلیل حقوقی یا واقعیتهای حکمرانی داشته باشد، تلاشی برای جلب توجه و متمایزسازی سیاسی است. انتخابات شوراها نیز از این قاعده مستثنی نیست. این دوره از انتخابات شوراها_ بهویژه در کلانشهری مانند تهران _ از چند جهت دارای ویژگیهای متفاوتی است. تقویت نقش احزاب از یکسو و افزایش امکان حضور چهرههای مستقل از سوی دیگر، فرصت مناسبی برای بهرهگیری از ظرفیت نخبگان فراهم کرده است. شخصیتهای مستقل حتی میتوانند در رقابت با احزاب، شانس بیشتری برای حضور در شوراها داشته باشند. با این حال بهرهبرداری از این فرصت، نیازمند ارائه برنامه و مزیتهای عینی است، نه طرح اتهامات ناروا و سخنان ساختارشکنانه علیه نظام انتخاباتی کشور. تقسیم جایگاههای قانونی به «انتخابی» و «انتصابی» و القای برتری یکی بر دیگری، اساسا یک مقایسه نادرست و غیرحقوقی است. در هر نظام سیاسی، آنچه به یک جایگاه اعتبار میبخشد، قانونی بودن آن است نه شیوه انتصاب یا انتخاب. هر جایگاهی که براساس قانون اساسی و قوانین موضوعه شکل گرفته باشد، واجد شأن و اعتبار است و باید بهرسمیت شناخته شود. برای مثال، رئیسجمهور با رأی مستقیم مردم انتخاب میشود اما بخش قابلتوجهی از مسئولان اجرایی کشور را منصوب میکند. آیا این انتصابات، بهدلیل غیرانتخابی بودن، از شأن قانونی پایینتری برخوردارند؟ پاسخ روشن است. معیار، قانون است، نه برچسبهای تبلیغاتی. تقلیل این واقعیت به یک دوگانه سیاسی، بیشتر یک ترفند انتخاباتی است تا یک نقد معتبر. جریانهایی که امروز تلاش میکنند دولت یا نهادهای انتخابی را در حد «تدارکاتچی» تقلیل دهند، همان مسیری را تکرار میکنند که پیشتر نیز تجربه شده است. اگر این جایگاهها تا این اندازه بیاختیار و کماثر هستند، پرسش ساده این است که چرا رقابت برای تصدی آنها تا این حد شدید است؟ چرا برای حضور در شوراهای شهر، چنین تلاش گستردهای صورت میگیرد؟ واقعیت آن است که طرح اینگونه مباحث در آستانه انتخابات، بیش از آنکه به افزایش آگاهی عمومی کمک کند، تلاشی است برای جبران نگرانی از کاهش اقبال رأیدهندگان. تجربه نشان داده این دست سخنان، نهتنها کمکی به جلب اعتماد عمومی نمیکند بلکه میتواند اثر معکوس داشته باشد. آنچه امروز بیش از هر چیز به نفع کشور و مشارکت سیاسی است، تمرکز بر برنامه، کارآمدی و ارائه راهحلهای عملی برای مسائل شهری و اجتماعی است، نه بازتولید دوگانههای فرسودهای که بارها آزموده شده و کارنامه روشنی از خود بر جای نگذاشتهاند.