این تابآوری، نه از سر ضعف دشمنان، بلکه ریشه در پیوند عمیق مردم و حاکمیت دارد که بارها در بحرانها خود را اثبات کرده است. نشانه این امر را میتوان در تجمعات مختلف و خودجوش مردمی در شهرهای گوناگون کشور ملاحظه کرد که با وجود اعتراض به وضعیت اقتصادی، حمایت قاطع خود از جمهوری اسلامی ایران را اعلام کردند.
اعتراف اتاقهای فکر به ناکارآمدی یک توطئه
رسانهها و مراکز مطالعاتی غربی، آمریکایی و اسرائیلی در تحلیلهای اخیر خود در خصوص اعتراضات اقتصادی و معیشتی چند روز گذشته در ایران که بعضا در برخی نقاط به خشونت کشیده شده، صراحتا اذعان کردهاند که مدل حکمرانی جمهوری اسلامی به دلیل پیوند نهادی میان دولت اجرایی، نهادهای حاکمیتی و پایگاه اجتماعی، از ظرفیت پایدارسازی بالایی برخوردار است. مؤسسه امنیت ملی اسرائیل (INSS) در گزارشی جامع تأکید میکند که سناریوهای «فروپاشی سریع» یا «انقلاب ناگهانی» در ایران، با واقعیتهای میدانی این کشور همخوانی ندارد؛ ساختار قدرت در تهران بر پایه همافزایی دوسطحی یعنی حاکمیت انقلابی و دولت اجرایی بنا شده است. موشه پوزیلوف، افسر ارشد سابق شاباک و کارشناس رصد تحولات ایران، این مدل را کلیدیترین عامل بقای نظام توصیف میکند: «اعتراضها یا شوکهای اقتصادی معمولا بخش اجرایی را تحت تأثیر قرار میدهد اما نهادهای حاکمیتی که از انسجام سازمانی و حمایت مردمی مستقل برخوردارند توان حفظ ثبات را دارند. این هماهنگی، امکان فروپاشی را از بین میبرد.»
مؤسسه آمریکایی Critical Threats Project (CTP) نیز در یادداشتهای خود در خصوص شرایط اعتراضی چند روز گذشته در ایران مینویسد که بهرغم فشارهای اقتصادی و اجتماعی، انسجام درونی نهادهای امنیتی و نظامی ایران همچنان پابرجاست و اعتراضات فعلی در سطحی نیست که شکاف تعیینکنندهای ایجاد کند. حتی در Ynet، رسانهای نزدیک به مقامات اسرائیلی، تحلیلگرانی مانند رئیس سابق بخش اطلاعات موساد هشدار میدهند که حمایت آشکار غرب از اغتشاشگران برخلاف تجربیات شکستخورده ۱۴۰۱ میتواند همراهی مردمی با معترضان را برهم بزند و پروژههای براندازی را ناکام بگذارد. این اذعانها، تصویری غیرواقعی از «ناپایداری ساختار سیاسی ایران» را که رسانههای ضدانقلاب همیشه ترسیم میکنند، به چالش میکشد و بر واقعبینی حاکمیت تهران تأکید دارد. الکس گرینبرگ، محقق ارشد مؤسسه استراتژی و امنیت اورشلیم، نیز با این دیدگاه همسوست و توقعات مقامات اسرائیلی از تغییر رژیم را «احمقانه» توصیف میکند. او در مصاحبهای اشاره کرده که اعتراضات فعلی بیشتر اقتصادی هستند وبه ندرت به فروپاشی حاکمیتها منجر میشوند. گرینبرگ میافزاید: «رژیم ایران را نمیشود سرنگون کرد اما میتوان ضربه سنگینی به آن وارد ساخت.» این اظهارات نشاندهنده ناامیدی اسرائیل از سیاستهای خود است که سالها بر فشارهای نظامی و اقتصادی تمرکز کرده اما در دسترسی به اهداف خود کاملا ناکام بوده. در سوی آمریکایی و اروپایی، مؤسسه مطالعات جنگ (ISW) گزارش داده که اعتراضات جغرافیایی محدود و فاقد سازماندهی متحد هستند و جمهوری اسلامی میتواند آنها را با موفقیت مدیریت کند. رسانههایی مانند الجزیره و میدل ایستآی نیز تأکید دارند که این ناآرامیها بیشتر برای تسکین اقتصادی است تا تغییر ایدئولوژیک و حکومت ایران با اصلاحات کنترلشده از آن عبور خواهد کرد. حتی اتاق فکرهایی مانند چتمهاوس بریتانیایی و مرکز استیمسون آمریکایی پیشبینی کردهاند که فشارهای خارجی و داخلی ممکن است تغییراتی ایجاد کنند اما سرنگونی در دسترس نیست و جمهوری اسلامی از این بحران هم عبور میکند. سرلشکر ذخیره تامیر هیمن، رئیس پیشین اطلاعات نظامی اسرائیل (آمان)، در واکنش به فعالیتهای موساد در اغتشاشات ایران، آن را اشتباهی دانسته که به جای تضعیف، ایران را تقویت میکند. این اعترافهای جامع از سوی اتاق فکرها،که برپایه دادههای اطلاعاتی هستند،شکست رویکردهای آمریکا و اسرائیل را در تضعیف ایران نشان میدهد و برعملکرد مثبت جمهوری اسلامی در حفظ انسجام تاکید میکند.
