نقض فاحش حاکمیت ملی
نقطه آغاز این پرده از نمایش تکراری، پیامهای تحریکآمیز و وقیحانه دونالد ترامپ در شبکه اجتماعی اختصاصیاش (تروثسوشیال) بود. او که پیش از این با خروج یکجانبه از توافقنامههای بینالمللی و اعمال «تروریسم اقتصادی» سفره مردم ایران را هدف قرار داده بود، اکنون در نقش مدعی حقوق بشر ظاهر شده است. ترامپ با وقاحتی بیسابقه، نه تنها از تخریبگران اموال عمومی و آشوبطلبان حمایت کرد، بلکه ساختار سیاسی ایران را به اقدام نظامی تهدید نمود.
این اظهارات که برخلاف تمام موازین بینالمللی و اصل عدم مداخله در امور داخلی کشورهاست، نشاندهنده استیصال راهبردی در کاخ سفید است. ترامپ با تهدید به «اقدام قاطع نظامی» عملا تلاش کرد به هستههای آشوب این پیام را مخابره کند که واشنگتن برای پشتیبانی از آنها آماده است اما واقعیت آنجاست که این ادبیات، بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، گویای فروپاشی منطق سیاسی در هیأت حاکمهای است که تصور میکند با چند سطر پیام در فضای مجازی میتواند اراده یک ملت بزرگ و ریشهدار را متزلزل کند. این اقدام ترامپ، تلاشی مذبوحانه برای احیای سیاست شکستخورده «فشار حداکثری» است که این بار از مسیر تحریک خیابانی دنبال میشود.
ائتلاف ننگین؛ وقتی موساد فرماندهی میکند
اما ابعاد این دخالت فقط به توییتر و تروثسوشیال ختم نمیشود. اسناد رصد شده در فضای سایبری و فعالیتهای میدانی نشان میدهد این بار، دستگاه اطلاعاتی رژیمصهیونیستی (موساد) به شکلی عریان و بیپروا وارد معرکه شده است. حسابهای رسمی و نیمهرسمی مرتبط با این نهاد جاسوسی، در روزهای گذشته به اتاق جنگی تبدیل شدهاند که در آن دستورالعملهای ساخت بمبهای دستی، روشهای مقابله با نیروهای حافظ امنیت و تعیین نقاط تجمع برای تخریب اموال عمومی آموزش داده میشود.
آشکار شدن دست دشمن در پس اعتراضات بحق اقتصادی، زمانی به اوج خود رسید که پیوند میان هستههای آشوب و سرویسهای جاسوسی اسرائیل بر ملا شد.حمایت مستقیم وزرای کابینه رژیم صهیونیستی، از جمله وزیر علوم و وزیر امور دیاسپورا از اغتشاشات، لکه ننگ دیگری بر کارنامه رژیمی است که خود بزرگترین ناقض حقوق بشر در جهان است. این مقامات با انتشار پیامهای فارسی و تحریکآمیز، عملا نشان دادند که پروژه آنها نه حمایت از مردم ایران، بلکه «سوریهسازی» و ایجاد بیثباتی پایدار در کشور است. آنها دنبال آن هستند تا با موجسواری بر گلایههای اقتصادی، امنیت پایدار ایران را که خاری در چشم آنهاست، خدشهدار کنند.
شکاف در اردوی دشمن
نکته قابل تأمل در این میان، واکنشهای داخلی در آمریکا به رفتارهای جنونآمیز ترامپ است. برخلاف تصور او، این تهدیدات نظامی با موجی از مخالفتها در داخل ایالات متحده روبهرو شده است. جریانهای «ضد جنگ» و حتی جناحهای انزواگرا در حزب جمهوریخواه، نسبت به تبعات یک درگیری جدید درخاورمیانه هشداردادهاند. تحلیلگران ارشد آمریکایی معتقدند ترامپ با این تهدیدات، آمریکا را در یک بنبست دیپلماتیک قرار داده است. چون قدرت بازدارندگی ایران به مرحلهای رسیده که هرگونه اقدام نظامی، هزینهای گزاف و جبرانناپذیر برای منافع واشنگتن در پی خواهد داشت. بسیاری از شخصیتهای نزدیک به ترامپ نیز با انتقاد از موضعگیریهای تند وی، تأکید کردهاند که تهدید ایران در شرایط فعلی، فقط به انزوای بیشتر آمریکا میانجامد. آنها میدانند ایران امروز، قدرتمندتر از هر زمانی است و هرگونه ماجراجویی دیوانهوار میتواند به قیمت نابودی پایگاهها و نیروهای آمریکا در منطقه تمام شود. این فشارهای داخلی باعث شده ترامپ در خانه خود نیز با یک بنبست مواجه شود و پیامهای او در تروثسوشیال، بیش از آنکه ایران را بترساند، لرزه بر اندام متحدان منطقهای آمریکا انداخته است.