حمایتهای توخالی ترامپ و پمپئو
این تحلیلها نشان میدهد چهرههایی چون دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا و مایک پمپئو که با لفاظیهای تهاجمی به میدان آمدهاند هدف دیگری دارند و آن تشدید ناامنی و زمینهسازی برای درگیریهای داخلی و تضعیف کشور است.اتاقهای فکر آمریکایی مانند بنیاد دفاع از دموکراسی در تحلیل خود اذعان میکنند که اعتراضات ایران، هرچند متفاوت از گذشته هستند اما در سطحی نیست که برای نظام تهدیدی وجودی بههمراه داشته باشد. سیاستهای ترامپ از تحریم تا تهدید نظامی تنها خشم مردم را برمیانگیزد و پیوند جامعه با حاکمیت را عمیقتر میسازد. افرادی که در خیابانها اعتراض میکنند، میان مطالبات مشروع و توطئههای خارجی تفاوت رامیشناسندوترجیح میدهندسرنوشتشان راخودرقم بزنند، نه واشنگتن.
ناکامی موساد و رژیمصهیونیستی در میدان
رژیم صهیونیستی نیز، با سابقه طولانی مداخله در امور ایران، این بار رویکرد عریانتری اتخاذ کرده اما همچنان به شکستهای گذشته اعتراف میکند. مقام سابق موساد در «اسرائیلهیوم» مینویسد: «همه از شکست اعتراضات میپرسند. غرب و موساد باید پنهانکاری را رعایت کنند؛ حمایت آشکار، پروژه براندازی را نابود میکند.» او برای «موفقیت»، سه گام پیشنهاد میدهد: نفوذ در مقامات ایرانی با وعدههای دروغین، تأمین مالی مخفیانه اغتشاشگران با ویپیان و رمزارزها، و حمله موشکی زماندار به تأسیسات ایران همزمان با اوج اعتراضات. این توصیهها، نه نقشه پیروزی، بلکه اقرار به ناکامی عملیاتهای علنی گذشته است؛ موساد میداند تولید چندصد موشک ماهانه ایران، برای رژیم تهدیدی وجودی است که با اغتشاشات خیابانی خنثی نمیشود.مؤسسه امنیت ملی اسرائیل نیز پس از جنگ۱۲روزه، ثبات نظام جمهوری اسلامی را تأییدمیکند: «تا زمانی که دولت و حاکمیت بهعنوان دوجزء مکمل عمل کنند،هیچ شکاف تعیینکنندهای شکل نمیگیرد.»
تابآوری اجتماعی و نهادی ایران
در مقابل سیاستهای شکستخورده غرب، عملکرد حکومت جمهوری اسلامی در مدیریت بحرانها قابل توجه است. ساختار ایران با پیوندهای عمیق اجتماعی و نهادی، از بحرانهای قبلی با موفقیت عبور کرده است. پوزیلوف اسرائیلی در تحلیل خود تأکید دارد که این مدل حکمرانی، با حمایت مردمی مستقل، امکان فروپاشی را از بین میبرد. گزارشهای میدل ایستآی نشان میدهد که جامعه ایرانی، با وجود نارضایتی اقتصادی، به دنبال اصلاحات داخلی است و مداخلات خارجی را رد میکند. جمهوری اسلامی با تمرکز روی ظرفیتهای داخلی، مانند افزایش صادرات غیرنفتی و سرمایهگذاری در فناوری، میتواند به شرط اراده دولتمردان و تغییر برخی روندهای اشتباه تحریمها را دور بزند.