مهندسی ادراک و جعل واقعیت
رسانههای معاند فارسیزبان که بودجههای خود را مستقیم و غیرمستقیم از دلارهای نفتی و منابع غربی دریافت میکنند، در این چند روز بهعنوان پیادهنظام رسانهای ترامپ و نتانیاهو عمل کردند. تکنیک «بزرگنمایی» و «جایگزینی جلاد و شهید» در صدر برنامههای این رسانهها بود. آنها با سانسور مطالبات بحق اقتصادی مردم، تنها بر شعارهای ساختارشکنانه و صحنههای خشونتآمیز تمرکز کردند تا به مخاطب جهانی اینگونه القا کنند که ایران در آستانه فروپاشی است.
این رسانهها با جعل اخبار و بزرگنمایی تجمعات چندنفره، سعی در ایجاد «مارپیچ سکوت» داشتند تا اکثریت مردم را که مخالف آشوب هستند، مرعوب کنند اما این مهندسی ادراک باسد بصیرت عمومی روبهرو شد. مردم علیرغم تمام فشارهای معیشتی، وقتی دیدند قاتلان سردار دلها و غاصبان قدس شریف برای آنها دلسوزی میکنند، به سرعت صف خود را از تخریبگران جدا کردند. دشمن در محاسبات خود یک فاکتور اساسی را فراموش کرده بود:«غیرت ملی ایرانیان» که اجازه نمیدهد متجاوزان دیروز، امروز در نقش ناجی ظاهر شوند.
کابوسی در سرزمینهای اشغالی
پاسخ مقامات عالیرتبه کشورمان در واکنش به این زیادهخواهیها، کوبنده و مقتدرانه بود. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی با صراحت اعلام کرد که دشمنان دنبال تبدیل مطالبهگری به آشوب هستند و تأکید کرد که «پاسخ ایران به هرگونه تعرض نظامی یا امنیتی، نه در حرف که در میدان، قاطع و ویرانگر خواهد بود.» او تصریح کرد که خوابهای آشفته ترامپ برای ایران هرگز تعبیر نخواهد شد و امنیت مردم خط قرمز نظام است.
همچنین علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی در واکنش به پیامهای مداخلهجویانه ترامپ و حرکات صهیونیستها، با لحنی هشدارآمیز خاطرنشان کرد: «با موضعگیری مقامات اسرائیلی و ترامپ، پشت صحنه ماجرا روشن شد. ما مواضع کسبه معترض را از عوامل تخریبگر جدا میدانیم و ترامپ بداند دخالت آمریکا در این مسأله داخلی برابر است با به همریختگی کل منطقه و هدم منافع آمریکا.» وی در ادامه افزود: «مردم آمریکا بدانند ماجراجویی را ترامپ شروع کرد. مراقب سربازان خود باشند.»
این مواضع مقتدرانه، موجی ازهراس را در سرزمینهای اشغالی ایجاد کرده است.صهیونیستها که خود محرک اصلی ترامپ دراین ماجرا بودند، اکنون به خوبی میدانند که هرگونه خطای محاسباتی،مستقیما امنیت آنها راهدف قرارخواهد داد.
وحشت از پاسخ موشکی و پهپادی ایران، خواب را از چشمان مقامات رژیم ربوده و جمهوری اسلامی ثابت کرده است که هر دست متجاوزی را پیش از نزدیک شدن به مرزها، قطع خواهد کرد.
حمایت ترامپ از تخریبگران، نه از سر دلسوزی برای نان مردم، بلکه برای در هم شکستن استقلال ایران است. آنها کشوری ویران، ضعیف و وابسته میخواهند، نه ایرانی که در اوج قلههای علمی و دفاعی ایستاده است. امروز، نبرد اصلی میان «استقلالخواهی ایرانی» و «مداخلات استکباری» است و در این نبرد، پیروز نهایی ملتی است که ریشههایش در خاک این سرزمین است، نه در توییتهای شبانه یک تاجر جنگطلب.